آيه 286 سوره بقره

لا يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنا لا
تُو
ِٔذْنا إِنْ نَسينا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْرًا كَما حَمَلْتَهُ عَلَى
الَّذينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ
ارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ
«»

ترجمه آيه 286 سوره بقره:

«دعاى مؤنين»

خدا كسى را جز به قدر وسعش تكليف نمى‏كند. آنچه انسان كسب مى‏كند،
براى خود انجام داده و آنچه از بدى كسب مى‏كند، بر ضرر خود اقدام نموده است.

پروردگار ما، اگر ما فراموش كرديم يا خطا نموديم، ما را مؤخذه نكن.
پروردگار ما، كارهاى سختى را بر ما تحميل نكن، آنچنان كه آن را بر گذشتگان قبل
از ما تحميل فرمودى. پروردگار ما، آنچه را كه ما طاقت تحمّلش را نداريم، بر ما قرار
مده و ما را عفو كن و ما را ببخش و به ما مهربانى كن. تو مولاى ما هستى، پس ما را
بر جمعيّت كفّار يارى فرما. (286)

تدبّر ما:

شخصى يهودى خدمت أميرالمؤمنين   علیه السلام فضائل پيغمبران گذشته، و آن چه از
معجزات و خوارق عادات انبياء بنى‏اسرائيل مى‏دانست بيان كرد، آن حضرت فرمود: آن
چه از معجزات و خارق عادات كه تمام پيامبران گذشته داشته‏اند پيامبر اكرم حضرت
محمد   صلی الله علیه و آله و من كه وصى او مى‏باشم بيشتر و بالاتر از آن‏ها را دارا هستيم.

يهودى گفت: حضرت سليمان به اراده خداوند باد را مسخّر كرده بود كه صبح

گاه او را در يك شهر و بعد از ظهر در شهر ديگر با تختش سير مى‏داد و نظير اين
معجزات كجا براى حضرت محمد   صلی الله علیه و آله بوده است؟

أميرالمؤمنين   علیه السلام فرمود: براى پيامبر ما از اين معجزه بالاتر بود و آن رفتن به
معراج و آسمان‏ها است؛ ايشان از مكّه به مسجد الاقصى كه مسافتش يك ماه راه
است تشريف بردند و از آن جا به آسمان كه مسافتش پنجاه هزار سال راه مى‏باشد
عروج فرمودند و در يك ثلث از شب به انتهاى عرش پروردگار رسيدند و به مقام
علم نزديك شدند و به سوى بهشت رفتند و چشم مباركشان را نور پر عظمت
پروردگار فرا گرفت و بزرگى و جلالت خدا را با چشم دل مشاهده كردند و از حيث
نزديكى مانند دو سر كمان بلكه نزديك‏تر شد و به او وحى رسيد آن چه را بايد وحى
شود، از آن جمله همين آيه: «لِلَّهِ ما فِى السَّماواتِ» تا آخر «فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ
الْكافِرِينَ».

آيات الهى بر تمام پيامبران از زمان آدم به بعد عرضه شده بود اما هيچ كدام
قبول نكردند و از نظر سنگينى بار تكليف؛ امّت‏هاى آن‏ها هم قبول ننمودند ولى
چون بر پيامبر خاتم   صلی الله علیه و آله عرضه شد قبول نمودند و به امّت خود هم عرضه داشتند
آنان نيز قبول نمودند و چون خداوند قبولى آن‏ها را مشاهده فرمود دانست كه آن‏ها
هم تاب و توانائى آن را ندارند، همين كه پيامبر به عرش رسيدند آيات مزبور مجدداً
بر آن حضرت نازل شد و از طرف خداى تعالى خطاب رسيد: «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ
إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ»
و پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله از طرف خود و امّتشان جواب فرمودند: «وَ الْمُؤِنُونَ
كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ»
خداوند تبارك و
تعالى فرمود: براى امّتت اگر تكاليف خود را به جاى بياورند بهشت و مغفرت است.

پيغمبر اكرم   صلی الله علیه و آله خطاب به خداى تعالى عرضه داشتند: اما امّتم همين كه اوامر

صادره حضرتت را شنيدند از جان و دل اطاعت نموده و اميد به رحمت و بخشش
و آمرزيدن پروردگار را داشته و مى‏دانند كه بازگشت همه آن‏ها در آخرت به سوى
شما مى‏باشد.

خداوند فرمود: من امّتت را بيامرزم و داخل بهشت گردانم.

سپس فرمود: چون تو اى پيامبر گرامى! و امّتت آيات مرا با همه عظمت و
سختى و بزرگى كه داشت قبول نموديد و حال آن كه بر تمام پيامبران و امّت‏هاى
گذشته عرضه كردم و به علت دشوارى از پذيرش آن امتناع كردند، شايسته و سزاوار
آن است كه به تكاليف مقرّر تخفيف داده و بر امّتت بيشتر از طاقت و توانائى‏هايشان
تكليفى تحميل ننمايم، به آن‏ها در ازاى هر عمل خيرى كه انجام دهند پاداش
مى‏دهم و هر عمل بد كه مرتكب شوند بر زيان آن‏هاست و كيفر آن عمل به آن‏ها
خواهد رسيد.

پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله خواهش نمودند كه پروردگارا بر احسانت بيشتر بيفزاى،
خطاب رسيد: درخواست نما آن چه مى‏خواهى، ايشان از پروردگار خواست: بار
تكليف گران و طاقت فرسا كه بر امّت‏هاى پيشين بود از اين امّت بردار.

خداوند فرمود: به خاطر كرامت و شرافتى كه تو دارى از خطاها و فراموشى‏هاى
امتت مؤخذه نمى‏كنم و حال آن كه امّت‏هاى گذشته اگر اوامر و تكاليف خود را
فراموش مى‏نمودند و يا بر اثر سهو و خطا مرتكب اعمال خلافى مى‏شدند مشمول
عذاب و مستوجب كيفر مى‏شدند و اين دو امر را از امّتت برداشتم.

پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله مجدداً عرض كردند: پروردگارا! بار سخت و مشقتى كه بر
امّت‏هاى پيشين بود بر ما تحميل نفرما كه ما تاب تحمّل سختى‏ها را نداريم، خداى
تعالى فرمود: سختى‏ها را از امّتت برداشتم، من نمازهاى امت‏هاى گذشته را قبول

نمى‏كردم مگر در جاى معين ولو آن كه از آن مكان دور بودند، ولى تمام كره زمين را
براى امّتت مسجد و محل نماز قرار دادم و خاك را از مطهرات قرار دادم همان طور كه
آب را مطهر نجاسات نمودم.

يكى از سختى‏هاى امم سابق اين بود كه اگر موضعى از بدن آن‏ها نجس مى‏شد
بايد آن موضع را از بدن خويش مى‏بريدند و اين حكم را از امّتت برداشتم، يكى
ديگر از مشقّات و سختى‏ها حمل قربانى بود كه بايد آن را پشت گردن خود تا
بيت‏المقدس برده و ذبح نمايند و قربانى هر كس كه قبول مى‏شد آتشى فرستاده و آن
را مى‏سوزاند و صاحبش خوشحال مى‏شد و قربانى آن كسى كه قبول نمى‏شد
اندوهناك برمى گشت ولى قربانى امّت تو را صرف فقراء امّتت نموديم كه به بذل
آن‏ها شكم فقرا سير شود و قربانى هر كس كه قبول شود پاداش و ثواب به او عطا
شود و كسى را كه قربانى او قبول نشده عقوبات دنيا را از او بردارم كه اين خود نوعى
از مشقّات و سختى‏ها بود كه از امّتت برداشتيم.

ديگر آن كه آن‏ها نمازهايشان را در نيمه شب و تاريكى به جاى مى‏آوردند و بر
آن‏ها پنجاه نماز و در پنجاه موقع قرار داده بوديم كه از امّت تو برداشتيم و فقط پنج
نماز و در پنج وقت واجب نموديم.

به امّت‏هاى گذشته در مقابل هر عمل خوب يك پاداش مى‏داديم ولى به امّت
تو در برابر يك كار خير ده اجر عطا كنيم.

امم قبل را پاداش نمى‏داديم مگر به عمل، ولى به امّت تو به نيّت خير هم
پاداش دهيم.

امم قبل اگر نيّت كار بدى مى‏كردند و انجام نمى‏دادند چيزى بر آن‏ها نبود اما اگر
امّتت نيّت عمل بدى كردند و بعد منصرف شده و مرتكب آن عمل بد نشوند ثواب

و پاداش به آن‏ها مى‏دهيم.

امّت‏هاى سابق اگر گناهى مى‏كردند گناه را بر در خانه آن‏ها مى‏نوشتيم و توبه
آن‏ها قبول نمى‏شد مگر يكى از لذيذترين طعام‏ها را ترك و بر خود حرام مى‏كردند،
اين را هم از امّتت برداشته و بين آن‏ها و گناهانشان پرده‏پوشى كرده و توبه آن‏ها را
بدون شرطى پذيرفته و عقوبتشان را به آخرت بيافكنيم.

توبه امّت‏هاى گذشته قبول نمى‏شد مگر بعد از صد و يا هشتاد و يا پنجاه سال
ولى‏اگر امّتت بيست يا سى و يا چهل سال گناه كرده، سپس پشيمان شده و توبه كنند
به يك چشم بهم زدن توبه آن‏ها را بپذيريم و تمام اين سختى‏ها را از امّت تو اى
پيامبر عزيز ما به خاطر تو برداشتيم.

پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله عرض نمود: پروردگارا باز هم احسان خود را نسبت به ما زياد
بفرما. خطاب رسيد: مطلوب خود را بخواه. عرض نمود: بار خدايا! آن چه را كه ما
طاقت آن را نداريم به ما تكليف نفرما. خداى تعالى فرمود: تمام خواهش‏هايت را به جا
آوردم و از امّتت بلاها را برداشتم و تلكيف مافوق توانائى آن‏ها ننمايم.

پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله عرض كرد: پروردگارا ما را عفو كن و بر ما ببخشاى و بيامرز و ما
را بر كفّار نصرت و پيروزى عنايت فرما تا بر آن‏ها غالب شويم.

خداى تعالى فرمود: اى محمد   صلی الله علیه و آله ! امّت تو غالب بوده و بر تمام امم ديگر
تسلّط خواهند يافت و آنان را استخدام مى‏كنند و كسى آن‏ها را مستخدم خود نكند
مگر از امّت تو خارج گردند، براى بزرگى و شرافتى كه بر تمام مخلوقات دارى و بر
من حتم و لازم است كه ظاهر گردانم دين تو را كه دين اسلام است و ناسخ تمام
اديان عالم مى‏باشد و در مغرب و مشرق دينى باقى نمى‏ماند مگر دين تو و ساير
امّتها و صاحبان اديان ديگر جزيه دهنده باشند به امّت تو (و البته اين امر در زمان

ظهور موفور السرور مولاى ما حضرت بقية اللّه «ارواحنافداه» واقع خواهد شد و از
خداوند تعجيل در ظهور آن بزرگوار را خواستاريم).

از حضرت صادق   علیه السلام روايت شده كه فرمودند: پس از رحلت نبى اكرم   صلی الله علیه و آلهمردى
يهودى وارد مدينه شد، مسائلى چند از أميرالمؤمنين   علیه السلام پرسيد، از آن جمله اين بود:
زمانى كه پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله از معراج برگشتند اوّلين سخن او در حضور پروردگارش چه
بود؟

أميرالمؤمنين   علیه السلام جواب فرمودند: اوّل سخن حضرت در محضر خداى‏تعالى
تلاوت آيه «آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ» بود.

مرد يهودى گفت: مقصود و منظور من غير از اين است، مرد يهودى گفت: آيا
شما نيستيد كه درباره شما سخن گفته شده؟! اگر چنين است مرا از آن سرّ پنهان
مطلع گردان.

أميرالمؤمنين   علیه السلام فرمودند: چون تو با جدّيت از اين امر سؤل نموده‏اى‏و اراده
فهميدن اين موضوع را دارى اينك بيان نمايم، اى يهودى! بدان همين كه پيامبر   صلی الله علیه و آله به
ساحت و پيشگاه قرب خداى‏تعالى رسيد حجاب و پرده برداشته شد و منادى صدا زد:
اى احمد! عرض كرد: لبيك، منادى ندا داد: پروردگارت سلام مى‏رساند و مى‏فرمايد:
سلام من را بر ولى و سيّد ما برسان. رسول اكرم   صلی الله علیه و آله پرسيد: سيّد و ولى كيست؟ خطاب
رسيد: على بن أبى‏طالب   علیهم السلام است.

يهودى گفت: اى على! به خدا راست گفتى و من اين معنى را در كتاب پدرم
يافتم، آن يهودى از فرزندان حضرت داود   علیه السلام بود.

از جريانات فوق استفاده مى‏شود:

1- پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله و جانشينان بر حقش كه اهل بيت معصومش   علیهم السلام مى‏باشند

مقام و فضيلت و كمالاتشان از همه پيامبران گذشته بيشتر است و حتّى به ما اجازه
داده نشده كه اين بزرگواران را با احدى از مردم قياس كنيم.[1]

2- مؤنين بايد به مسأله ولايت بسيار اهمّيّت داده و با مسامحه با آن برخورد
نكنند و بدانند ولايت خاندان عصمت و طهارت   علیهم السلام بر جميع امّت‏هاى قبل
عرضه شد اما آن‏ها طاقت پذيرفتن ولايت را نداشتند.

3- شيعيان حضرت على بن ابيطالب   علیهم السلام كه همان پيروان حقيقى پيامبر
اكرم   صلی الله علیه و آلههستند اهل بهشت خواهند بود و خداى تعالى به خاطر بركت پيامبر و
اهل بيت طاهرينش   علیهم السلام از آن‏ها خواهد گذشت.

4- خداى تعالى به خاطر شرف و آبروى حضرت رسول اللّه   صلی الله علیه و آله بر پيروانش
بسيار مهربان است و خيلى از احكام و دستورات مشكل و طاقت فرسا كه بر
امّت‏هاى قبل واجب بود از ما نخواسته، مثل مريض كه روزه برايش سخت و مضر
است. كارهائى كه از روى فراموشى صورت بگيرد مَعفُوّ است، مثل روزه دارى كه از
روى فراموشى افطار نمايد. اعمال عبادى سخت را از ما برداشته است، مثلاً: نماز
كه در امم قبل پنجاه نوبت بود و بايد حتماً در جاى خاصى آن را به جاى مى‏آوردند،
اما ما پنج نوبت نماز يوميه داريم و هر كجاى كره زمين باشيم همان جا اجازه داريم
به جاى‏آوريم و… .

5- اگر كسى نيّت كار بدى كرد اما براى خدا آن كار بد را انجام نداد خداى تعالى

به او اجر خواهد بخشيد، اين در حالى است كه در امّت‏هاى قبل چنين نبوده است.

6- در امّت رسول اللّه درب توبه باز است و به راحتى مى‏شود به درگاه خدا
توبه كرد و خداى تعالى هم سريع توبه را قبول مى‏نمايد، اين در حالى است كه در
امّت‏هاى‏قبل درب توبه به اين آسانى باز نبود و كارهاى سخت و دشوارى بايد انجام
مى‏دادند تا شايد توبه‏شان مورد قبول واقع شود، اما امّت پيامبر همين كه قلباً
پشيمان شوند و نيّت بر ترك گناه كنند اين توبه است و مقبول هم مى باشد.

7- خداى تعالى نسبت به امّت پيامبر ستّارالعيوب است؛ يعنى گناهان و
اشتباهاتشان را مى‏پوشاند و نمى‏گذارد كسى متوجّه بشود، اما در امّت‏هاى قبل خدا
اين گونه با آن‏ها برخورد نمى‏كرد.

8- دين امّت پيامبر روزى ان شاء اللّه جهانى خواهد شد و همه اديان ديگر بايد
به اين دين وارد شوند، اين در حالى است كه دين امّت‏هاى قبل جهانى نشد.

9- آقائى و سيّدى و جانشينى بلافصل مولى الموحّدين أميرالمؤمنين على بن
ابى‏طالب   علیهم السلام از جانب خداى تعالى بوده و در كتب آسمانى اديان قبل هم آمده است،
لذا واى به حال كسى كه خود را مسلمان بداند و اين حقيقت آشكار را كتمان نمايد.

خداى تعالى آن قدر مهربان است كه هيچ كسى را مگر به اندازه وسع و
توانائى‏اش مؤخذه نمى‏نمايد.


[1] ـ قُلْتُ لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ   علیه السلام أَخْبِرْنِى عَنْ أَبِى ذَرٍّ أَ هُوَ أَفْضَلُ أَمْ أَنْتُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ فَقَالَ يَا ابْنَ صُهَيْبٍ كَمْ
شُهُورُ السَّنَةِ فَقُلْتُ اثْنَا عَشَرَ شَهْراً فَقَالَ وَ كَمِ الْحُرُمُ مِ

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: