إِنَّ الَّذينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ
بِبَعْضِ ما كَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ حَليمٌ «»
ترجمه آيه 155 سوره آل عمران:
«فرار از جنگ»
قطعاً كسانى كه از شما روز ملاقات دو جمعيّت با يكديگر فرار كردند، جز اين
نيست كه شيطان آنها را به خاطر بعضى از كارهائى كه كرده بودند گمراهشان كرد
و خدا قطعاً آنها را بخشيد و عفوشان فرمود. خدا غفور حليمى است. (155)
تدبّر ما:
انجام گناه و معاصى باعث سلب توفيق از انسان مىشود.
علماء و دانشمندان دينى بايد توجّه داشته باشند خداى تعالى دائماً خود را
مهربان و صاحب عفو و بخشش معرفى نموده و دوست دارد مبلّغان دين هم خدا را
آن گونه كه هست مهربان معرفى كنند. متأسفانه بعضى هستند كه خداى مهربان را
بسيار غضبناك و منتقم معرفى مىكنند. خداى تعالى حتى كسانى كه در جنگ احد
فرار كردند و از آن بدتر، به درخواستهاى پيامبرشان كه مىفرمود: بمانيد و فرار
نكنيد بىتوجّهى كردند را بخشيد و خود را صاحب عفو معرفى نمود.
كسانى كه در جنگ احد همراه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله بودند به چهار دسته تقسيم
مىشوند:
1- آنهائى كه به درجه رفيع شهادت نائل آمدند.
2- كسانى كه ايمان داشتند و پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله را تنها نگذاشتند و شجاعانه از
پيامبرشان دفاع مىنمودند؛ يقيناً اين دو دسته از مورد آيه خارج هستند كه خداى
تعالى مىفرمايد: آنها را بخشيدم.
و اما كسانى كه فرار كردند هم دو دسته بودند:
3- منافقين، آنها هم از مورد آيه خارج هستند؛ زيرا عفوّ و مغفرت خداى
تعالى خاصّ اهل ايمان است و آنها در درك اسفل جهنّم مى باشند، «إِنَّ الْمُنافِقِينَ
فِى الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيراً».[1]
4- مسلمانهايى كه اهل هواى نفس بودند و به خاطر عدم ايمان و نفس آلوده
ترسيدند و فرار كردند كه بعداً به واسطه توبه و پشيمانى مورد عفو قرار گرفتند.
مؤنين بايد خدا را به خاطر نعمت ايمانى كه به آنها ارزانى داشته شاكر
باشند، آنها بايد بدانند امير و مولا و سرورشان كسى است كه دوست و دشمن،
جنّ و ملك، نباتات و جمادات و همه ماسوى اللّه به وجودش افتخار مىكنند.
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله در روز احد جبرئيل را بين آسمان و زمين مشاهده فرمودند كه بر
روى كرسى زرّين قرار گرفته و در آسمانها فرياد مىزند: هيچ جوان مردى جز على
و هيچ شمشيرى جز ذوالفقار نيست.[2]
مؤنين بايد در وفا دارى مخصوصاً نسبت به بزرگان دين خيلى جدّى باشند و
در زمانهاى سخت و دشوار آنها را تنها نگذارند. در جنگ احد وقتى مسلمانها
فرار كردند وجود شريف على بن ابيطالب علیهم السلام در كنار پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله ماندند و يك
تنه از آن وجود شريف دفاع مىكردند در اين هنگام جبرئيل كه از اين عمل بسيار به
وجد آمده بود بر پيامبر نازل شد و عرض كرد: حقيقت غمخوارى و وفادارى همين
است. پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند: (هيچ چيز على را از يارى من باز نمىدارد چرا كه)
او از من و من نيز از اويم، جبرئيل عرض كرد: من نيز از شما هستم.[3] از چنين پدرى
حضرت اباالفضل العباس علیه السلام پا مىگيرد كه سلطان وفاست و وفاى ايشان
مخصوصاً در روز عاشورا زبانزد خاصّ و عام است.
[1] ـ سوره: نساء آيه: 145.
[2] ـ قال أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِلَى جَبْرَئِيلَ بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ عَلَى كُرْسِيٍّ مِنْ ذَهَبٍ وَ هُوَ يَقُولُ لَا
سَيْفَ إِلَّا ذُو الْفَقَارِ وَ لَا فَتَى إِلَّا عَلِيٌّ.
الْقَاضِى أَبُو بَكْرٍ الْجِعَابِيُّ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام نَادَى مَلَكٌ مِنَ السَّمَاءِ يَوْمَ أُحُدٍ يُقَالُ لَهُ رِضْوَانُ لَا سَيْفَ إِلَّا ذُو الْفَقَارِ وَ لَا فَتَى إِلَّا عَلِيٌّ بحارالأنوار جلد: 42 صفحه: 58.
[3] ـ فَنَزَلَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ وَ قَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ هَذِهِ لَهِيَ الْمُوَاسَاةُ مِنْ عَلِيٍّ علیه السلاملَكَ فَقَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله إِنَّهُ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ علیه السلام وَ أَنَا مِنْكُمَا بحارالأنوار جلد: 20 صفحه: 71.