آيه 128 الى 129 سوره آل عمران

لَيْسَ لَكَ مِنَ اْلأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ
ظالِمُونَ
«» وَ لِلّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي اْلأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ
يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ «»

ترجمه آيه 128 الى 129 سوره آل عمران:


«اختيار در دست خدا است»

براى تو هيچ گونه اختيارى در چيزى نيست، چه آنكه خدا توبه آن‏ها را
قبول كند يا عذابشان نمايد زيرا قطعاً آن‏ها ظالم‏اند. (128)

و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، مال خدا است. هر كه را بخواهد
مى‏بخشد و هر كه را بخواهد عذاب مى‏كند و خدا بخشنده مهربانى است.(129)

تدبّر ما:

امام را خداى تعالى انتخاب مى‏كند و اجازه انتخاب امام را به هيچ احدى حتى
پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله نداده است، زمانى كه از طرف خداى تعالى بر پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله وحى
شد كه على بن ابيطالب   علیهم السلام را وصى و جانشين (بلا فصل) بعد از خود معرفى نما،
پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله در دل نگران كينه توزى‏ها و حسادت‏هاى منافقان نسبت به على بن
ابيطالب   علیهم السلام بودند كه خداى تعالى اين آيه را نازل نمود و به پيامبراكرم   صلی الله علیه و آله فرمود:
امر ولايت و خلافت على بن ابيطالب   علیهم السلام از طرف تو نيست، اين منصب و مقام از
طرف من (يعنى خداى تعالى) است كه به ايشان، چون از نظر علم و تقوا و فضيلت
بالاتر از ديگران است واگذار مى‏شود.[1]

ظالم‏ترين افراد كسانى هستند كه نسبت به كسى كه از طرف خداى تعالى
منتخب امر امامت باشد حسادت كنند و عليه او توطئه و مسلمانان را از گرد
وجودش متفرّق سازند.

اهل‏سنت نيز قائل شده‏اند كه در جنگ احد دندان و پيشانى پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله
شكست و صورت مبارك‏شان مجروح و خون بر چهره ايشان روانه گرديد،
پيامبراكرم   صلی الله علیه و آله از آينده مشركان نگران شد و پيش خود فكر مى‏كرد چگونه چنين
جمعيتى رستگار خواهند شد كه با پيامبر خود چنين رفتار مى‏كنند در حالى كه وى
آن‏ها را به سوى خدا دعوت مى‏كند و در اين هنگام آيه فوق نازل شد و به پيامبر
اكرم   صلی الله علیه و آلهدلدارى داد كه تو مسئول هدايت آن‏ها نيستى، بلكه تنها موظّف به تبليغ
آن‏ها هستى.[2]

از جريان فوق استفاده مى‏شود:

1- آن چه از ناحيه ائمه اطهار   علیهم السلام در شأن نزول اين آيه وارد شده صحيح‏تر

است، به جهت اين كه نگرانى پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله براى على بن ابيطالب   علیهم السلام، به
خصوص براى اعلام ولايت و امامت ايشان بعد از خودشان آن هم در شرايطى كه
عده‏اى اهل هواى نفسِ جاه‏طلبِ حسود و منافق در لباس دوست و صحابه، اطراف
پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله جمع شده‏اند، به عقل نزديك‏تر است تا نگرانى پيامبر براى
مشركين، پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله بسيار مهربان و دلسوز بودند و همه مشركين و كافرها را با
مهربانى و دلسوزى تمام به راه خدا دعوت مى‏نمودند، اما معنائى ندارد براى آينده
مشركين آن هم مشركينى‏كه در حال جنگ با ايشان هستند و او را مجروح و خونى
كرده‏اند نگران باشد.

2- مردم مسلمان بايد براى كسانى كه آن‏ها را به طرف خداى تعالى دعوت و
هادى و هدايت‏گر آن‏ها در معنويّات هستند خيلى ارزش و اهميّت قائل باشند و
بدانند كسانى كه به علماء و بزرگان دين بى‏احترامى نمايند هرگز هدايت نخواهند
شد مگر اين كه توبه نمايند.

3- علماء و بزرگان دين ما را با صراط مستقيم اهل بيت عصمت و طهارت   علیهم السلام
آشنا كرده و راه و رويه صحيح در ماديّات و معنويّات براى ما مشخص مى‏كنند و
مابقى كار به دست خود ما است، آن‏ها مأمور به وظيفه‏اند نه مأمور به نتيجه، اين ما
هستيم كه بايد قدر دان زحمات آن‏ها باشيم و خود را مطابق با فرمايشات آن
بزرگواران تربيت كنيم.

شفاعت با اذن خداى تعالى صورت مى‏گيرد و هيچ كس حتى پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله
بى‏اذن خداى تعالى اجازه شفاعت ندارد.

خواست خداى تعالى روى حكمت است و نستجيرباللّه بى‏حكمت كارى
انجام نمى‏دهد.

گناه‏كاران بايد بدانند با خدائى طرف هستند كه تمام قدرت‏ها در دست او
است، هر كه را بخواهد مورد عفو و بخشش قرار مى‏دهد و هر كه را هم بخواهد
عذاب مى‏نمايد. اما آن‏ها بايد بدانند خداى تعالى بسيار بخشنده و مهربان است و
كسانى كه از گذشته بد خود پشيمان و توبه نمايند را مورد عفو و بخشش قرار
مى‏دهد.

بعضى از صاحبان قلم در كتاب‏هاى خود خواسته‏اند رحمت خداى تعالى با
عذابش را به گونه‏اى با هم جمع و براى خوانندگان‏شان حل و فصل نمايند، هر
كسى به اندازه وسع علمى خويش مطالبى نوشته و توضيح داده است.

به نظر من عذاب‏هاى الهى به هيچ وجه رحمانيّت و رحيميّت ايشان را زير
سؤل نمى‏برد، به جهت اين كه خداى‏تعالى آن قدر رحمتش وسيع بوده كه براى
هيچ احدى به جز خير و خوبى چيز ديگرى نخواسته است، حال اگر خود
مخلوقات با اعمال و كردارشان خود را مستوجب عذاب كردند هيچ ربطى به
رحمانيّت خداى تعالى ندارد، بلكه اين مربوط به آزاد بودن و حق انتخاب داشتن ما
انسان‏ها است كه عده‏اى با خواست خود اهل عذاب و عده‏اى با خواست و اراده
خود اهل سعادت مى‏شوند، به عنوان مثال شرع مقدس، براى همه انسان‏ها آزادى
و آرامش را خواسته، اما وقتى به حكم حاكم شرع قاتلى را اعدام و يا دست دزدى را
قطع مى‏كنند هيچ عاقلى نمى‏پندارد كه حتماً قاضى ظالم بوده، بلكه تمام عقلاء
عالم مى‏گويند: اين سزاى عمل خود اوست.


[1] ـ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ قَالَ قَرَأْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ   علیه السلام قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ» قَالَ بَلَى وَ اللَّهِإِنَّ لَهُ مِنَ الْأَمْرِ شَيْئاً وَ شَيْئاً وَ شَيْئاً وَ لَيْسَ حَيْثُ ذَهَبْتَ وَ لَكِنِّى أُخْبِرُكَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمَّا أَمَرَ نَبِيَّهُ   صلی الله علیه و آله
أَنْ يُظْهِرَ وَلَايَةَ عَلِيٍّ   علیه السلام فَكَّرَ فِي عَدَاوَةِ قَوْمِهِ لَهُ وَ مَعْرِفَتِهِ بِهِمْ وَ ذَلِكَ لِلَّذِي فَضَّلَهُ اللَّهُ بِهِ عَلَيْهِمْ فِي جَمِيعِ خِصَالِهِ كَانَ أَوَّلَ مَنْ آمَنَ بِرَسُولِ اللَّهِ   صلی الله علیه و آله وَ بِمَنْ أَرْسَلَهُ وَ كَانَ أَنْصَرَ النَّاسِ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ أَقْتَلَهُمْ لِعَدُوِّهِمَا وَ أَشَدَّهُمْ بُغْضاً لِمَنْ خَالَفَهُمَا وَ فَضَّلَ عِلْمَهُ الَّذِي لَمْ يُسَاوِهِ َحَدٌ وَ مَنَاقِبَهُ الَّتِي لَا تُحْصَى شَرَفاً فَلَمَّا فَكَّرَ النَّبِيُّ   صلی الله علیه و آلهفِي عَدَاوَةِ قَوْمِهِ لَهُ فِي هَذِهِ الْخِصَالِ وَ حَسَدِهِمْ لَهُ عَلَيْهَا ضَاقَ عَنْ ذَلِكَ فَأَخْبَرَ اللَّهُ أَنَّهُ لَيْسَ لَهُ مِنْ هَذَا الْأَمْرِ شَيْءٌ إِنَّمَا الْأَمْرُ فِيهِ إِلَى اللَّهِ أَنْ يُصَيِّرَ عَلِيّاً   علیه السلام وَصِيَّهُ وَ وَلِيَّ الْأَمْرِ بَعْدَهُ فَهَذَا عَنَى اللَّهُ وَ كَيْفَ لَا يَكُونُ لَهُ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ بحارالأنوار جلد: 17 صفحه:11 الى 12.

[2] ـ أخرج ابن أبى شيبة و أحمد و عبد بن حميد و البخارى و مسلم و الترمذى و النسائى و ابن جرير و ابن
المنذر و ابن أبى حاتم و النحاس فى ناسخه و البيهقى فى الدلائل عن أنس ان النبى صلى اللّه عليه و
[آله ]و سلم كسرت رباعيته يوم أحد و شج فى وجهه حتى سال الدم على وجهه فقال كيف يفلح قوم فعلوا هذا بنبيهم و هو يدعوهم إلى ربهم فانزل اللّه «لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظالِمُون» الدر المنثور فى تفسير المأثور جلد: 2 صفحه: 71.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: