آيه 159 سوره آل عمران

فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ
حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِى اْلأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ
عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلينَ
«»

ترجمه آيه 159 سوره آل عمران:

«مهربانى پيغمبر   صلی الله علیه و آله‏وسلم به مردم»

(اى پيغمبر) و به خاطر رحمتى از جانب خدا، تو در مقابل مردم نرم و مهربانى
و اگر تو يك شخص خشن و سخت‏دلى مى‏بودى، مردم از دورت متفرّق مى‏شدند.
پس آن‏ها را عفو كن و براى آن‏ها (از خدا) طلب بخشش كن و با آن‏ها در كارها
مشورت كن و زمانى كه تصميم گرفتى، پس توكّل بر خدا كن. چون قطعاً خدا
كسانى را كه توكّل مى‏كنند، دوست دارد. (159)

تدبّر ما:

علماء و دانشمندان دينى بايد بدانند رموز موفّقيّت رسول خدا   صلی الله علیه و آله از زبان
خداى تعالى موارد زير بوده است:

1- نسبت به مردم نرم و مهربان بود و به آن‏ها با چشم حقارت نگاه نمى‏كرد.

2- با محبّت بوده و خشن و عبوس نبود.

3- به مردم محبّت مى‏كرد و به آنان احترام مى‏گذاشت.

4- از خطاهاى آن‏ها گذشت مى‏نمود و حتى براى بخشش آن‏ها دعا مى‏كرد.

5- براى مردم ارزش قائل بوده و به هيچ وجه نستجير بالله تكبّر نداشت.

6- او به خاطر اين كه پيامبر و فرستاده خدا بود، مردم را جاهل و نفهم
نمى‏خواند بلكه با آن‏ها در كارها مشورت مى‏كرد.

7- اميدش از همه كس و همه چيز قطع و به خداى تعالى توكّل داشت.

مؤنين بايد نسبت به مردم خوش برخورد بوده تا ديگران آن‏ها را دوست
داشته باشند، آن‏هائى كه غضبناك و عبوس هستند هيچ كس دوستشان ندارد و
هميشه در جامعه تنها هستند.

يكى از عوامل موفّقيّت در كارها مشورت كردن با ديگران است، مردم مسلمان
بايد هميشه نظرات مفيد ديگران را در مورد كارهايشان جويا شوند.

مؤنين بايد شرح صدر داشته و بدانند لازمه اين كه يك جمعى با صفا و
صميميّت با هم زندگى كنند اين است كه از خطاها و اشتباهات يكديگر بگذرند و به
يكديگر محبّت كنند و نگذارند شيطان به هر وسيله‏اى مابين آن‏ها و ديگر مؤنين
رخنه و جدائى بياندازد، چون شيطان مخصوصاً از اجتماعِ با محبّت مؤنين بسيار
هراسان است.

عفو كردن ديگران باعث عزّت و سرافرازى براى خود انسان خواهد شد.[1]

علماء و دانشمندان دينى بايد توجّه داشته باشند كه آن‏ها ان شاء اللّه مربّى

مردم به طرف معنويّات هستند و مردم به خاطر داشتن هواى نفس در وجودشان
گاهاً مرتكب خطاها و اشتباهاتى مى‏شوند، لذا بايد با شرح صدر با مردم برخورد
كنند و آن‏ها را مورد عفوّ و بخشش قرار دهند تا مردم از اطرافشان پراكنده نشوند و
بتوانند آن‏ها را به طرف معنويّات و خداى تعالى بكشانند.

بزرگان و زعماى هر قوم و جمعيّتى بايد توجّه داشته باشند لازمه كار آن‏ها اين
است كه با مردم مهربان و داراى شرح صدر باشند. أميرالمؤمنين على بن ابيطالب   علیهم السلام
مى‏فرمايند: آلَةُ الرِّئَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْرِ.[2]

اين كه مى‏گويند: در همه كارها استخاره كنيد به معنى استخاره اصطلاحى
نيست، چون اين كار در اكثر افراد، جنبه خرافى به خود گرفته و از صراط مستقيم
خارج شده است. بعضى دائماً يك تسبيح به دست گرفته و براى هر كار كوچك و
بزرگى براى خود قرعه مى‏اندازند، اين كار باعث خمود شدن فكر انسان مى‏شود و
معمولاً كسانى كه اين گونه‏اند فكرشان خوب كار نمى‏كند.

اگر در بعضى از روايات مى‏بينيد كه فرموده‏اند: در هر كارى استخاره كنيد،
منظور اين است كه هر كارى را مى‏خواهيد انجام دهيد، براى آن كار از خدا طلب
خير كنيد. توضيح آن كه كلمه استخاره در اين روايات به معنى لُغَوى آن است، نه به
معنى اصطلاحيش.[3] از حضرت جواد   علیه السلام نقل شده: معناى استخاره طلب خير

كردن و مشورت نمودن با ديگران است.[4]

امّا در رواياتى كه استخاره به معنى اصطلاحى دستور داده شده بدون ترديد
بعد از فكر كردن و مشورت نمودن است، يعنى اگر در كارى نتوانستيد تصميم
بگيريد، سر دو راهى معطّل نشويد، اوّل فكر بيشترى كنيد، هر دو طرف قضيّه را با
شرع و قوانين اسلام مقايسه كنيد، هر كدام ترجيح دارد و از نظر اسلام لازم‏تر و يا
بهتر است آن را انتخاب كنيد، اگر باز هم مردّد بوديد مشورت كنيد، زيرا خداى
تعالى در قرآن فرموده: مسلمانان مسائلى را كه مى‏خواهند انجام دهند، اوّل در بين
خود آن را به شور مى‏گذارند، اگر از مشورت هم چيزى دستگيرتان نشد، ديگر سر
دو راهى، خودتان را معطّل نكنيد، وقت را ضايع نكنيد، در حال ترديد كه برايتان
ممكن است عادت بشود خود را قرار ندهيد و استخاره كنيد، يا قرعه بكشيد و يا با
قرآن تفأّل بزنيد كه در اين صورت و با اين شرايط مثل اين است كه با خدا مشورت
كرده‏ايد.[5]

مشورت كردن با ديگران مخصوصاً با علماء و بزرگان، يعنى در عقل و فهم آن‏ها
شريك مى‏شويم.[6]

هر كسى شايستگى و صلاحيّت اين كه با او مشورت كنيم را ندارد، أميرالمؤمنين
على بن ابيطالب   علیهم السلام مى‏فرمايند: با سه گروه هرگز مشورت نكنيد:

1- با افراد بخيل؛ زيرا تو را از بخشش و كمك به ديگران باز مى‏دارند و از فقر

مى‏ترسانند.

2- با افراد ترسو؛ زيرا آن‏ها تو را از انجام كارهاى مهم باز مى‏دارند و ضعيفت
مى‏كنند.

3- با افراد حريص؛ زيرا آن‏ها براى جمع آورى ثروت و يا كسبِ مقام،
ستمگرى را در نظر تو جلوه مى‏دهند.[7]

مؤنينى كه مورد مشورت قرار مى‏گيرند بايد چند مسأله را رعايت كنند: اول
اين كه هر اطّلاعى كه در مورد آن كار دارند را در اختيار طرف مقابل بگذارند و هر
كجا اطّلاع نداشتند اظهار نظر نكنند و طرف مقابل را به كسى كه در اين باره
معلوماتى دارد هدايت كنند.[8]

مؤنين بايد براى مشورت كردن به هر كسى رجوع نكنند وگرنه ضرر خواهند
كرد، آن‏ها بايد با افراد مؤن، باتقوا و اهل فن و امين مشورت كنند.[9]

مخلوقات خدا نه ضررى براى كسى دارند و نه نفعى، نه سودى مى‏بخشند و نه

خسارتى، لذا مسلمانان بايد از همه مخلوقات مأيوس باشند و فقط و فقط اميد و
توكّل‏شان به خداى تعالى باشد.[10]

مؤنين بايد به تبعيّت از پيامبرشان براى گناه كاران و خطاكاران از خداى تعالى
طلب مغفرت نمايند، خداى تعالى به گونه‏هاى مختلف مؤنين را به اين كار تشويق
نموده است. مثلاً در قنوت نماز وتر در نماز شب به آن‏ها امر فرموده: بعد از اين كه
براى خودتان طلب استغفار و عفوّ كرديد براى چهل مسلمان گناه كار طلب غفران و
بخشش كنيد. يك نكته لطيف كه تذكرش لازم است اين كه: بعضى در قنوت نماز
وتر خويش وقتى مى‏خواهند براى چهل نفر طلب مغفرت كنند نام صالحان و
بزرگان دين را مى‏برند، مثلاً براى سيد بحر العلوم   رحمه‏الله يا علامه مجلسى   رحمه‏الله يا سلمان
فارسى طلب مغفرت مى‏كنند، حال اين كه آن بزرگواران نيازى به طلب مغفرت، آن
هم از ناحيه ما ندارند، بلكه اقوام و خويشان و دوستانمان كه اهل غفلت و گناه
هستند به اين طلب مغفرت اولى و محتاج‏تر هستند.


[1] ـ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ   علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ   صلی الله علیه و آله عَلَيْكُمْ بِالْعَفْوِ فَإِنَّ الْعَفْوَ لَا يَزِيدُ الْعَبْدَ إِلَّا عِزّاً فَتَعَافَوْا يُعِزَّكُمُ اللَّهُ
الكافى جلد: 2 صفحه: 108.

[2] ـ بحارالأنوار جلد: 72 صفحه: 357.

[3] ـ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ أَتَى أَخِي مُوسَى   علیه السلام رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أُرِيدُ وَجْهَ كَذَا وَ كَذَا فَعَلِّمْنِي اسْتِخَارَةً إِنْ كَانَ ذَلِكَ الْوَجْهُ خِيَرَةً أَنْ يُيَسِّرَهُ اللَّهُ لِى وَ إِنْ كَانَ شَرّاً صَرَفَهُ اللَّهُ عَنِّى فَقَالَ لَهُ وَ يَجِبُ أَنْ تَخْرُجَ فِى ذَلِكَ الْوَجْهِ قَالَ لَهُ الرَّجُلُ نَعَمْ قَالَ قُلِ اللَّهُمَّ قَدِّرْ لِى كَذَا وَ كَذَا وَ اجْعَلْهُ خَيْراً لِى فَإِنَّكَ تَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ بحارالأنوار جلد: 73 صفحه: 235.

قال رسول اللّه   صلی الله علیه و آله: مِنْ سَعَادَةِ ابْنِ آدَمَ اسْتِخَارَتُهُ اللَّهَ وَ رِضَاهُ بِمَا قَضَى اللَّهُ وَ مِنْ شِقْوَةِ ابْنِ آدَمَ تَرْكُهُ اسْتِخَارَةَ اللَّهِ وَ سَخَطُهُ بِمَا قَضَى اللَّهُ بحارالأنوار جلد: 74 صفحه: 161.

[4] ـ «وَ شاوِرْهُمْ فِى الْأَمْرِ» قَالَ يَعْنِى الِاسْتِخَارَةَ وسائل‏الشيعة جلد: 12 صفحه: 45.

[5] ـ عوامل پيشرفت صفحه: 86 با كمى اصلاح نوشتارى.

[6] ـ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤِنِينَ   علیه السلام أَنَّهُ قَال مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِى عُقُولِهَا وسائل‏الشيعة
جلد: 12 صفحه: 40.

[7] ـ فِى عَهْدِ أَمِيرِ الْمُؤِنِينَ   علیه السلام إِلَى مَالِكٍ الْأَشْتَرِ وَ لَا تُدْخِلَنَّ فِى مَشُورَتِكَ بَخِيلًا يَعْدِلُ بِكَ عَنِ الْفَضْلِ وَ يَعِدُكَ
الْفَقْرَ وَ لَا جَبَاناً يُضَعِّفُكَ عَنِ الْأُمُورِ وَ لَا حَرِيصاً يُزَيِّنُ لَكَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ فَإِنَّ الْبُخْلَ وَ الْجُبْنَ وَ الْحِرْصَ غَرَائِزُ شَتَّى يَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللَّهِ 
مستدرك‏الوسائل جلد: 8 صفحه: 349.

[8] ـ وَ حَقُّ الْمُسْتَشِيرِ إِنْ عَلِمْتَ أَنَّ لَهُ رَأْياً حَسَناً أَشَرْتَ عَلَيْهِ وَ إِنْ لَمْ تَعْلَمْ لَهُ أَرْشَدْتَهُ إِلَى مَنْ يَعْلَمُ وسائل‏الشيعة
جلد: 15 صفحه: 178.

[9] ـ عَنْ سُلَيْمانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ   علیه السلام يَقُولُ اسْتَشِرِ الْعَاقِلَ مِنَ الرِّجَالِ الْوَرِعَ فَإِنَّهُ لَا يَأْمُرُ إِلَّا بِخَيْرٍ وَ
إِيَّاكَ وَ الْخِلَافَ فَإِنَّ مُخَالَفَةَ الْوَرِعِ الْعَاقِلِ مَفْسَدَةٌ فِى الدِّينِ وَ الدُّنْيَا 
وسائل‏الشيعة جلد: 12 صفحه: 42.

عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ   علیه السلام قَالَ قَالَ إِنَّ الْمَشُورَةَ لَا تَكُونُ إِلَّا بِحُدُودِهَا فَمَنْ عَرَفَهَا بِحُدُودِهَا وَ إِلَّا كَانَتْ مَضَرَّتُهَا عَلَى الْمُسْتَشِيرِ أَكْثَرَ مِنْ مَنْفَعَتِهَا لَهُ فَأَوَّلُهَا أَنْ يَكُونَ الَّذِى تُشَاوِرُهُ عَاقِلًا وَ الثَّانِيَةُ أَنْ يَكُونَ حُرّاً مُتَدَيِّناً وَ الثَّالِثَةُ أَنْ يَكُونَ صَدِيقاً مُؤخِياً وَ الرَّابِعَةُ أَنْ تُطْلِعَهُ عَلَى سِرِّكَ فَيَكُونَ عِلْمُهُ بِهِ كَعِلْمِكَ بِنَفْسِكَ ثُمَّ يُسِرَّ ذَلِكَ وَ يَكْتُمَهُ فَإِنَّهُ إِذَا كَانَ عَاقِلًا انْتَفَعْتَ بِمَشُورَتِهِ وَ إِذَا كَانَ حُرّاً مُتَدَيِّناً أَجْهَدَ نَفْسَهُ فِى النَّصِيحَةِ لَكَ وَ إِذَا كَانَ صَدِيقاً مُؤخِياً كَتَمَ سِرَّكَ إِذَا أَطْلَعْتَهُ عَلَيْهِ وَ إِذَا أَطْلَعْتَهُ عَلَى سِرِّكَ فَكَانَ عِلْمُهُ بِهِ كَعِلْمِكَ تَمَّتِ الْمَشُورَةُ وَ كَمَلَتِ النَّصِيحَةُ وسائل‏الشيعة جلد: 12 صفحه: 43.

[10] ـ جَاءَ جَبْرَئِيلُ إِلَى النَّبِيِّ   صلی الله علیه و آله فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَرْسَلَنِي إِلَيْكَ بِهَدِيَّةٍ لَمْ يُعْطِهَا أَحَداً
قَبْلَكَ. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ قُلْتُ وَ مَا هِي الى؟ ان قال فَقُلْتُ وَ مَا التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؟ فَقَالَ الْعِلْمُ بِأَنَّ الْمخْلُوقَ لَا يَضُرُّ وَ لَا يَنْفَعُ وَ لَا يُعْطِى وَ لَا يَمْنَعُ وَ اسْتِعْمَالُ الْيَأْسِ مِنَ الْخَلْقِ. فَإِذَا كَانَ الْعَبْدُ كَذَلِكَ لَمْ يَعْمَلْ لِأَحَدٍ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَرْجُ وَ لَمْ يَخَفْ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَطْمَعْ فِى أَحَدٍ سِوَى اللَّهِ فَهَذَا هُوَ التَّوَكُّلُ. 
بحارالأنوار جلد: 66 صفحه: 373.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: