يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا
إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ عَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ
الْمُؤمِنُونَ «11».
ترجمه آيه 11 سوره مائده:
«دست دشمن كوتاه شد»
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، نعمت خدا را بر خودتان به ياد بياوريد، آن زمانى
كه جمعى قصد داشتند به طرف شما دست درازى كنند و خدا دست آنها را از شما
كوتاه كرد. از خدا بپرهيزيد. مؤنان فقط بر خدا توكّل مىكنند.(11)
تدبّر ما:
شأن نزول:
در غزوه غطفان پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله دورتر از لشكر خود زير درختى تكيه داده و
استراحت مىكردند و اصحاب از ايشان دور بودند. حضرت جامهها را به زير درخت
افكندند، اعراب مشاهده كرده و به رئيس خود گفتند: محمّد صلی الله علیه و آله را درياب كه تنها زير
آن درخت تكيه داده و به راحتى مىتوان او را از بين برد.
دعثور شمشير كشيده و نزد پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله آمد و گفت: چه كسى تو را حفظ كرده
و شرّ من را از تو دفع مىكند!؟
حضرت با آرامش خاصّى فرمودند: خداى تعالى من را از شرّ تو حفظ خواهد
نمود.
در اين هنگام جبرائيل بر سينه دعثور زد و او زمين خورد و شمشير از دستش افتاد.
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله شمشير را برداشت و بالاى سر او رفته و فرمودند: حالا چه كسى تو
را از من حفظ مىكند؟
دعثور گفت: هيچ كس نمىتواند من را از ضربات شما حفظ كند، و سريع كلمه
شهادتين را گفت و مسلمان شد.[1]
خداى تعالى مردم مسلمان را به شرط اين كه ايمان داشته و خود را در زمره مؤنين
قرار دهند در همه حال از شرّ اشرار و منحرفان حفظ خواهد نمود.
به ياد آوردن نعمتها و محبّتهاى خداى تعالى يكى از عوامل تشديد محبّت
انسان به خداى تعالى است؛ خداى تعالى به حضرت موسى،[2] و حضرت داوود،[3]
وحى فرمود: اگر مىخواهيد حبّ من را در دل بندگانم بياندازيد نعمات من را به آنها
ياد آورى كنيد، لذا ما اگر بخواهيم محبّت خودمان را به خداى تعالى و اوليائش زياد
نماييم بايد الطاف و محبّتهاى آنها را به خودمان يادآورى كنيم و همچنين اگر
بخواهيم حبّ خدا و اوليائش را در دل ديگران بياندازيم بايد همين كار را بكنيم، يعنى:
الطاف و نعمتهايى كه خداى تعالى و اوليائش نسبت به همان شخص و يا نسبت به
ديگرى داشتهاند را برايشان بازگو كنيم، مثلاً: وقتى ما معجزات و كرامات امام هشتم
حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام يا ديگر ائمّه را براى فردى كه زياد مقيّد به دين و
امامت نيست بازگو كنيم كم كم محبّت آن بزرگواران در دل چنين شخصى مىافتد و
حتّى براى رفع گرفتارى خويش به آنها متوسّل خواهد شد.
منحرفان از خط اولياء خدا و مخالفان ايشان دائماً همّ و غم لطمه زدن به مؤنين و
اولياء خدا را دارند، البتّه خداى تعالى هميشه شرّ آنها را از مؤنين دفع كرده و به
خودشان متوجّه مىسازد، امّا ما بايد زرنگ بوده و از مكر و خدعه چنين افرادى هر
چند در لباس دوست وارد شده باشند هيچ گاه غافل نشويم.
كسى كه مىخواهد قوىترين مردم باشد بايد فقط به خداى تعالى توكّل كند.[4]
[1] – فَذَهَبَ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه و آله لِحَاجَةٍ فَأَصَابَهُ ذَلِكَ الْمَطَرُ فَبَلَّ ثَوْبَهُ وَ قَدْ جَعَلَ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه و آله وَادِى أَمَرٍ بَينَهُ وَ بَينَ
أَصْحَابِهِ ثُمَّ نَزَعَ ثِيابَهُ فَنَشَرَهَا لِتَجُفَّ وَ أَلْقَاهَا عَلَى شَجَرَةٍ ثُمَّ اضْطَجَعَ تَحْتَهَا وَ الْأَعْرَابُ ينْظُرُونَ إِلَى كُلِّ مَا يفْعَلُ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه و آله فَقَالَتِ الْأَعْرَابُ لِدُعْثُورٍ وَ كَانَ سَيدَهُمْ وَ أَشْجَعَهُمْ قَدْ أَمْكَنَكَ مُحَمَّدٌ وَ قَدِ انْفَرَدَ مِنْ بَينِ أَصْحَابِهِ حَيثُ إِنْ غَوَّثَ بِأَصْحَابِهِ لَمْ يغَثْ حَتَّى تَقْتُلَهُ فَاخْتَارَ سَيفاً مِنْ سُيوفِهِمْ صَارِماً ثُمَّ أَقْبَلَ مُشْتَمِلًا عَلَى السَّيفِ حَتَّى قَامَ عَلَى رَأْسِ رَسُولِ اللَّهِصلی الله علیه و آله بِالسَّيفِ مَشْهُوراً فَقَالَ يا مُحَمَّدُ مَنْ يمْنَعُكَ مِنِّى الْيوْمَ قَالَ اللَّهُ وَ دَفَعَ جَبْرَئِيلُ فِى صَدْرِهِ فَوَقَعَ السَّيفُ مِنْ يدِهِ فَأَخَذَهُ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه و آلهوَ قَامَ عَلَى رَأْسِهِ فَقَالَ مَنْ يمْنَعُكَ مِنِّى قَالَ لَا أَحَدَ وَ أَنَا أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه بحارالأنوار جلد: 20 صفحه: 3.
[2] – عَنْ أَبِى جَعْفَرٍعلیه السلام قَالَ أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى مُوسَىعلیه السلام أَحْبِبْنِى وَ حَبِّبْنِى إِلَى خَلْقِى قَالَ مُوسَى يا رَبِّ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ أَنَّهُ لَيسَ أَحَدٌ أَحَبَّ إِلَى مِنْكَ فَكَيفَ لِى بِقُلُوبِ الْعِبَادِ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيهِ فَذَكِّرْهُمْ نِعْمَتِى وَ آلَائِى فَإِنَّهُمْ لَا يذْكُرُونَ مِنِّى إِلَّا خَيراً بحارالأنوار جلد: 67 صفحه: 22.
[3] – النَّبِىصلی الله علیه و آله قَالَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِدَاوُدَعلیه السلام أَحْبِبْنِى وَ حَبِّبْنِى إِلَى خَلْقِى قَالَ يا رَبِّ نَعَمْ أَنَا أُحِبُّكَ فَكَيفَ أُحَبِّبُكَ إِلَى خَلْقِكَ قَالَ اذْكُرْ أَيادِى عِنْدَهُمْ فَإِنَّكَ إِذَا ذَكَرْتَ ذَلِكَ لَهُمْ أَحَبُّونِى بحارالأنوار جلد: 67 صفحه: 22.
[4] – عَنِ النَّبِىصلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يكُونَ أَقْوَى النَّاسِ فَلْيتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ مستدركالوسائل جلد: 11
صفحه: 217.