يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ
الْجَوارِحِ مُكَلِّبينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُوا مِمّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَ
اذْكُرُوا اسْمَ اللّهِ عَلَيْهِ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَريعُ الْحِسابِ «» الْيَوْمَ أُحِلَّ
لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلُّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلُّ لَهُمْ وَ
الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ
قَبْلِكُمْ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ وَ لا مُتَّخِذي أَخْدانٍ
وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاْلإيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي اْلآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ «».
ترجمه آيه 4 الى 5 سوره مائده:
«چه چيز حلال است؟»
از تو سؤال مىكنند كه چه چيز براى آنها حلال شده است؟ بگو آنچه پاكيزه
است، طيب است، براى شما حلال گرديده است و از شكار سگهائى كه آنها را تعليم
دادهايد و طبق دستور و تعليم پروردگار آنها را تربيت كردهايد و ياد دادهايد و از آنچه
اين حيوانات براى شما نگه مىدارند بخوريد و نام خدا را بر آن ببريد و از خدا پرهيز
كنيد كه قطعاً خدا سريع الحساب است. (4)
امروز براى شما چيزهاى پاكيزه حلال شده است و طعام اهل كتاب براى شما
حلال است و غذاى شما هم براى آنها حلال است و زنان پاكدامن از مسلمانان و
زنان پاكدامن از اهل كتاب كه قبل از شما بودهاند، وقتى كه مَهر آنها را بپردازيد و
پاكدامن باشيد و نه زناكار و نه داراى دوست پنهانى و نامشروع باشيد، براى شما
حلال است و كسى كه انكار كند و كافر شود آنچه را كه بايد به آن ايمان بياورد، قطعاً
اعمال او از بين مىرود و او در روز قيامت از زيانكاران خواهد بود. (5)
تدبّر ما:
دين مقدّس اسلام خوراكى هائى كه پاكيزه هستند و براى بدن و روح و روان انسان
مضرّ نيست را حلال فرموده، امّا خوراكى هائى كه پاكيزه نيستند و يا براى سلامتى بدنى
و يا روانى انسان مضرّند را حرام كرده است.
حيواناتى كه توسط گرگ، فيل، كركس و امثالهم شكار مىشوند خوردنشان حلال
نيست مگر اين كه زنده باشند و ما خودمان آن را ذبح شرعى كنيم، امّا حيواناتى كه
توسط سگهايى كه براى اين منظور تربيت شدهاند شكار مىشوند خوردنش حلال و
بلامانع هست.[1]
خوردن حيواناتى كه به دست اهل كتاب ذبح شدهاند حرام است و منظور از اين
آيه كه مىفرمايد: «وَ طَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكمْ»، ديگر غذاها مانند: حبوبات و
امثالهم است.[2]
منظور از: «الْمُحْصَنَات» بانوان پاك و با عفّت از اهل كتاب است.[3]
براى مردم مسلمان گرفتن و خوردن طعام غير از ذبيحه از اهل كتاب و همچنين
گرفتن زن از آنها بلا مانع و جايز هست، البتّه براى ازدواج دائم بعد از مسلمان شدن
شان و براى متعه و ازدواج موقّت نيازى به مسلمان شدن آنها نيست.[4]
يكى از علل اين كه دين مقدّس اسلام اجازه مىدهد از منحرفينى مانند اهل كتاب
به عنوان ازدواج موقّت زن بگيريم، امّا اجازه اين كه زن مسلمان عقد آنها بشود
نمىدهد اين است كه در ازدواج اولاً: مرد مسلّط بر زن هست، و ثانياً: چون خداى
تعالى احساسات قوىاى به زنها عنايت فرموده در ازدواج (چه دائم باشد و چه
موقّت) در اكثر موارد شديداً تحت تأثير همسران خود قرار مىگيرند و زنهاى مسلمان
با اين كار ممكن است در دين خود سست شده و از نظر عقيدتى به انحراف كشيده
شوند، امّا زنهاى اهل كتاب وقتى متعه مردهاى مسلمان مىشوند؛ اولاً: چون مرد
مسلّط بر زندگى است نمىتوانند زياد مزاحمتى به وجود آورند، ثانياً: احتمالش بسيار
زياد است كه تحت تأثير عواطف و محبّت قلبى خود نسبت به همسر مسلمان خود
قرار بگيرند و هدايت شوند، بنابراين خانمهاى مسلمان بايد متوجّه اثرات ازدواج؛ چه
موقّت و چه دائم باشند و همسر خود را از افراد متديّن و مؤن انتخاب كنند تا باعث
پيشرفتشان باشد نه اين كه خداى ناكرده باعث به انحراف كشيده شدنشان بشود.
به طور كلّى خانمها بايد متوجّه باشند اگر با فردى كه انحراف فكرى و يا عقيدتى و
يا انحرافات ديگر دارد ازدواج موقّت و يا دائم بكنند، (فرقى نمىكند) زمينه انحراف
خويش را مهيّا كردهاند و كم كم و حتّى گاهى بدون اين كه خودشان متوجّه باشند فكر و
عقيدهشان به انحراف كشيده مىشود، آن چه در اين آيه تدبّر مىشود اين است كه اين
آيه اشاره به اثرات ازدواج موقّت دارد، چون در اين آيه ازدواج دائم چه براى زن
مسلمان با مرد اهل كتاب و چه براى مرد مسلمان با زن اهل كتاب مطلقاً حرام است،
بنابراين ازدواج دائم تخصصاً از حيطه بحث خارج است و مىماند ازدواج موقّت كه
دين مقدّس اسلام ازدواج موقّت زن مسلمان با مرد اهل كتاب را نيز حرام نموده و
اجازه نداده است كه زنان مسلمان عقد موقّت مردى كه از جهت فكرى و اعتقادى
انحراف دارد بشوند، و فقط ازدواج موقّت زن اهل كتاب با مرد مسلمان است كه حلال
و بلا مانع مىباشد، پس بيشترين نكته و اشارهاى كه در اين آيه مىتوان تدبّر نمود در
مورد ازدواج موقّت است، لذا خانمها فكر نكنند ازدواج موقّت فقط براى دفع غريزه
جنسى و احساسات و عواطفشان است و ديگر اثرى ندارد، بلكه بايد بدانند ازدواج؛
چه موقّت و چه دائم، اثرات زيادى در روح و اعتقادات انسان، مخصوصاً روح و
اعتقادات خانمها خواهد داشت و البته برعكس مطلب فوق نيز وجود دارد؛ يعنى
ازدواج با افراد پاك و متدين و عالم نيز باعث مىشود انسان پاك و عالم شود، چه بسيار
خانم هائى كه از نظر علم و تقوا در سطح بسيار پائينى بودهاند امّا در اثر ازدواج با افراد
پاك و عالم، مقام و علم و تقوايشان بالا رفته و در نتيجه جزء اولياء خدا قرار گرفتهاند.
وقتى كه دين مقدّس اسلام به يك زن مسلمان اجازه حتّى ازدواج موقّت با مردى
كه انحرافات بزرگ اعتقادى دارد؛ مثلاً مسلمان نيست را نداده و چنين ازدواجى را
جايز و مشروع نمىداند، بعيد نيست از نظر اخلاقى ازدواج موقّت و يا دائم يك زن
مسلمان با كسانى كه انحرافشان در سطح كمترى هست؛ به عنوان مثال مسلمان
هستند، امّا فساد و انحرافات اعتقادى نيز داشته باشند، (بسته به ميزان انحراف شان) در
بعضى موارد اگر حرام نباشد كراهت شديد داشته باشد، چون سواى اين مسأله، دين
مقدّس اسلام براى ازدواج رعايت مسأله كفوّيّت و هم كفوّ بودن زن و شوهر را به
پيروانش دستور داده است،[5] و دأب و رويّه اهل بيت عصمت و طهارت و اولياء
شان علیهم السلام بر رعايت كفوّيّت مابين زوجين بوده است و خداى تعالى نيز بر اين مسأله
صحّه گذاشته و تأييد نموده است.[6] حتّى بعضى از بزرگان و اولياء خدا، مانند:
حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام چون هم كفوّ خود را پيدا نكردند تا آخر عمر
شريفمجرد ماندند.[7] مؤّف محترم كتاب شريف انوار زهراء عليهاالسلام در اين باره
مىنويسد: اسلام در ازدواج به مسأله كفوّيّت بسيار اهمّيّت داده و بخصوص درباره
شوهر تأكيد كرده است كه نبايد از نظر فضائل و كمالات از زن خود كمتر باشد.
(تا آنجا كه مىنويسد): اگر يكى از آنها (زن و يا مرد) از خانواده شريف و ديگرى
از خانواده پست باشد، باز چون طرز فكرشان با هم تطبيق نمىكند و محيط تربيتبا هم
فرق مىكند، كراهت دارد كه آنها با هم ازدواج كنند، و يا اگر يكى تحصيل كرده
(بخصوص زن) ولى ديگرى جاهل و كاملاً نادان باشد، اگر با هم ازدواج كنند، كفّويّت
را رعايت نكرده و نمىتوانند راحت زندگى كنند. يا اگر يكى از نظر اخلاقيّات كاملاً
تزكيه شده ولى ديگرى فاسق و معصيت كار باشد، چون كفّويّت را رعايت نكردهاند،
كراهت شديد دارد كه اين ازدواج را انجام دهند.[8]
كسى كه ولايت نپذيرد و بخواهد در دين خودسر باشد تمام اعمالش حبط مىشود
و در دنيا و آخرت خسارت خواهد ديد.[9]
[1] – عَنْ أَبِى بَكْرٍ الْحَضْرَمِى قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِعلیه السلام عَنْ صَيدِ الْبُزَاةِ وَ الصُّقُورِ وَ الْكَلْبِ وَ الْفَهْدِ فَقَالَ لَا تَأْكُلْ
صَيدَ شَىءٍ مِنْ هَذِهِ إِلَّا مَا ذَكَّيتُمُوهُ إِلَّا الْكَلْبَ الْمُكَلَّبَ قُلْتُ فَإِنْ قَتَلَهُ قَالَ كُلْ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يقُولُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ… فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيكُمْ وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيهِ الكافى جلد: 6 صفحه: 204.
[2] – عَنْ أَبِى الْجَارُودِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍعلیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ طَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ
طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ فَقَالَعلیه السلامالْحُبُوبُ وَ الْبُقُولُ الكافى جلد: 6 صفحه: 264.
[3] – عَنْ أَبِى جَمِيلٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِعلیه السلام وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ قَالَ هُنَّ الْعَفَائِفُ
مستدركالوسائل جلد: 14 صفحه: 435.
[4] – عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِعلیه السلام قَالَ لَا بَأْسَ أَنْ يتَمَتَّعَ الرَّجُلُ بِالْيهُودِيةِ وَ النَّصْرَانِيةِ وَ عِنْدَهُ حُرَّةٌ وسائلالشيعة جلد:
21 صفحه: 37.
[5] – قَالَ رَسُولُ اللَّهِصلی الله علیه و آله أَنْكِحُوا الْأَكْفَاءَ وَ انْكِحُوا فِيهِمْ وَ اخْتَارُوا لِنُطَفِكُمْ (الكافى جلد: 5 صفحه: 332).
[6] – فَهَبَطَ عَلَى جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ يقُولُ لَوْ لَمْ أَخْلُقْ عَلِياً لَمَا كَانَ لِفَاطِمَةَ ابْنَتِكَ كُفْوٌ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ بحارالأنوار جلد: 43 صفحه: 92.
عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِعلیه السلام قَالَ لَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ أَمِيرَ الْمُؤمِنِينَ لَمْ يكُنْ لِفَاطِمَةَ كُفْوٌ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ (بحارالأنوار جلد: 43 صفحه: 107).
الْمُؤمِنُ كُفْوُ الْمُؤمِنَةِ وَ الْمُسْلِمُ كُفْوُ الْمُسْلِمَةِ (وسائلالشيعة جلد: 20 صفحه: 68).
[7] – تاريخ قم صفحه: 211 الى 221.
[8] – انوار زهراءعليهاالسلام صفحه: 42.
[9] – عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍعلیه السلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ تَفْسِيرِ هَذِهِ الْآيةِ وَ مَنْ يكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ فَقَالَ يعْنِى
بِوَلَايةِ عَلِىعلیه السلام وَ هُوَ فِى الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ بحارالأنوار جلد: 69 صفحه: 98.