وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ اْلأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤِنينَ «» إِنْ
يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تِلْكَ اْلأَيّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النّاسِ
وَ لِيَعْلَمَ اللّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ وَ اللّهُ لا يُحِبُّ
الظّالِمينَ«» وَ لِيُمَحِّصَ اللّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ يَمْحَقَ الْكافِرينَ «»
ترجمه آيه 139 الى 141 سوره آل عمران:
«ايمان مايه استقامت است»
و سست نشويد و محزون نگرديد و حال آنكه شما از همه برتر و بالاتريد، اگر
ايمان داشته باشيد. (139)
اگر به شما جراحتى وارد شده، پس قطعاً به جمعيّت مقابل شما هم همان طور
جراحتى وارد شده است و اين روزها را بين مردم قرار مىدهيم و تا خدا مؤنين را
معلوم كند و معرّفى نمايد و از ميان شما شاهدهائى بگيرد و خدا ظالمين را دوست
نمىدارد. (140)
و براى آنكه خدا مؤنين را از هر عيب و نقصى پاك كند و كافران را نابود
نمايد. (141)
تدبّر ما:
مؤنينى كه در صراط مستقيم اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام حركت مىكنند
نبايد از هيچ مسألهاى واهمه داشته باشند چرا كه موفّقيّت ابدى با آنها است و
آنها مقامشان از ديگر مسلمانانى كه از صراط مستقيم اهل بيت عصمت و
طهارت علیهم السلامخارج هستند بالاتر است.
مردم مسلمان بايد در امورات دنيائى و اخروىشان بسيار جدّى و كوشا باشند
و به هيچ وجه سستى به خود راه ندهند، آنها بايد بدانند هر كس در امورات مادّى
از خود سستى نشان بدهد ضرر و زيانهاى زيادى از جهت ماديّات خواهد كرد و
بدانند كسانى در امتحانات الهى مردود مىشوند كه در معنويّات سست بوده و
جدّى نباشند.
مؤنين بايد ايمان داشته باشند كه راه آنها همان صراط مستقيم است، لذا بايد
بدانند در راه خدا هر محنت و ناراحتى كه به آنها برسد باعث جلا يافتن روحشان
مىشود، آنها بايد صبر و استقامت داشته باشند تا مشكلات و ناراحتىها آنها را
محزون نكند و از ادامه راهشان باز ندارد.
مؤنين بايد بدانند همين كه زباناً بگويند: ما مؤن هستيم كافى نيست، بلكه
خداى تعالى امتحانات مختلفى از آنها خواهد گرفت تا مشخّص شود مؤن
حقيقى كيست.
دنيا دار فانى است، لذا هيچ چيز در آن هميشگى نيست، انسان نبايد براى
پيروزىها خيلى خوشحال باشد و نه براى شكستها و ناراحتىها محزون، چون
هيچ كدامش در دنيا ابدى نخواهد بود.[1]
علم خدا عين ذات اوست و خدا علمش بر همه جا و همه كس احاطه دارد،
لذا امتحانات الهى براى اين است كه هر كسى خودش متوجّه مقام خويش بشود.
مؤنين بايد خيلى زيرك باشند و بدانند تمام فراز و نشيبهايى كه در
زندگىهايشان است اعم از موفّقيّتها و شكستها، به قدرت رسيدنها و از قدرت
افتادنها، به ثروت رسيدنها و ورشكست شدنها و … همه و همه براى امتحان
آنها و مشخّص شدن مقام معنوىشان است.
مؤنين بايد براى ايمانشان بسيار ارزش قائل باشند، آنها بايد بدانند خداى
تعالى به گونهاى حكيمانه در دنيا برنامهريزى نموده تا فقط خالصها و با ارزشها
ايمان بياورند و افراد طمّاع و منفعتطلب در پى دنيا باشند، منظور اين كه اگر در
دنيا هميشه موفّقيّتها و عزّتهاى ظاهرى با مؤنين بود همه افراد براى كسب
موفّقيّت در زمره مؤنين وارد مىشدند، اما خداى تعالى به گونهاى مقدّر كرده كه بر
حسب ظاهر گاه موفّقيّت و گاه شكست، گاه عزّت و گاه ذلّت، گاه ثروت و گاه فقر به
مؤنين برسد تا در اين تحوّلات افراد خالص و غير خالص از يكديگر جدا شوند،
افرادى كه خالص باشند هيچ كدام از حالات بالا برايشان مهم نيست، آنها راه خدا
و تقويت ايمانشان برايشان مهم است، اما افراد منفعتطلب به محض رسيدن
ناگوارى راه خدا را ترك مىكنند.
بعد از جنگ احد وجود شريف أميرالمؤمنين على ابن ابيطالب علیهم السلام چون شجاعانه
از وجود شريف پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله در آن جنگ دفاع مىنمود هشتاد جراحت و زخم
عميق برداشته بود، به طورى كه طبيبها نزد پيامبر رفتند و گفتند: زخمهاى بدن ايشان
خيلى زياد و عميق است و از او قطع اميد كردند.
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله خود شخصاً به بالين على ابن ابيطالب علیهم السلام رفتند، در آنجا
حضرت أميرالمؤمنين علیه السلام با وجود اين همه جراحات در بدنشان افسوس و غبطه
مىخوردند كه چرا شهيد نشدهاند. پيامبراكرم صلی الله علیه و آله با دستان مبارك خود به زخمهاى
أميرالمؤمنين علیه السلام مىكشيدند و آن زخمها بهبود مىيافت، بعد فرمودند: يا على!
غبطه نخور، شهادت شما بعد از اين خواهد بود.[2] اما يك عدّه هم بودند كه به
محض احساس خطر در آن جنگ پا به فرار گذاشتند و حتى تصميم گرفتند از اسلام
دست بكشند و به ابوسفيان پناه ببرند و امان نامه از او بخواهند.
مؤنين بايد بدانند صبر و استقامت دو صفت بسيار خوب و براى پيروزى
خيلى مفيد است، اين دو صفت اگر در كفار و مشركين هم باشد باعث پيروزى آنها
مىشود، كفّار قريش زمان پيامبر صلی الله علیه و آله، وقتى در جنگ بدر شكست خوردند از پاى
ننشستند و استقامت كردند تا اين كه در جنگ احد به دليل نافرمانى كردن بعضى از
مسلمانها از پيامبرشان بر مسلمين پيروز شدند.
از روز اول دنيا، تا زمان ظهور و حضور امام عصر «ارواحنافداه» شيطان رجيم
دستش باز بوده و داراى قدرتهايى است، لذا مسلمانان نبايد فريب شيطنتهاى
دشمن قسم خورده خويش يعنى شيطان را بخورند تا ان شاء اللّه با حضور امام
عصر «ارواحنافداه» و به بركت آن امام عزيز و مهربان دست شيطان از شرارتهايش
كوتاه شود.[3]
ظلم و ستم كردن صفت بسيار زشتى است كه وجود آن در هر كس باعث مى
شود خداى مهربان او را دوست نداشته باشد و از رحمت خداى تعالى به دور
خواهد بود، اين صفت بسيار زشت همانند ديگر صفات رذيله دنيا و آخرت انسان
را خراب خواهد كرد.[4]
شأن نزول:
آيه «وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ يَمْحَقَ الْكَفِرِينَ» در مورد ابتلائات و امتحاناتى
است كه خداى تعالى در طول مدت غيبت امام عصر «ارواحنافداه» از مؤنين مىگيرد،
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله به جابر فرمودند: وصى و امام و خليفه بعد از من على بن ابيطالب علیهم السلام
است و از اولاد او يكى از ائمه هدى قائم منتظر خواهد بود، همان كه زمين را پر از عدل
و داد مىكند زمانى كه پر از ظلم و جور شده باشد، قطعاً قائلين بر امامت او و مؤنين به
او در حين غيبتش با فضيلتتر و با عزتتر از كبريت احمر هستند،[5] در اين هنگام
جابر از آن حضرت پرسيد: يا رسول اللَّه! براى قائم آل محمد غيبت خواهد بود؟
فرمود: آرى! به خدا قسم و آيه «وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا» را خواندند،
منظورشان اين بود كه غيبت او براى آن است كه خداى تعالى مؤنين را امتحان كند، و
بعد حضرت فرمودند: اى جابر! اين غيبت امرى است از جانب خداى تعالى و سرّى
است از اسرار او كه از بندگان خدا پوشيده شده است. اى جابر! بر حذر باش از شك
كردن در آن زيرا شك كردن در امر خدا كفر است.[6]
در مصائب و سختىهايى كه در دنيا عائد انسان مىشود حكمتهايى نهفته
است. توضيح اين كه مصائب و سختىها علاوه بر اين كه باعث غربال شدن و دور
شدن اهل غفلت از آنها مىشود، باعث آمرزش گناهان و خطاها و پاكى روحشان
خواهد شد.
مردم مسلمان بايد هر چه سريعتر اهل ايمان به خدا و اولياء معصومش شوند،
آنها بايد بدانند هر جريان تلخ و شيرينى كه در دنيا اتفاق بيافتد براى مؤنين نفع و
براى غير مؤنين خسارت و زيان در بر دارد.[7]
مؤنين بايد بسيار مواظب باشند و بدانند همين كه به زبان ايمان آورده باشند
كافى نيست، آنها بايد اعمال و كردار خويش را مطابق با صراط مستقيم اهل بيت
عصمت و طهارت علیهم السلام تنظيم كنند زيرا خداى تعالى آن قدر امتحانات متفاوت و
سخت از آنها خواهد گرفت تا جز كمى از آنها كه در واقع همان مؤنان حقيقى
هستند باقى نمانند،[8] اين سنّت خداى تعالى است كه هميشه در حال غربال و
جدا كردن پاكها از ناپاكان است،[9] لذا آنها بايد بكوشند تا در زمره ناپاكان غربال
نشوند كه در اين صورت خسارت دنيا و آخرت خواهند ديد. طلحه و زبير و
اصحاب جمل و خوارج نهروان و امثالهم مسلمانانى بودند كه چون اعمال و رفتار
خويش را با صراط مستقيم،[10] مطابقت ندادند در امتحانات مردود و رفوزه شدند.
در طول مسير پيمودن راه خدا آن چه از مصائب و ناراحتى به انسان مىرسد
مهم نيست، مهم رسيدن به مقصد و نتيجه نهائى كه همان مقام خليفة اللهى است؛
مىباشد كه مردم مسلمان بايد با صبر و استقامت و از پاى در نيامدن ان شاء اللّه هر
چه سريعتر خود را به اين مقام عالى برسانند.
[1] ـ عَنْ جَابِرٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِى جَعْفَرٍ علیه السلام فَقَالَ يَا جَابِرُ وَ اللَّهِ إِنِّى لَمحْزُونٌ وَ إِنِّى لَمَشْغُولُ الْقَلْبِ قُلْتُ جُعِلْتُ
فِدَاكَ وَ مَا شُغُلُكَ وَ مَا حُزْنُ قَلْبِكَ الى ان قال يَا جَابِرُ الْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ وَ الدُّنْيَا دَارُ فَنَاءٍ وَ زَوَالٍ الكافى جلد: 2 صفحه: 133.
[2] ـ عَنِ الشَّعْبِيِّ قَالَ انْصَرَفَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام مِنْ وَقْعَةِ أُحُدٍ وَ بِهِ ثَمَانُونَ جِرَاحَةً تُدْخَلُ فِيهَا الْفَتَائِلُ فَدَخَلَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ هُوَ عَلَى نَطْعٍ فَلَمَّا رَآهُ بَكَى وَ قَالَ إِنَّ رَجُلًا يُصِيبُهُ هَذَا فِى سَبِيلِ اللَّهِ لَحَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ يَفْعَلَ بِهِ وَ يَفْعَلَ فَقَالَ عَلِيٌّ علیه السلام مُجِيباً لَهُ وَ بَكَى ثَانِيَةً وَ أَمَّا أَنْتَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يُرِنِي وَلَّيْتُ عَنْكَ وَ لَا فَرَرْتُ وَ لَكِنِّي كَيْفَ حُرِمْتُ الشَّهَادَةَ فَقَالَ لَهُ إِنَّهَا مِنْ وَرَائِكَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى بحارالأنوار جلد: 36 صفحه:26 الى 27.
[3] ـ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِى قَوْلِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ قَالَ مَا زَالَ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ دَوْلَةٌ لِلَّهِ وَ
دَوْلَةٌ لِإِبْلِيسَ فَأَيْنَ دَوْلَةُ اللَّهِ أَمَا هُوَ قَائِمٌ وَاحِدٌ بحارالأنوار جلد: 51 صفحه: 54.
[4] ـ الظلم يوجب النار، حكمت 10436، الظلم فى الدنيا بوار و فى الآخرة دمار، حكمت 10437
إياك و الظلم فإنه أكبر المعاصى و إن الظالم لمعاقب يوم القيامة بظلمه، غررالحكم حكمت: 10438 صفحه:
457.
[5] ـ الكبريت الاحمر يعنى جواهر ناياب و بسيار قيمتى، هر چيز كه به دشوارى تحصيل شود، گويند. اعز من الكبريت الاحمر.
[6] ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام وَصِيِّي وَ إِمَامُ أُمَّتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَيْهَا بَعْدِي
وَ مِنْ وُلْدِهِ الْقَائِمُ الْمُنْتَظَرُ الَّذِي يَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً وَ الَّذِى بَعَثَنِى بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً إِنَّ الثَّابِتِينَ عَلَى الْقَوْلِ بِهِ فِى زَمَانِ غَيْبَتِهِ لَأَعَزُّ مِنَ الْكِبْرِيتِ الْأَحْمَرِ فَقَامَ إِلَيْهِ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيُّ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ لِلْقَائِمِ مِنْ وُلْدِكَ غَيْبَةٌ؟ قَالَ إِي وَ رَبِّي «وَ لِيمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ» يَا جَابِرُ! إِنَّ هَذَا أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللَّهِ عِلْمُهُ مَطْوِيٌّ عَنْ عِبَادِ اللَّهِ إِيَّاكَ وَ الشَّكَّ فِيهِ فَإِنَّ الشَّكَّ فِي أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ كُفْرٌ بحارالأنوار جلد: 38 صفحه:126 الى 127.
[7] ـ وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً سوره اسراء آيه: 82.
[8] ـ عَنِ الْوَشَّاءِ بِإِسْنَادٍ لَهُ يُرْسِلُهُ إِلَى أَبِى عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ وَ اللَّهِ لَتمَحَّصُنَّ وَ اللَّهِ لَتمَيَّزُنَّ وَ اللَّهِ لَتُغَرْبَلُنَّ حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْكُمْ إِلَّا الْأَنْدَر بحارالأنوار جلد: 5 صفحه: 216.
[9] ـ لِيميزَ اللَّهُ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّب سوره: انفال آيه: 37.
[10] ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام يَا عَلِيُّ أَنْتَ صَاحِبُ حَوْضِي وَ
صَاحِبُ لِوَائِي وَ مُنْجِزُ عِدَاتِي وَ حَبِيبُ قَلْبِي وَ وَارِثُ عِلْمِى وَ أَنْتَ مُسْتَوْدَعُ مَوَارِيثِ الْأَنْبِيَاءِ وَ أَنْتَ أَمِينُ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ وَ أَنْتَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى رَعِيَّتِهِ وَ أَنْتَ رُكْنُ الْإِيمَانِ وَ أَنْتَ مِصْبَاحُ الدُّجَى وَ أَنْتَ مَنَارُ الْهُدَى وَ أَنْتَ الْعَلَمُ الْمَرْفُوعُ لِأَهْلِ الدُّنْيَا مَنْ تَبِعَكَ نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْكَ هَلَكَ وَ أَنْتَ الطَّرِيقُ الْوَاضِحُ وَ أَنْتَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ وَ أَنْتَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمحَجَّلِينَ وَ أَنْتَ يَعْسُوبُ الْمُؤِنِينَ وَ أَنْتَ مَوْلَى مَنْ أَنَا مَوْلَاهُ وَ أَنَا مَوْلَى كُلِّ مُؤِنٍ وَ مُؤِنَةٍ لَا يُحِبُّكَ إِلَّا طَاهِرُ الْوِلَادَةِ وَ مَا عُرِجَ بِى رَبِّى إِلَى السَّمَاءِ قَطُّ وَ كَلَّمَنِى رَبِّى إِلَّا قَالَ لِى يَا مُحَمَّدُ أَقْرِئْ عَلِيّاً مِنِّى السَّلَامَ وَ عَرِّفْهُ أَنَّهُ إِمَامُ أَوْلِيَائِى وَ نُورُ أَهْلِ طَاعَتِى فَهَنِيئاً لَكَ هَذِهِ الْكَرَامَةَ يَا عَلِيُّ بحارالأنوار جلد: 40 صفحه: 53.