فلسفه واگذارى فدك به حضرت فاطمه عليها السلام

پيغمبر اسلام   صلی الله علیه و آله در نظر داشت كه حضرت فاطمه زهراء   عليهاالسلام هم مانند مادرش
حضرت خديجه كبرى   عليهاالسلام كه به وسيله اموالش پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله و دين او را يارى
كرد، او هم حضرت على بن ابيطالب   علیهم السلام را يارى كند. زيرا درآمد فدك سالانه
بيست و چهار هزار دينار طلا بود و ترديدى نيست كه تنها چيزى كه مردم بى‏سواد را
ممكن است به طرف شخصى جلب كند و مزاحمت دشمنان را برطرف نمايد،
داشتن مال و انفاق آن ميان آن‏ها است.

هيچ وقت عموم مردم، فضائل و ارزش‏هاى معنوى افراد را نمى‏توانند كاملاً

درك كنند و اكثراً بنده شكم و مُريد پول اند. آن‏ها هميشه در مرحله اوّل بيشتر دور
كسى جمع مى‏شوند كه از او بيشتر استفاده مادّى ببرند.

آن‏ها نه از علم و دانش و تقوا اطّلاعى دارند و نه صاحبان فضيلت را
مى‏شناسند و نه براى صاحب علم و تقوا ارزشى قائلند. بنابراين، هميشه برنامه
زمامداران الهى اين بوده است كه در مرحله اوّل اين دسته از مردم را بوسيله انفاق و
كمك به آن‏ها به خود جلب كنند و سپس سخنان علمى و مطالب حقّه را به آن‏ها
تعليم نمايند.

پيغمبر اسلام   صلی الله علیه و آله مى‏دانست كه پس از او اگر حضرت فاطمه و حضرت
على   علیهم السلامدستشان از مال دنيا خالى باشد، مردم بى‏سواد و متعصّب علاوه بر آن كه
آن‏ها را كمك نمى‏كنند، مانع از رشد ديگران هم مى‏شوند. لذا پيامبر اسلام   صلی الله علیه و آله
فدك را به حضرت فاطمه   عليهاالسلام داد تا آن كه اراضى فدك با سرپرستى آن حضرت آباد
بماند و عايداتش وسيله تبليغ و پيشرفت اسلام باشد. در حالى كه اگر آن اراضى آباد
را بين مسلمانان فقير تقسيم مى‏نمود، علاوه بر آنكه نتايج فوق از آن برده نمى‏شد،
آن‏ها در اثر نداشتن بودجه براى زراعت و كشاورزى، آن را خراب مى‏كردند و ديگر
نمى‏توانستند حتّى به زندگى خود ادامه دهند.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: