آيه 181 الى 182 سوره آل عمران

لَقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللّهَ فَقيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ سَنَكْتُبُ ما
قالُوا وَ قَتْلَهُمُ اْلأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقِّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَريقِ
«» ذلِكَ
بِما قَدَّمَتْ أَيْديكُمْ وَ أَنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلاّمٍ لِلْعَبيدِ «»

ترجمه آيه 181 الى 182 سوره آل عمران:


«خدا غنى است»

قطعاً خدا سخن آن‏هائى را كه مى‏گويند: خدا فقير است و ما غنى هستيم،
شنيد. به زودى آنچه را كه گفته‏اند و كشتنشان پيغمبران را به ناحق، مى‏نويسيم و
به آن‏ها خواهيم گفت كه بچشيد عذاب سوزنده را. (181)

اين به خاطر آن چيزى است كه شما پيش فرستاده‏ايد و قطعاً خدا به بندگانش
ظلم نمى‏كند. (182)

تدبّر ما:

گناه از بين بردن آبروى علماء و بزرگان دين كمتر از گناه كشتن انبياء
نمى‏باشد،[1] و عذاب دردناكى براى كسانى كه بزرگان دين را مى‏كشند و يا با آبروى
آن‏ها بازى مى‏كنند مهيا شده است.

مؤنين بايد هر چه سريع اعتقادات خويش را تصحيح كنند، آن‏ها نبايد فكر
كنند خداى تعالى به اموالى از قبيل صدقات و انفاقات واجب و مستحب و يا
خمس و… محتاج و نيازمند است، بلكه بايد بدانند خداى تعالى غنى است و

نستجير بالله به هيچ احدى نيازمند نيست و اولياء خدا هم به مال مردم هيچ چشم
داشتى ندارند و توكّل‏شان به خداى تعالى است، بلكه اين مردم هستند كه جهت
پاكى روح از خبائث و رذائل روحى و همچنين از گناهان و براى بعضى ديگر به
جهت پيشرفت در كمالات روحى نيازمند و محتاج هستند تا از اموال خويش انفاق
نمايند و ديون واجب‏شان را از خمس و زكات نيز بپردازند.[2]

اگر شخصى از اعمال و كردار كسى و يا جمعى رضايت داشته و راضى بود در
گناه آن‏ها شريك خواهد بود و آن گناهى كه آن‏ها انجام داده‏اند در پرونده شخصى
كه از آن افراد و اعمالشان راضى بوده ثبت خواهد شد،[3] مثلاً يهوديان زمان پيامبر
اكرم   صلی الله علیه و آله كه پيامبرى نكشته بودند اما چون به فعل آباء و اجداد خويش، كه انبياء را كشته
بودند رضايت داشتند، لذا خداى تعالى نسبت به آن‏ها مى‏فرمايد: «وَ قَتْلَهُمُ الْأَنبِيَاءَ بِغَيرْ

حَقٍّ
».

مؤنين بايد مواظب صحبت كردن‏هاى خود باشند و بدانند هر صحبتى كه
مى‏كنند خداى تعالى مى‏شنود. أميرالمؤمنين على بن ابيطالب   علیهم السلام در مورد مؤنين
و اهل تقوا مى‏فرمايند: آن‏ها سخنانشان راست، صحيح و مطابق با واقع است.[4]

مؤنين بايد بدانند قبحِ داشتن فساد اعتقادى با قبح كشتن انبياء الهى يكسان
است و خداى تعالى اين دو را در يك آيه با هم جمع نموده، اين يك فساد اعتقادى
است كه آن‏ها فكر مى‏كردند خدا و اوليائش فقير و نيازمند به مردم هستند و
خودشان غنى مى باشند.

مؤنين بايد بسيار هوشيار باشند و فراموش نكنند دنيا محل امتحان است و در
عوالم بعد حاصل عملكرد خويش را در دنيا خواهند ديد. آن‏ها بايد عملاً اين مسأله
را قبول داشته باشند و خود را مثل كسانى قرار ندهند كه تا در دنيا هستند در خواب
غفلتند و وقتى دستشان از دنيا كوتاه شد و فرصت را از دست دادند تازه از خواب
غفلت بيدار مى‏شوند.[5]

سلب نعمت و گرفتارى‏هايى كه در زندگى‏ها پيش مى‏آيد اكثراً حاصل انجام
گناهان و اعمالى است كه در شأن يك انسان نيست و خداى تعالى مبرّاء از اين است
كه بخواهد به كسى نستجير بالله ظلم نمايد.[6]


[1] ـ لانَّ عِرضُ المؤِ كدمه جواهر الكلام فى شرح شرايع الاسلام جلد: 34 صفحه: 9.

[2] ـ عَنِ الْبَاقِرِ   علیه السلام فِى قَوْلِهِ تَعَالَى «لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا» الْآيَةَ قَالَ هُمْ يَزْعُمُونَ أَنَّ الْإِمَامَ يَحْتَاجُ مِنْهُمْ
إِلَى مَا يَحْمِلُونَ إِلَيْه 
بحارالأنوار جلد: 24 صفحه: 278.

[3] ـ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤِنِينَ   علیه السلام الرَّاضِى بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ مَعَهُمْ فِيهِ وَ عَلَى كُلِّ دَاخِلٍ فِى بَاطِلٍ إِثْمَانِ إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ الرِّضَا بِهِ وسائل‏الشيعة جلد: 16 صفحه: 141.

عن عبد السلام بن صالح الهروى قال قلت لأبى الحسن على بن موسى الرضا   علیه السلام يا ابن رسول اللّه ما تقول فى حديث روى عن الصادق   علیه السلام أنه قال إذا خرج القائم قتل ذرارى قتلة الحسين   علیه السلام بفعال آبائها فقال   علیه السلام هو كذلك. فقلت فقول اللّه عز و جل «وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى» ما معناه؟ فقال صدق اللّه فى جميع أقواله لكن ذرارى قتلة الحسين يرضون أفعال آبائهم و يفتخرون بها و من رضى شيئا كان كمن أتاه و لو أن رجلا قتل فى المشرق فرضى بقتله رجل فى المغرب لكان الراضى عند اللّه شريك القاتل و إنما يقتلهم القائم إذا خرج لرضاهم بفعل آبائهم. قال فقلت له بأى شى‏ء يبدأ القائم فيهم إذا قام؟ قال يبدأ ببنى شيبة و يقطع أيديهم لأنهم سراق بيت اللّه عز و جل علل‏الشرائع جلد: 1 صفحه: 229 باب: 164.

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ   علیه السلام لَعَنَ اللَّهُ الْقَدَرِيَّةَ لَعَنَ اللَّهُ الْحَرُورِيَّةَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُرْجِئَةَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُرْجِئَةَ قُلْتُ كَيْفَ لَعَنْتَ هَؤَاءِ مَرَّةً وَ لَعَنْتَ هَؤَاءِ مَرَّتَيْنِ؟ فَقَالَ إِنَّ هَؤَاءِ زَعَمُوا أَنَّ الَّذِينَ قَتَلُونَا كَانُوا مُؤِنِينَ فَثِيَابُهُمْ مُلَطَّخَةٌ بِدِمَائِنَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِ اللَّهِ «الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنا» إِلَى قَوْلِهِ «فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ» قَالَ وَ كَانَ بَيْنَ الَّذِينَ خُوطِبُوا بِهَذَا الْقَوْلِ وَ بَيْنَ الْقَاتِلِينَ خَمْسُمِائَةِ عَامٍ فَسَمَّاهُمُ اللَّهُ قَاتِلِينَ بِرِضَاهُمْ بِمَا صَنَعَ أُولَئِكَ وسائل‏الشيعة جلد: 16 صفحه:268 الى 269.

[4] ـ فَالْمُتَّقُونَ فِيهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ بحارالأنوار جلد: 64 صفحه: 315.

[5] ـ النَّبِيُّ   صلی الله علیه و آله النَّاسُ نِيَامٌ فَإِذَا مَاتُوا انْتَبَهُوا بحارالأنوار جلد: 50 صفحه: 134.

[6] ـ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤِنِينَ   علیه السلام وَ ايْمُ اللَّهِ مَا كَانَ قَوْمٌ قَطُّ فِى غَضِّ نِعْمَةٍ مِنْ عَيْشٍ فَزَالَ عَنْهُمْ إِلَّا بِذُنُوبٍ اجْتَرَحُوهَا لِأَنَّ
اللَّهَ تَعَالَى لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ 
بحارالأنوار جلد: 6 صفحه: 57.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: