دين مقدس اسلام دين كامل و جامعى است كه پايه و اساس آن بر علم و دانش
گذاشته شده است. اين دين بزرگ و با عظمت از روز اولى كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آلهآن را
براى بشريت به ارمغان آورد يك سرى مسائل علمى بيان نمود كه بعد از گذشت
صدها سال از آن روز تازه دانشمندان و مخترعان و مكتشفان به گوشههاى بسيار
كوچكى از آن رسيدهاند و اين در حالى است كه بزرگان و صاحبان اين دين كه همان
نمايندگان خداى تعالى بر روى زمين هستند يعنى همان وجود شريف چهارده نور و
چهارده معصوم علیهم السلام به ما فرمودهاند آنچه از علوم كه تا زمان ظهور امام زمان
(ارواحنا فداه) كشف مىشود دو حرف از علم است و بيست و هفت حرف ديگر از
علم را ان شاء اللّه وجود شريف امام زمان (ارواحنا فداه) براى ما خواهند آورد.
قرآن كريم بر خلاف تمام علومهاى بشرى دريايى نامحدود است و ما هر چه
در مطالب و علوم اين كتاب آسمانى پيش برويم و پيشرفت كنيم هنوز جاى دارد و
حتى سر سوزنى به آن همه و معارفى كه در اين كتاب با عظمت نهفته نرسيدهايم، به
طورى كه فرمودهاند هر حرف از قرآن هفتاد هزار بطن دارد كه البته منظور از اين كلام
اين است كه معارف قرآن بىنهايت و زياد است.
قرآن كريم بر خلاف تمام كتابهاى ديگر كه فقط در دنيا مورد استفاده هستند
هم در دنيا و هم در آخرت مورد استفاده مؤنين و اولياء اللّه قرار خواهد گرفت و
مايه پيشرفت و پاكى آنها خواهد شد به طورى كه در بعضى از احاديث و روايات
آمده كه در بهشت هم اهل بهشت قرآن مىخوانند و پيشرفت مىكنند و مقامشان
بالاتر مىرود.
با اين وجود خيلى از ما مسلمانها همانند كسى هستيم كه بر تپهاى از طلا
نشستهايم و دست گدايى به سوى ديگران دراز كردهايم در حالى كه اصل علم
مربوط به دين ما است و مابقى اديان به خاطر تحريفى كه در آنها شده چيزى از آنها
باقى نمانده و آنچه امروز به اسم دين برايشان باقى مانده يك مشت خرافات بيش
نيست و اكثر دانشمندان علوم خويش را از قرآن، كتاب آسمانى ما مىگيرند و همه
دانشمندانى كه در كارشان موفق بودهاند اعتراف كردهاند كه اگر اسلام نبود از علم و
دانش هم خبرى نبود به عنوان نمونه به چند مورد كوچك آن توجه نمائيد:
1) لوتر استودارد دانشمند و مورخ معروف آمريكائى مىگويد: «براى عظمت
اسلام همين بس كه با اين همه موانع باز هم حقايق و فضيلت خود را در جهان
آشكار مىسازد زيرا اسلام يك آئين ساده و خردمندانه است».
2) ولز مورخ مشهور انگليسى در كتاب «تاريخ عمومى» مىنويسد: «اسلام يك
نظام اجتماعى و قانون مدنى براى بشر بوده كه در روزگار تيره دنيا نمايان شد و با
احكام مقدس خود با هر نوع ستمگرى و خيانت و جنايت و بيدادگرى مبارزه نموده
است».
3) سركويليام انگليسى در كتابى كه پيرامون اسلام تأليف كرده مىنويسد: «اسلام
چون مركب تندرويى كه گامهاى بلندى در راه ترقّى و تمدّن بشر برداشته باشد
جادههاى ناهموار را به سرعت عجيبى پيموده و وارد وادى حقيقت شده و
تعليمات عاليه آن بيشتر درس معنويت و معاشرت و سلوك را به خوبى مىآموزد».
4) دكتر گوستاولوبون مورخ و دانشمند فرانسوى در كتاب «تمدن اسلام و عرب»
مىنگارد: «بساطت و سادگى و وضوح اصول عقايد اسلامى به علاوه رفتار با مردم
از روى عدل و احسان كه سكه روشن آن روى مذهب اسلام خورده سبب گرديده كه
تمام روى زمين را تسخير نمايد».
5) كنت هنرى دوگاسترى دانشمند فرانسوى در كتاب «اسلام و افكار» مىگويد:
اسلام قسمت بسيار پهناور كره را به واسطه تعليمات عاليه و ساده خود اشغال كرده
و به وسيله قوانين متين و محكم آن بود كه وحشيان و سياه پوستان بتپرست
متعصّب را وادار كرد به احكام آن ايمان آورده و پرچم اسلام را بر فراز خانههاى
خود و كشورهاى مهم جهان نصب نمايند».
6) پرنس ژيوائى بورگيز دانشمند ايتاليائى در كتاب «ايتالياى نو» راجع به اسلام
مىنگارد: «عظمت اسلام از همين جا پيدا است كه آغاز تمدن اسلامى از بدو
پيدايش اسلام و رسالت پيغمبر صلی الله علیه و آله شروع شد در صورتى كه تمدن اروپائى ششصد
سال پس از مسيح و مسيحيت آغاز خودنمائى نموده است!»
7) برناردشاو نويسنده معروف در يكى از تأليفات خود مىنويسد: «من براى
هميشه دين محمّد صلی الله علیه و آله را با احترام بسيار نگريستهام چرا كه فعاليت و شادابى
شگفت انگيزى در آن وجود دارد و به نظر من تنها دينى است كه خاصيّت تطبيق با
ادوار مختلف زندگى را آزاد داشته و احكام آن با هر دوره و زمان سازگار است».
8) لادين ايفلين كوبولد خانم انگليسى در كتاب «به سوى خدا» مىنويسد:
«اسلام به تمام معنى يك قانون بزرگ و بىنقص اجتماعى است كه هرگز از بين
نخواهد رفت زيرا اصول آن با مبادى تمدن و ترقى قانون فكر و عقل موافق
مىباشد».
9) كنت دوگوبينو دانشمند فرانسوى در كتاب «سه سال در آسيا» مىگويد: «اسلام
يك دين پاك و بىآلايش و منزه از هر عيب و نقص را براى بشر آورده است».
10) اميل در منگهم فرانسوى مىنويسد: «اسلام مانند ندائى رسا كه دلها را تكان
دهد، باختر و خاور را از بدبينى و غفلت بيدار كرد و چنان تأثيرى در قلوب گذاشت
كه تاريخ و دنياى انسانيت چنين انقلاب روحى و نهضت اجتماعى را در هيچ عصر
ديگر به ياد ندارد».
11) لپرى دانشمند فرانسوى مىگويد: «اگر اسلام و مسلمين در تاريخ پيدا
نمىشدند حيات علمى اروپا تا چند قرن عقب مىافتاد».
12) درابر مورّخ آمريكايى مىنويسد: «دانشمندان مسلمان در اغلب علوم
قديمه و جديد دست داشتند و آنها را در علوم مكانيك و موازين مايعات
(ايدروستاتيك) علم مرتبات و حركات اوليه (ديناميك) حل مسائل علم شيمى و
فيزيك و مباحث تقطير و تصعيد و تذويب و تصفيه مهارتى كامل بود در
دانشگاههاى اسلامى از كليه علوم فيزيك و شيمى و هيئت گرفته تا دروس
كشاورزى و دامدارى و اخلاق، فيلسوفهاى بزرگ وجود داشت و دانشگاهى ديده
نشده است كه مانند دانشگاه اسلامى شش هزار دانشجو داشته باشد».
13) مُسيو سديو مورّخ مشهور فرانسوى مىگويد: «ترقّى تمدّن امروز اروپا
مرهون دانشهايى است كه اسلام در سرتاسر شرق و غرب منتشر ساخت و حقيقتا
بايد اعتراف كرد كه مسلمين استادان اوليه ملل اروپا بودهاند».
14) بوگيز ژيوائى مىگويد: «مسلمين در قرون وسطى فرهنگ را رسما ايجاد
كرده و دانشگاههائى تأسيس نمودند، هر اروپائى كه وارد دانشگاههاى اسلامى
مىشد در اجتماعات به خود باليده و افتخار مىكرد و با سرافرازى و سربلندى در
ميان طوايف و خانوادهها قدم به فخر برداشته و اظهار بزرگى و دانشمندى
مىنمود)[1].
با توجّه به اقرارها كه ملاحظه فرموديد دين مقدس اسلام بر تمام اديان زنده
جهان برترى دارد و اين برترى تنها به خاطر قوانين عاليه و علومى است كه در اين
دين مبين نهفته مىباشد.
اما متاسفانه با اين وجود ما مسلمانها از كتاب آسمانى خويش كه مورد توجه
تمام دانشمندان موفق جهان بوده و هست بىتفاوت هستيم و گاه گاهى براى اينكه
ثوابى برده باشيم مقدارى از آن را تلاوت مى كنيم و يا در مراسمهاى ختم براى
امواتمان بسنده كردهايم اما نه تنها دانشمندان موفق جهان بلكه علماء اعلام و
مراجع عظيم الشأن تقليد هم هميشه تاكيد بر تلاوت مداوم و تدبر نمودن در آيات
اين كتاب شريف را توصيه مىنمايند و علت موفقيت خويش را جدا نشدن از قرآن
و اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام ذكر مىكنند.
استاد عزيز ما كه خداى تعالى بر توفيقاتشان بيفزايد هميشه به من و ديگر
شاگردانشان توصيه مىنمايند كه از قرآن جدا نشويد و يك برنامهاى داشته باشيد كه
در روز وقتى را به تلاوت قرآن اختصاص دهيد و ضمناً در آن آياتى كه تلاوت
مىكنيد تدبر هم بكنيد. خود قرآن هم به مسلمانان اين پيشنهاد را داده آنجا كه با
اعتراض مىفرمايد: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن».[2]
تدبر از ماده دُبُر است و دُبُر به معناى پشت مىباشد يعنى وقتى آيهاى از قرآن
را تلاوت نموديد پيگيرى كنيد تحقيق كنيد ببينيد در پشت آن چه نكات و حكمت
هايى نهفته است. البته همان طور كه همه مىدانيد پشت هر حرف قرآن بىنهايت
نكته و مطلب علمى نهفته كه بشر قادر نيست و نبوده سر سوزنى از آن درياى
بىنهايت را بفهمد و هر آنچه هم تا به حال فهميدهاند «راسخون فى العلم» يعنى
همان وجود چهارده معصوم علیهم السلام براى ما بازگو نمودهاند اما ما هم با توجه به متن
قرآن و روايات اهل بيت عصمت علیهم السلام از كم سوادترين انسانها گرفته تا مجتهدترين
آنها هر كسى به اندازه وسع علمى خويش وقتى اين كتاب علمى و آسمانى را مورد
مطالعه قرار مىدهد از هر آيهاى نكاتى متوجه مىشود و مىفهمد كه به اين
برداشت مىگويند يعنى هر كسى مطابق با فهم و درك خويش يك برداشتى از هر
آيه قرآن براى خود دارد و اين مسأله به هيچ عنوان تفسير قرآن نيست، بلكه تدبّر و
برداشت از قرآن است، زيرا هيچ كس جز اهلبيت علیهم السلام حق تفسير كردن قرآن را
ندارد و در روايات در مورد كسانى كه قرآن را تفسير به رأى كنند تعابير تندى آمده و
كه فرمودهاند: «من فسّر القرآن برأيه فقد كفر»[3] و يا فرمودهاند: «من فسّر القرآن برأيه
فأصاب الحق فقد اخطأ»[4] و يا در جاى ديگر فرمودهاند: «من فسّر القرآن برأيه
فليتبوء مقعده من النار»[5]، يعنى كسى كه قرآن را به رأى و نظر خودش تفسير كند
كافر است، كسى كه قرآن را به نظر خودش تفسير كند اگر درست هم باشد كار
خطايى كرده است و كسى كه قرآن را به رأى خود تفسير كند جايگاهش آتش است.
فرق تَدَبُّر با تفسير:
تدبر در قرآن كه فرموده: «أَ فَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَي قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا»[6] ترجمه:
آيا در قرآن تدبر نمى كنيد يا بر دلها قفلهايشان هست. اين است كه تدبر بنا به توصيه
خود قرآن كه در دو سوره محمد و نساء آمده يعنى تلاوتكننده قرآن هر كه
مىخواهد باشد از آياتى كه تلاوت مىكند يك سرى مطالب و حقايقى متوجه
مىشود و برداشت مىكند و اين حاصل فهم و درك خودش است و هيچ ربطى به
تفاسير و روايات اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام ندارد بنابراين چون فهم و دركها
هم متفاوت است پس برداشتهاى متفاوتى بسته به فهم هر كس از آيات خواهد شد.
ولى در تفسير بدون سؤل از اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام هيچ كسى حق ندارد
وارد شود، يعنى در تفسير هر مطلبى كه خواستيم بگوئيم و يا بنويسيم بايد پشتوانه
روائى داشته باشد و از ناحيه ائمه معصومين علیهم السلام صادر شده باشد وگرنه مشمول
روايات فوق الذكر خواهيم شد اما در برداشت و تدبر هر كسى به مقدار فهم و
دركش مطلبى مىفهمد و ربطى به روايات ندارد و اين علاوه بر اينكه اشكالى ندارد
خيلى هم مفيد و عمل نمودن به توصيه قرآن است.[7]
كتابى كه در پيش رو داريد حاصل تدبرها و برداشتهاى حقير است كه در هفته
چند آيه از قرآن را مورد مطالعه قرار مىدادم و بعد برداشت ها و تدبراتم را از آن
آيات مىنوشتم كه الآن در اختيار شما دوستان عزيز قرار مىگيرد.
اين كتاب در واقع گنجينه حكمت است، زيرا موضوع اصلى اين كتاب قرآن
كريم است و تدبر و برداشت هائى هم كه نوشتهام همه از مضمون كلمات اهل بيت
عصمت و طهارت علیهم السلام مىباشد و حتىالمقدور در كتب روائى تحقيق و تفحص
شده و روايات مربوطه را نيز پاورقى نمودهايم و در اين كتاب به جز قرآن و كلمات
اهل بيت علیهم السلاماز هيچ منبع ديگرى استفاده نشده است، لذا قرآن و كلمات خاندان
عصمت و طهارت علیهم السلام همگى نور و حكمت هستند و مطالعه آنها باعث پيشرفت و
ترقى و باعث شفاى امراض روحى و نورانى شدن قلوب مىشود و به طور كلى بر
خلاف مطالب فلسفى كه ثقيل و سنگين هستند و فهم آن براى همه كس مقدور
نيست و حتى براى كسانى هم كه آن را مىفهمند گاه خستهكننده است، روايات
خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام و همچنين كلمات خداى تعالى يعنى همان قرآن به
گونهاى است كه اولاً همه افراد از كم سوادترين آنها تا عالمترين آنها هر كس به اندازه
وسع علمى خويش متوجه مىشود و ثانياً براى هيچ كس خسته كننده نيست و همه
دائما مشتاق خواندن و يا شنيدن مابقى آن هستند لذا ما در اين كتاب فقط از
مضمون و يا خود كلمات خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام استفاده كردهايم و از به كار
گيرى الفاظ نا مأنوس و فلسفى خود دارى كردهايم.
در اين كتاب سعى شده هر كجا لازم بوده براى فهم بهتر مطلب قسمتىاز شأن
نزول آيه مربوطه آورده شود، نكته ديگرى كه در اين كتاب رعايت شده اين است كه
چون به اعتقاد شيعه بسم اللّه الرحمن الرحيم جزء سورههاى قرآن است كه امام علیه السلام
فرمود دشمنان خاندان عصمت علیهم السلام آن را از سورهها حذف نمودهاند[8] و حتى
علماء و مراجع فتوى دادهاند كه اگر در نماز به نيت يك سوره بسم اللّه الرحمن
الرحيم گفتيد اجازه نداريد ادامه اش را از يك سوره ديگر بخوانيد مگر اينكه از اول
به نيت همان سوره بسم اللّه الرحمن الرحيم بگوئيد و ادامه آن سوره را بخوانيد، لذا
ما در اين كتاب بسم اللّه الرحمن الرحيم را جزء سوره حساب كردهايم و آيه شماره
يك تمام سورهها را به اين آيه اختصاص دادهايم لذا آيه يك تمام سوره بسم اللّه
الرحمن الرحيم است و آيه بعدى مىشود آيه دو و الى آخر قرآن شريف همين گونه
است.
ما در اين كتاب سعى نمودهايم در حد فهم و درك خويش از آيات و حتى
المقدور كمك گرفتن از كلمات گهربار اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلاممطالبى كه
در عمق قرآن نهفته شده را بيرون بكشيم و با قلمى ساده و روان براى شما عزيزان
بنويسيم و معتقديم كه در حد وسع علمى خويش در فهميدن هر چه بهتر آيات قرآن
به مطالعه كنندگان اين كتاب كمك نمودهايم ضمناً در اول كتاب به عنوان تبرك چهل
حديث از خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام در مورد فضيلت قرآن و تلاوت آن و تدبر
در آن براى شما آوردهايم.
در روايات داريم كه هر مسلمان بايد روزى چند آيه بخواند و حتّى در بعضى
روايات فرمودهاند كه مسلمان بايد روزى پنجاه آيه را مورد مطالعه و تدبر قرار دهد.
چه خوب است كه ما مسلمانان به كتاب آسمانى خويش متمسك شده و در حد
وسع و ظرفيت خويش نكات علمى آن را بيرون بكشيم تا انشاءاللّه مسلمانان
حرف اول تمام اكتشافات و اختراعات و كليه مطالب علمى را در جهان بزنند و
اينگونه نباشد كه پيروان اديان ديگر با استفاده از علوم قرآن و اهلبيت پيامبر ما همه
اكتشافات و اختراعات را به نام خويش ثبت نمايند و خود ما مسلمانان دستمان به
طرف آنان دراز باشد.
قاسم رجبيان
19 محرم الحرام 1432 هجرى قمرى
قم المقدسه
[1] ـ كتاب اتحاد و دوستى، صفحه
[2] ـ سوره محمّد آيه 24.
[3] ـ نور البراهين- سيد نعمت اللّه جزايرى- جلد: 1 صفحه: 181.
[4] ـ وسائل الشيعه جلد: 27 صفحه 205.
[5] ـ عوالى الآلى جلد: 4 صفحه: 104.
[6] ـ سوره محمد آيه 24.
[7] ـ أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها. أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ
اخْتِلافاً كَثير.
[8] ـ سرقوا أكرم آية فى كتاب اللّه بسم اللّه الرحمن الرحيم تفسيرالعياشىجلد: 1 صفحه: 19.
مَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ عَمَدُوا إِلَى أَعْظَمِ آيَةٍ فِى كِتَابِ اللَّهِ فَزَعَمُوا أَنَّهَا بِدْعَةٌ إِذَا أَظْهَرُوهَا وَ هِيَ بسم اللّه الرحمن الرحيم (مستدركالوسائل جلد: 4 صفحه: 166).