لَقَدْ كَفَرَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاّ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنْ
لَمْ يَنْتَهُوا عَمّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَليمٌ «73» أَ فَلا
يَتُوبُونَ إِلَى اللّهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَهُ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ «74».
ترجمه آيه 73 الى 74 سوره مائده:
«تثليث باطل و غلط است»
قطعاً كسانى كه گفتند: خدا يكى از سه خدا است، كافر شدهاند و حال آنكه
خدائى جز خداى واحد نيست و اگر از آنچه مىگويند دست نكشند، حتماً عذاب
دردناكى به كافران آنها خواهد رسيد. (73)
چرا اينها به طرف خدا بر نمىگردند و توبه نمىكنند و از او طلب بخشش
نمىنمايند؟ و حال آنكه خدا بخشنده مهربانى است. (74)
تدبّر ما:
مرحوم حاج ملّا آقا جان زنجانى رحمهالله مىفرمايند: درباره ائمّه اطهار علیهم السلام تنها اعتقاد
به چهار چيز، نه بيشتر و نه كمتر غلوّ است، يعنى نبايد درباره ائمّه اطهار علیهم السلام غلوّ كنيم،
و منظور از غلوّ اين است كه معتقد به آن چه در آنها نبوده (يعنى زياده روى و غلط
است) و خود آنها آن را نهى كردهاند باشيم، و اين غلوّ كه نبايد به آن معتقد بود، در
اعتقاد به چهار چيز درباره آنها است.
1- معتقد شويم يكى از آنها و يا روح آنها خدا است و خداى ديگرى جز او وجود
ندارد، اين غلوّ بوده و غلط است.
2- معتقد باشيم كه خدا آنها را خلق نكرده و هميشه بودهاند و اعتقاد به ازلى بودن
آنها داشته باشيم، اين هم غلوّ است.
3- معتقد باشيم كه خدا تمام كارها را به آنها واگذاشته و خود كنارى نشسته، اين
هم غلوّ است و معنى تفويض همين بوده و غلط است.
4- مقام نبوّت را به آنها نسبت دهيم و آنها را پيغمبرانى مانند خاتم الانبياء صلی الله علیه و آله
بدانيم، اين هم غلوّ و غلط است.
از اين چهار موضوع كه بگذريم مىتوانيم آن چه از فضائل و مقامات كماليّه كه
عقل مان محال نداند و مىپذيرد در حقّ آنها بگوئيم.[1]
ما بايد آن قدر شرح صدر و ظرفيّت در روح خويش ايجاد كنيم تا اگر از يك ولىّ
خدا كارهاى خدائى ديديم به انحراف كشيده نشويم و مثلاً قائل به الوهيّت آن ولىّ خدا
بشويم، بلكه بايد بدانيم اولياء خدا چون مظهر تمام نماى صفات فعل خداى تعالى
مىشوند، لذا خداى تعالى آن چنان قدرتى به آنها عطا مىكند كه مىتوانند كارهاى فوق
العاده بزرگ و خارج از توقّع ما انجام دهند، آنها در واقع قدرت انجام كارهاى خدائى
خواهند داشت،[2] البتّه بايد توجّه داشت چون آنها اين قدرت را از ناحيه خداى تعالى
كسب كردهاند هيچ گاه از اين قدرت استفادههاى سوء و بىجهت نمىكنند، بلكه
هميشه دقيقاً مطابق با خواست و مصلحت خداى تعالى از قدرت الهى خويش استفاده
مىنمايند.
هيچ كس نمىتواند مهربانتر از خداى تعالى پيدا كند، او آن قدرتمندى است كه
همه قدرتها در دستش هست و همه غير از او ضعيف و فقيرند، امّا هميشه با محبّت
تمام از اكثر گناهان و خطاها و اشتباهات ما گذشته و عفوّ مىكند و دائماً به گناهكاران و
خطاكاران مىفرمايد: من بخشنده مهربانى هستم به طرف من برگرديد.
توبه و استغفار با هم فرق دارند؛ توبه يعنى: پشيمان شدن و به هيچ وجه به گناه
برنگشتن،[3] امّا استغفار يعنى: طلب معذرت از خداى تعالى.
كسى كه براى گناه خويش توبه و استغفار كند و مجدداً آن عمل را انجام دهد در
واقع خداى تعالى را مسخره كرده،[4] و ائمّه اطهار علیهم السلام چنين شخصى را لعن و نفرين
كردهاند.[5]
[1] – پرواز روح صفحه: 55.
[2] – فِى إِرْشَادِ الْقُلُوبِ، رُوِى أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى يقُولُ فِى بَعْضِ كُتُبِهِ يا ابْنَ آدَمَ أَنَا حَى لَا أَمُوتُ أَطِعْنِى فِيمَا أَمَرْتُكَ حَتَّى أَجْعَلَكَ حَياً لَا تَمُوتُ يا ابْنَ آدَمَ أَنَا أَقُولُ لِلشَّىءِ كُنْ فَيكُونُ أَطِعْنِى فِيمَا أَمَرْتُكَ أَجْعَلْكَ تَقُولُ لِلشَّىءِ كُنْ فَيكُونُ مستدركالوسائل جلد: 11 صفحه: 259.
[3] – قَال رَسُولُ اللَّه صلی الله علیه و آله النَّدَمُ تَوْبَةٌ بحارالأنوار جلد: 74 صفحه: 161.
[4] – عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ مَثَلُ الِاسْتِغْفَارِ مَثَلُ وَرَقٍ عَلَى شَجَرَةٍ تُحَرَّكُ فَيتَنَاثَرُ وَ الْمُسْتَغْفِرُ مِنْ ذَنْبٍ وَ يفْعَلُهُ كَالْمُسْتَهْزِئِ بِرَبِّهِ الكافى جلد: 2 صفحه: 504.
[5] – عَنْ أَمِيرِ الْمُؤمِنِينَ علیه السلام أَنَّ قَائِلًا قَالَ بِحَضْرَتِهِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فَقَالَ ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ أَ تَدْرِى مَا الِاسْتِغْفَارُ الِاسْتِغْفَارُ