لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ
هُمْ يَسْجُدُونَ «» يُؤِنُونَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ اْلآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ
يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِى الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ
الصّالِحينَ«» وَ ما يَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَلَنْ يُكْفَرُوهُ وَ اللّهُ عَليمٌ
بِالْمُتَّقينَ«»
ترجمه آيه 113 الى 115 سوره آل عمران:
«بعضى از اهل كتاب خوبند»
همه اهل كتاب مثل هم نيستند. جمعى از آنها به حقّ و حقيقت قيام
مىكنند، آيات خدا را در اوقاتى از شب مىخوانند و آنها سجده مىكنند.(113)
به خدا و روز آخرت ايمان آورده و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند و
در كارهاى خوب بر يكديگر سرعت مىگيرند و آنها از صالحيناند. (114)
و آنچه از خوبى انجام مىدهند، نديده گرفته نمىشود و خدا به حالات
متّقين دانا است. (115)
تدبّر ما:
اهل غفلت و منحرفين همهشان مثل هم نيستند، بعضى از آنها معاند و مغرور
و متكبّرند و اصلاً قابل هدايت نمى باشند، اما بعضى از آنها اين گونه نيستند و
عنادى ندارند بلكه راه را گم كردهاند و اگر كسى روى اصول و صحيح با آنها
صحبت كرده و راهنمائيشان كند، چون قلبى نرم دارند هدايت مىشوند. پس نبايد
به اصطلاح معروف، تَر و خشك را با هم بسوزانيم و بايد حساب منحرفين معاند و
غير معاند را از هم جدا كنيم.
راه خدا يكى است، پس مؤنين توجّه داشته باشند بعضى از مردم هستند كه
خداى تعالى را دوست دارند و حتى عبادتهاى مستحبى هم انجام مىدهند اما
راه را گم كردهاند، آنها با اين كه خدا را خيلى دوست دارند اما حقيقتاً در راه خدا
نيستند بلكه به خيال خود در راه خدا مى باشند، در اين جا وظيفه مؤنين است كه
با چنين افرادى صحبت كنند و آنها را امر به معروف نمايند و به آنها بفهمانند كه
فقط و فقط راه على بن ابيطالب علیهم السلام است كه راه خدا است و لاغير.[1]
در طول تاريخ هميشه معاندان و بدخواهان از روى حسد و عنادى كه نسبت به
مؤنين داشتهاند آنها را افرادى سفيه و بىفكر و بىعقل خواندهاند و خود را
افرادى زيرك و عاقل و متفكّر مىدانستند، در حالى كه قضيه كاملاً برعكس است و
خداى تعالى درباره مؤنين در آيه بعد مىفرمايد: «وَ أُوْلَئكَ مِنَ الصَّالِحِين»، از
يهودىهاى معاند زمان پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله گرفته كه به يهودىهايى كه به پيامبر
اكرم صلی الله علیه و آله ايمان آورده بودند توهين مىكردند و مىگفتند: اينها افراد بىعقل و كم
دركى هستند، تا منافقان زمان حضرت على بن ابيطالب علیهم السلام كه سلمان و اباذر و
ديگر ياران آن امام عزيز را سفيه و فاقد عقل مىدانستند،[2] تا زمان امام حسين علیه السلام
كه ايشان و هفتاد و دو تن از اصحاب شان كه بهترين مخلوقات خدا بودند را نستجير
بالله يك مشت انسانهاى كم درك خارجى خوانند كه بر خليفه وقت خروج
كردهاند و فجايع كربلا را به وجود آورند و خيلى مثالهاى ديگر، خداى تعالى همه
آنهائى را كه بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله ظلم روا داشتند لعنت كند.
مؤنين بايد خود را به گونهاى تربيت نمايند كه حرف حق و خوب را از هر
كسى كه باشد بپذيرند.[3]
يكى از بهترين وقتها براى عبادت كردن و انس گرفتن با خداى مهربان در
نيمههاى شب است، لذا مسلمانان نبايد از اين وقت بسيار حساس و گران بهاء غافل
باشند.
مؤنين بايد هميشه در حال سرعت گرفتن و سبقت گرفتن از ديگران در انجام
كارهاى خير باشند و بدانند سرعت داشتن و سريع انجام دادن كارهاى نيك عجله
نيست، آنها بايد بدانند عجله يعنى زودتر انجام دادن كارهائى كه هنوز وقت آن
نرسيده است و انجام دادن آن كار باعث مفسده مىشود و همچنين ديرتر انجام
دادن كارهائى كه تأخير آن كار باعث مفسده مىشود، اگر چه نام اين كار در علم
اخلاق تأنّى خارج از صراط مستقيم است اما در واقع در حكم همان عجله كردن
است.
به عنوان مثال اگر يك فنجان چاى را زودتر از وقتى كه خنك شده باشد بنوشند
اين جا عجله كردهاند و لب و دهان آنها مىسوزد و همچنين اگر در خوردن بستنى
آن قدر تأخير كنند كه بستنى از حالت منجمدى خويش خارج شود در اين جا هم از
ديد عقلا همان مفسده عجله را دارد، پس به طور كلّى عجله به عملى گفته مىشود
كه در آن مفسده باشد، حال ممكن است با سريع انجام دادن آن كار و يا ممكن است
با تأخير انداختن در آن كار مفسده به وجود بيايد. خداى تعالى در قرآن و اهل بيت
عصمت و طهارت علیهم السلام در احاديثشان دائماً مردم را از عجلهكردن نهى كرده، امّا به
سرعت داشتن و سبقت گرفتن در كارهاى خير تشويق و ترغيب نمودهاند.
صالحين كسانى هستند كه به خداى تعالى و عالم بعد از اين عالم اعتقاد و ايمان
دارند و وجودشان عامل امر به معروف و نهى از منكر است و هميشه در حال
سبقت گرفتن در كارهاى نيك هستند.
مؤنين بايد بسيار شكور باشند و محبّتهاى ديگران را ناديده نگيرند، خداى
تعالى هيچ كار خوبى را ناديده نمىگيرد حتى اگر از فاسقين باشد.
اهل غفلت و منحرفانى كه هدايت مىشوند و راه خدا و صراط مستقيم اهل
بيت عصمت و طهارت علیهم السلام را مىپيمايند نبايد از گذشته تاريك خويش نگران
باشند، چرا كه خداى تعالى بسيار مهربان و بخشنده است و به واسطه انجام كارهاى
نيك و اعتقادات صحيحى كه در حال حاضر دارند تمامى اعمال گذشته آنها را نه
اين كه فقط مىبخشد بلكه تبديل به حسنات مىكند،[4] چون خداى تعالى شكور
است و اجر احدى را ضايع نمىكند، او آن مهربانى است كه منتظر است بندگانش
به طرفش برگردند و بهانههاى مختلفى ايجاد نموده تا باعث بخشش بندگان گناه
كارش شود.[5]
[1] ـ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ هَذَا صِرَاطُ عَلِيٍّ علیه السلام مُسْتَقِيمٌ الكافى جلد: 1 صفحه: 424.
[2] ـ قال موسى بن جعفر علیه السلام و إذا قيل لهؤء الناكثين للبيعة آمِنُوا بهذا النبى صلی الله علیه و آله و سلموا لهذا الإمام فى ظاهر الأمر و باطنه كَما آمَنَ النَّاسُ المؤنون كسلمان و المقداد و أبى ذر و عمار قالُوا فى الجواب لأصحابهم الموافقين لهم لا للمؤنين أَ نُؤِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ يعنون سلمان و أصحابه تأويلالآياتالظاهرة صفحه: 43.
[3] ـ خذ الحكمة ممن أتاك بها و انظر إلى ما قال و لا تنظره إلى من قال غررالحكم صفحه: 58 حكمت: 612.
[4] ـ إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيم سوره: فرقان آيه: 70.
[5] ـ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله … الي ان قال الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانِي مِنْكِ بَعْدَ يَأْسٍ بِفَضْلِهِ وَ مَنِّهِ إِنَّ
رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ الكافى جلد: 8 صفحه: 313.