آيه 111 الى 112 سوره آل عمران

لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلاّ أَذًى وَ إِنْ يُقاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ اْلأَدْبارَ ثُمَّ لا
يُنْصَرُونَ
«» ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ ما ثُقِفُوا إِلاّ بِحَبْلٍ مِنَ اللّهِ وَ حَبْلٍ
مِنَ النّاسِ وَ باؤبِغَضَبٍ مِنَ اللّهِ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ
كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللّهِ وَ يَقْتُلُونَ اْلأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقِّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ
كانُوا يَعْتَدُونَ «»

ترجمه آيه 111 الى 112 سوره آل عمران:

«نمى‏توانند ضرر بزنند»

آن‏ها هرگز نمى‏توانند به شما ضرر برسانند، مگر اذيّتهائى. و اگر با شما
جنگ كنند (شكست خواهند خورد و) به شما پشت كرده و فرار مى‏كنند و بعد
هم آن‏ها يارى نمى‏شوند. (111)

هر جا باشند بر آن‏ها ذلّت زده شده، مگر آنكه با ريسمانى از خدا و
ريسمانى از مردم در ارتباط باشند و آن‏ها به غضبى از خدا گرفتار شده‏اند و
مسكنت بر آن‏ها زده شده. آن براى اين است كه آن‏ها به آيات خدا كافر شده و
انبياء را به ناحقّ مى‏كشند. آن به خاطر اين است كه گناه مى‏كنند و از حدّ خود
تجاوز كرده‏اند. (112)

تدبّر ما:

شأن نزول:

هنگامى كه بعضى از يهودى‏ها مثل عبد اللّه بن سلام با دوستانش از گذشته
تاريك خود توبه كرده و به دين اسلام مشرف شدند، جمعى از بزرگان يهود پيش

آن‏ها آمدند و زبان به سرزنش و ملامت آنان گشوده و آن‏ها را تهديد كردند كه چرا
آيين پدران و نياكان خود را ترك گفته و اسلام آورده‏ايد؟ كه اين آيه به عنوان راه گشا
و قوّت قلب براى آن‏ها و ساير مسلمانان نازل گرديد.

مؤنين بايد بدانند اين كه در صراط مستقيم هستند خيلى ارزش دارد و تا
مادامى كه از صراط مستقيم اهل بيت عصمت و طهارت   علیهم السلام خارج نشوند نصرت و
يارى خداى تعالى براى آن‏ها خواهد بود و هيچ كس نمى‏تواند به آن‏ها ضرر و زيانى
برساند.

كسانى كه يقظه و بيدارى به آن‏ها دست مى‏دهد و متوجّه اشتباه خود در گذشته
مى‏شوند و مى‏خواهند توبه و شروع به سير الى اللّه نمايند بايد بدانند شيطان و
شيطان سيرتان به اين راحتى آن‏ها را رها نخواهند كرد و ممكن است همان گونه كه
در تاريخ ثبت شده، اول با خدعه و حيله براى آن‏ها مشكلاتى درست كنند و در
مرحله بعد اگر با حيله و حقّه موفّق نشدند تهديدهايى داشته باشند و خلاصه
جولانى به راه بياندازند.[1]

اما آن‏ها بدانند نصرت خداى تعالى با همه كسانى است كه تمام سعى و
تلاششان بر اين است كه خود را از رذائل و گناهان پاك كنند و در مرحله بعد در
صراط مستقيم اهل‏بيت   علیهم السلام باشند، آن‏ها بايد بدانند شيطان سيرتان نمى توانند
هيچ ضررى به آن‏ها بزنند، فقط ممكن است براى اين كه هم شيطان‏سيرتان و هم
مؤنين امتحان خود را پس دهند به ظاهر بتوانند مقدار كمى ناراحتى بر مؤنين
وارد كنند اما در نهايت موفّقيّت و پيروزى با مؤنين است.[2]

مؤنين بايد هميشه با روحيه‏اى قويّ و با نشاط با همه مسائل روبرو شوند،
آن‏ها هيچ گاه نبايد به خود و يا ديگران تلقين ضعف و ناتواني كنند چرا كه تلقين
نمودن در انسان بسيار مؤر خواهد بود، در اين آيه، خداي تعالي به همه مسلمان‏ها
روحيه داده و به آن‏ها تلقين مثبت مينمايد.

آن حبل و ريسمانى كه از طرف خداى تعالى در اين آيه بيان شده منظور قرآن
كريم است و آن حبل و ريسمانى كه از طرف مردم بيان شده منظور وجود شريف
اولياء خدا كه در رأس همه آن‏ها وجود شريف على بن ابيطالب   علیهم السلام است،
مى‏باشد، پس بايد خيلى خيلى قدر دان اين دو حبل گران بهاء باشيم و بدانيم قرآن
حبل صامت و اولياء خدا كه در رأس همه آن‏ها وجود شريف ائمه اطهار   علیهم السلام اند
حبل ناطق خداى تعالى هستند.[3]

هر كس با دو حبلى باشد كه خداى تعالى براى هدايت مردم فرستاده، در
امنيت كامل است و هر كس كه از اين دو حبل جدا شود هر كجا هم كه باشد بر آن‏ها
ذلّت و مسكنت وارد خواهد شد.

مؤنين بايد به وضعيت نكبت بار و ذلّت بار اهل غفلت توجّه كنند و شكر
نعمت هدايتى كه از ناحيه خداى تعالى براى آن‏ها آمده است بنمايند و به شكرانه
اين نعمت بزرگ لحظه به لحظه در راه خدا جدى‏تر شوند.

اهل گناه و غفلت بدانند رمز نجات‏شان از آن همه ذلّت و بدبختى كه دامن
گيرشان شده ترك گناه و ايمان آوردن به خداى تعالى و اولياء و فرستادگانش
مى‏باشد.

مؤنين بايد خيلى مواظب باشند تا با افكار، اعمال و گفتارشان به دو حبلى كه
خداى تعالى براى هدايتشان فرستاده ظلم و خيانتى نكنند و توجّه داشته باشند نه
تنها شيعه بلكه اهل تسنن هم به اين دو حبل اشاره كرده و قبول دارند كه خداى
تعالى براى هدايت بشريت دو حبل گران بهاء فرستاده است.[4] آن‏ها بايد بدانند با
اين كه قوم بنى‏اسرائيل پيامبران زيادى به قتل رساندند و گاه در يك روز هفتاد پيامبر
خدا را سر مى‏بريدند، اما بعضى از آن‏ها با اعمال و كردارشان باعث قتل انبياء
شدند. امام جعفر صادق   علیه السلام مى‏فرمايند: در اين آيه منظور از اين كه پيامبران را به
قتل رساندند آن عده از بنى‏اسرائيل‏اند كه نصايح و سخنان پيامبران‏شان را مى
شنيدند اما آن‏ها را ناديده گرفته و به آن‏ها عمل نمى‏كردند،[5] بلكه به مخالفت
كردن با آن‏ها مى‏پرداختند، پس نكند ما هم به توصيه‏ها و نصايح قرآن و اهل بيت
پيامبرمان   صلی الله علیه و آله بى‏توجّه باشيم و خداى نكرده لساناً و يا عملاً به مخالفت كردن با آن‏ها
بپردازيم.

مردم مسلمان به هيچ وجه نبايد با آبروى ديگران مخصوصاً با آبروى علماء و

بزرگان دين و كسانى كه مردم را به طرف خداى تعالى دعوت مى‏كنند بازى كنند و
بدانند گناه بى‏آبرو كردن ديگران كمتر از به قتل رساندن آن‏ها نيست.[6]

گناه و نافرمانى كردن خداى تعالى يعنى تجاوز كردن از حد خود، و جزايش
دورى از رحمت خداى تعالى و ذلّت و خوارى كشيدن در زندگى است.


[1] ـ للباطل جولة غررالحكم صفحه: 71 حكمت: 1024.

[2] ـ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقين سوره: اعراف آيه: 128.

[3] ـ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤِنِينَ   علیه السلام قَالَ هَذَا كِتَابُ اللَّهِ الصَّامِتُ وَ أَنَا كِتَابُ اللَّهِ النَّاطِق وسائل‏الشيعة جلد: 27 صفحه:
34.

عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ جُبَيْرٍ بِإِسْنَادِهِ إِلَى أَبِى جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ   علیه السلام فِى قَوْلِهِ تَعَالَى «إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِ» قَالَ حَبْلٌ مِنَ اللَّهِ كِتَابُ اللَّهِ وَ حَبْلٌ مِنَ النَّاسِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ   علیه السلام بحارالأنوار جلد: 24 صفحه: 84.

فى تفسيره الى الامام و انه كتاب اللّه الصامت و الامام كتاب اللّه الناطق (الفوائد الطوسيه صفحه: 192).

[4] ـ روى أبو سعيد الخدرى عن النبى صل اللّه على] و آله] و سلم أنه قال أيها الناس إنى قد تركت فيكم حبلين إن أخذتم بهما لن تضلوا من بعدى أحدهما أكبر من الآخر كتاب اللّه حبل ممدود من السماء إلى الأرض و عترتى أهل بيتى ألا و إنهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض.

[5] ـ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ   علیه السلام أَنَّهُ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ» وَ اللَّهِ مَا ضَرَبُوهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَ لَا قَتَلُوهُمْ بِأَسْيَافِهِمْ وَ لَكِنْ سَمِعُوا أَحَادِيثَهُمْ فَأَذَاعُوهَا فَأُخِذُوا عَلَيْهَا فَصَارَ قَتْلًا وَ اعْتِدَاءً وَ مَعْصِيَةً مستدرك‏الوسائل جلد: 12 صفحه: 296.

[6] ـ قال الشهيد الثانى رحمه اللّه فى المسالك: عِرض المؤ كدمه مسالك الافهام الى تنقيح شرائع الاسلام
جلد: 10 صفحه: 182.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: