آيه 19 سوره مائده

يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ
تَقُولُوا ما جاءَنا مِنْ بَشيرٍ وَ لا نَذيرٍ فَقَدْ جاءَكُمْ بَشيرٌ وَ نَذيرٌ وَ اللّهُ عَلى
كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ 
«19».

ترجمه آيه 19 سوره مائده:


«فاصله بين انبياء علیهم السلام»

اى اهل كتاب، رسول ما بعد از آنكه فاصله‏اى بين پيامبران واقع شده بود، نزد
شما آمد تا براى شما مطالب را بيان كند و به خاطر اينكه نگوئيد: پيغمبرى كه بشارت
دهنده و ترساننده باشد براى ما نيامده است. حالا قطعاً ترساننده و بشارت دهنده
براى شما آمده است و خدا بر هر چيزى قادر است. (19)

تدبّر ما:

حكايت:

ابى ربيع مى‏گويد: در سالى كه هشام بن عبد الملك به حج رفته بود و نافع عمر بن
خطاب همراه او بود، من نيز همراه حضرت باقر   علیه السلام به حج مشرّف شدم، در ركن و
مقام مردم اطراف حضرت باقر   علیه السلام تجمّع كرده بودند، نافع وقتى اين صحنه را ديد از
هشام سؤال كرد: يا أميرالمؤمنين! اين شخص كه اين قدر مردم اطرافش را گرفته و به او
احترام مى‏كنند كيست؟

هشام جواب داد: او امام اهل كوفه محمّد بن على   علیه السلام است. نافع گفت: الآن
مى‏روم از او مسائلى سؤال مى‏كنم كه كسى نمى‏تواند جواب آنها را بدهد مگر پيامبر يا
وصىّ پيامبر.

هشام گفت: برو و بپرس، شايد بتوانى او را خجالت دهى.

نافع جماعت مردم را شكافت و آنها را عقب زد تا به حضور آن حضرت رسيد و
گفت: اى محمّد بن على! من تورات و انجيل و زبور و قرآن را خوانده‏ام و از حلال و
حرام آنها اطّلاع و آگاهى دارم و الآن آمده‏ام و سؤلاتى دارم كه به جز پيامبر يا وصىّ او
شخص ديگرى نمى‏تواند پاسخ آنها را بدهد.

حضرت سر مبارك‏شان را بلند نموده و فرمودند: از هر چه دلت مى‏خواهد سؤال
كن.

گفت: خبر دهيد مرا كه چه مدّت فاصله بود ميان حضرت عيسى   علیه السلام و پيامبر
خاتم   صلی الله علیه و آله؟

حضرت فرمودند: مطابق عقيده خويش به تو جواب دهم يا مطابق آن چه تو عقيده
دارى؟

گفت: هر دو قول را بفرمائيد.

حضرت فرمودند: به اعتقاد من پانصد سال فاصله بود، ولى به اعتقاد تو شش صد
سال. نافع كه خجل و شرمنده شده بود نزد هشام برگشت.[1]

خداى تعالى هيچ گاه زمين را از حجّت خويش خالى باقى نمى‏گذارد، و مابين
پيامبران اولوالعزم گرچه مثلاً پانصد سال فاصله بوده، امّا در اين پانصد سال نبى و
رسولان غير اولوالعزمى بوده و مشغول تبليغ رسالت خويش بوده‏اند.

خداى تعالى هيچ گاه هيچ امّتى را بدون حجّت قرار نداده و هميشه براى
جمعيت‏هاى مختلف عالمى ربّانى به عنوان حجّت خويش قرار مى‏دهد و اين ما
هستيم كه بايد از حجّت‏هاى الهى و علماء ربّانى كمال استفاده را ببريم، وگرنه فرداى
قيامت هيچ عذرى از ما قبول نخواهد بود،[2] البتّه بزرگترين حجّت و عالم ربّانى خداى
تعالى وجود شريف معصومين   علیهم السلام و در زمان ما وجود شريف امام عصر
«ارواحنافداه» هستند،[3] امّا در غياب‏شان ديگر اولياء خدا، يعنى همان فقهاء و علماء
جامع الشّرايط به عنوان حجّت و علماء ربّانى در بين ما مردم هستند.[4]

پيامبران الهى چند دسته‏اند:

1- نبى: يعنى پيامبرانى كه از طرف خداى تعالى به پيامبرى انتخاب شده و به آنها
وحى مى‏شد، امّا فقط براى خودشان بود و اجازه اين كه به ديگرى بگويند را نداشتند.

2- رسول: يعنى پيامبرانى كه از طرف خداى تعالى انتخاب شده و به آنها وحى
مى‏شد، همچنين از طرف خداى تعالى وظيفه داشتند تا ديگران را نيز هدايت كنند، اين
قشر از انبياء، دين و شريعت خاصّى نداشتند، بلكه مبلّغ و مروّج پيامبر اولوالعزم ماقبل
خويش بودند، معمولاً در بين ارسال انبياء اولوالعزم صدها سال فاصله زمانى بود كه
هزاران رسول در اين مدّت آمده و مشغول هدايت مردم مى‏شدند و همه آنها دين و
شريعت پيامبر اولوالعزم ماقبل خود را تبليغ و ترويج مى‏نمودند.

3- الوالعزم: يعنى پيامبرانى كه از طرف خداى تعالى به رسالت انتخاب شده بودند
و فرق‏شان با ديگر رسل اين است كه مستقلاً كتاب و آئين خاصّى داشتند، امّا ديگر
رسولان الهى كتاب و آئين خاصّى نداشتند بلكه مأمور بودند كتاب و آئين پيامبران
اولوالعزم قبل از خود را تبليغ كنند، پيامبران اولوالعزم پنج نفرند: حضرت نوح،
حضرت ابراهيم، حضرت موسى، حضرت عيسى   علیهم السلام و پيامبر اكرم حضرت
محمّد   صلی الله علیه و آله.

4- پيامبر خاتم: يعنى آن پيامبرى كه از طرف خداى تعالى انتخاب شده و رسول و
اولوالعزم نيز هست و اضافه بر همه اين خصوصيّات، ختم دهنده و پايان دهنده
پيامبران الهى است و خداى تعالى به وسيله او تمام آن چه از احكام و شريعت كه بشر تا

آخر دنيا به آن نيازمند بوده را به ما رسانده و بعد از ايشان ديگر در احكام شرع به هيچ
احد النّاسى وحى نخواهد شد، پيامبر خاتم همان وجود شريف و مبارك پيامبر اكرم
حضرت محمّد   صلی الله علیه و آله هستند.

علماء ربّانى و اولياء خدا، اعم از پيامبران الهى و ائمّه اطهار   علیهم السلام و نائبان آن
بزرگوارن يعنى علماء ربّانى و فقهاء جامع الشّرايط هميشه بر روى زمين و در جاهاى
مختلف و براى جمعيّت‏هاى مختلف وجود و حضور دارند، با اين تفاوت كه بعضى از
آنها آشكار و علنى، و بعضى از آنها ناشناس و از ديد اكثر مردم مخفى هستند، علّت
ناشناس بودن اين عدّه ترس داشتن از حكّام جور و ظالمان و مستبدان است.[5]

نتيجه و ثمره فاصله گرفتن از انبياء و اولياء الهى جهل و گمراهى است، يكى از
عمده عواملى كه دوران بعثت پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله به دوران جاهليّت معروف گشت اين بود
كه از دويست و پنجاه سال قبل از بعثت پيامبر اكرم   صلی الله علیه و آله هيچ پيامبرى از طرف خداى
تعالى براى مردم مبعوث نشده بود،[6] لذا مردم در اين دويست و پنجاه سال دورى و
فاصله داشتن از پيامبران و اولياء الهى آن قدر كم كم و به مرور زمان در جهل و گمراهى
فرو رفتند تا به اوج و نهايت جهل رسيدند، لذا آن دوران در تاريخ به عنوان دوران
جاهليّت ثبت و معروف گشت، جهل و گمراهى آنها تا آنجا پيش رفته بود كه دختران
خود را گاهى در سن سه سالگى زنده به گور مى‏كردند. ما نيز بايد از تجربه پند گرفته و

هيچ وقت از اولياء و فرستادگان الهى فاصله نگيريم.


[1] – عَنْ أَبِى حَمْزَةَ ثَابِتِ بْنِ دِينَارٍ الثُّمَالِى وَ أَبِى مَنْصُورٍ عَنْ أَبِى الرَّبِيعِ قَالَ حَجَجْنَا مَعَ أَبِى جَعْفَرٍعلیه السلام فِى السَّنَةِ
الَّتِى كَانَ حَجَّ فِيهَا هِشَامُ بْنُ عَبْدِ الْمَلِكِ وَ كَانَ مَعَهُ نَافِعٌ مَوْلَى عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ فَنَظَرَ نَافِعٌ إِلَى أَبِى جَعْفَرٍ
علیه السلامفِى رُكْنِ الْبَيتِ وَ قَدِ اجْتَمَعَ عَلَيهِ النَّاسُ فَقَالَ نَافِعٌ يا أَمِيرَ الْمُؤمِنِينَ مَنْ هَذَا الَّذِى قَدْ تَدَاكَّ عَلَيهِ النَّاسُ فَقَالَ هَذَا نَبِى أَهْلِ الْكُوفَةِ هَذَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِى فَقَالَ اشْهَدْ لآَتِينَّهُ فَلَأَسْأَلَنَّهُ عَنْ مَسَائِلَ لَا يجِيبُنِى فِيهَا إِلَّا نَبِى أَوِ ابْنُ نَبِى أَوْ وَصِى نَبِى قَالَ فَاذْهَبْ إِلَيهِ وَ سَلْهُ لَعَلَّكَ تُخْجِلُهُ فَجَاءَ نَافِعٌ حَتَّى اتَّكَأَ عَلَى النَّاسِ ثُمَّ أَشْرَفَ عَلَى أَبِى جَعْفَرٍعلیه السلام فَقَالَ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِى إِنِّى قَرَأْتُ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ وَ قَدْ عَرَفْتُ حَلَالَهَا وَ حَرَامَهَا وَ قَدْ جِئْتُ أَسْأَلُكَ عَنْ مَسَائِلَ لَا يجِيبُ فِيهَا إِلَّا نَبِى أَوْ وَصِى نَبِى أَوِ ابْنُ نَبِى قَالَ فَرَفَعَ أَبُو جَعْفَرٍعلیه السلامرَأْسَهُ فَقَالَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ فَقَالَ أَخْبِرْنِى كَمْ بَينَ عِيسَى وَ بَينَ مُحَمَّدٍصلی الله علیه و آله مِنْ سَنَةٍ قَالَ أُخْبِرُكَ بِقَوْلِى أَوْ بِقَوْلِكَ قَالَ أَخْبِرْنِى بِالْقَوْلَينِ جَمِيعاً قَالَ أَمَّا فِى قَوْلِى فَخَمْسُمِائَةِ سَنَةٍ وَ أَمَّا فِى قَوْلِكَ فَسِتُّمِائَةِ سَنَةٍ الكافى جلد: 8 صفحه: 120 الى 121.

[2] – عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِعلیه السلام قَالَ لَا تَكُونُ الْأَرْضُ إِلَّا وَ فِيهَا عَالِمٌ بحارالأنوار جلد: 14 صفحه: 348.

عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِعلیه السلام إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو سَاعَةً مِنَ الْحُجَّةِ (بحارالأنوار جلد: 23 صفحه: 34).

[3] – فَقُولُوا كَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى سَلَامٌ عَلَى آلِ يس السَّلَامُ عَلَيكَ يا دَاعِى اللَّهِ وَ رَبَّانِى آياتِهِ بحارالأنوار جلد: 53 صفحه: 171.

قَالَ الشَّيخُ الْمُفِيدُ وَ الشَّهِيدُ وَ السَّيدُ بْنُ طَاوُسٍ فِى كِتَابِ الْإِقْبَالِ رَضِى اللَّهُ عَنْهُمْ أَجْمَعِينَ رُوِى أَنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصَّادِقَعلیه السلام زَارَ أَمِيرَ الْمُؤمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيهِ فِى هَذَا الْيوْمِ بِهَذِهِ الزِّيارَةِ وَ عَلَّمَهَا لِمُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ الثَّقَفِى الى ان قال السَّلَامُ عَلَيكَ يا وَلِى الْأَوْلِياءِ السَّلَامُ عَلَيكَ يا سَيدَ الشُّهَدَاءِ السَّلَامُ عَلَيكَ يا آيةَ اللَّهِ الْعُظْمَى (بحارالأنوار جلد: 97 صفحه: 373).

[4] – عَنْ أَبِى مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِىعلیه السلامفى حديث الى ان قال… فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يقَلِّدُوهُ وَ ذَلِكَ لَا يكُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِالشِّيعَةِ لَا كُلَّهُمْ وسائل‏الشيعة جلد: 27 صفحه: 131.

[5] – قَالَ أَمِيرُ الْمُؤمِنِينَعلیه السلام لَا يخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ بِحُجَّةِ اللَّهِ إِمَّا ظَاهِرٍ مَشْهُورٍ وَ إِمَّا خَائِفٍ مَغْمُور بحارالأنوار
جلد: 23 صفحه: 20.

[6] – عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِعلیه السلام قَالَ كَانَ بَينَ عِيسَىعلیه السلاموَ بَينَ مُحَمَّدٍصلی الله علیه و آله خَمْسُمِائَةِ عَامٍ مِنْهَا مِائَتَانِ وَ خَمْسُونَ عَاماً لَيسَ فِيهَا نَبِى وَ لَا عَالِمٌ ظَاهِرٌ قُلْتُ فَمَا كَانُوا قَالَ كَانُوا مُسْتَمْسِكِينَ بِدِينِ عِيسَى بحارالأنوار جلد: 14 صفحه: 347.

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: