حمد و ثناء خدايى را مى‏گوييم كه ما را در عصرى قرار داد كه علم و دانش پيشرفت
كرده و مردم دنيا بالاخص دانشمندان ترقى چشم گيرى در علوم و فنون مختلف
كرده‏اند.

امروزه تمام دنيا به دليل پيشرفت علم و دانش به دهكده‏اى بسيار كوچك تبديل گشته،
در قديم اگر شخصى در شهر ديگرى زندگى مى‏كرد ارتباط با او خيلى سخت و بعضا
توسط نامه انجام مى‏شد امّا امروزه مردم تمام كشورها به وسيله تاسيس شبكات
ماهواره‏اى و سايت‏هاى اينترنتى و برنامه‏هاى مختلف در فضاهاى مجازى همگى در
كنار يكديگر و با هم در ارتباط هستند، به گونه‏اى كه حتّى علاوه بر اين كه صوت و
صداى يكديگر را مى‏توانند بشنوند تصوير و فيلم يكديگر را نيز دارند.

در علوم پزشكى نيز بشريت پيشرفت‏هاى قابل توجهى نموده است به گونه‏اى كه
قبل‏ها با آمدن يك بيمارى ساده بسيارى از مردم از بين مى‏رفتند امّا امروزه با وجود
بيمارى‏هاى عجيب و غريب و سخت كمتر كسانى به نسبت با قديم در اثر فقط بيمارى
از دنيا مى‏روند.

در قديم مسافرت‏ها بسيار كم بود و بعضا با پاى پياده و نهايت با الاغ و اسب و شتر بود
امروزه علاوه بر ساخت ماشين‏هاى آخرين سيستم، هواپيما و قطارها مسافتى را كه در

گذشته بيش از شش ماه زمان لازم داشت تا بپيمايند در كمتر از يك ساعت مى‏پيمايند.

ما مردم مسلمان هميشه معتقد بوده‏ايم كه اصل و ريشه تمام ترقى‏هاى مادى و معنوى
در دين ما و در كتاب آسمانى و همچنين در كلمات گهربار بزرگان دين ما كه همان ائمّه
اطهار   علیهم السلاماند بوده و هست، اگر چه بعضى از مردم جاهل و بى‏سواد متعصب در گوشه
و كنار اين مسأله را قبول نكرده و گاهى طعن زده و تمسخر مى‏كنند امّا خوشبختانه
افراد عالِم و دانشمندان در هر دين و مذهبى اين مهم را انكار نكرده و اقرار كرده‏اند كه
رمز تمام موفقيت‏ها و پيشرفت هايشان در قرآن كتاب آسمانى مسلمانان بوده است كه
من در اين جا به چند نمونه از آن اعترافات دانشمندان دنيا به اين مهم اشاره خواهم
كرد.

گوته شاعر و نويسنده معروف آلمانى مى‏گويد:

قرآن اثرى است كه به واسطه عبارات آن خواننده در ابتداى امر رميده مى‏شود، و سپس
مفتون جاذبه آن و بالاخره بى‏اختيار مجذوب زيباييهاى بى‏پايان آن مى‏گردد. وقتى ما به
آن (قرآن مجيد) بازمى گرديم و رجوع مى‏كنيم هرچند در ابتدا تكرار به نظر مى‏رسدبه
زودى انسان را جلب مى‏نمايد و متعجب مى‏سازد.

انشاء آن هم آهنگ با محتويات و هدف بزرگش محكم، قوى و بسيار عالى است، پس
اين كتاب در تمام ازمنه بشريت بزرگترين نفوذ را خواهد داشت.

ساليان دراز كشيشان از خدا بى‏خبر، ما را از پى بردن به حقايق قرآن مقدّس و عظمت
آورنده آن دور نگه داشتند. امّا هر قدر كه ما قدم در جاده علم و دانش به پيش گذارده و
پرده‏هاى جهل و تعصب نابجا را دريده‏ايم، عظمت احكام مقدّس اسلام كه قرآن،
مجموعه آن است بهت و حيرت عجيبى در ما ايجاد نموده است و عن قريب است كه

اين كتاب توصيف ناپذير عالم را به خود جلب نموده و تأثير عميقى در علم و دانش
جهان نموده و محور افكار مردم جهان گردد.

آلبرت انيشتين مى‏گويد:

قرآن كتاب جبر يا هندسه نيست؛ مجموعه‏اى از قوانين است كه بشر را به راه صحيح،
راهى كه بزرگ‏ترين فلاسفه و دانشمندان دنيا از تعريف و تعيين آن عاجزند، هدايت
مى‏كند.

پروفسور آرتور آربرى مى‏گويد:

زمانى كه به پايان ترجمه قرآن نزديك مى‏شدم، سخت در پريشانى به سر مى‏بردم؛قرآن
آن چنان آرامش خاطرى به من مى‏بخشيد كه براى هميشه به خاطر خواهم داشت. من
در حالى كه مسلمان نيستم، قرآن را خواندم تا آن را درك كنم و به تلاوت آن گوش دادم
تا مجذوب آهنگ‏هاى نافذ و مرتعش كننده‏اش شوم و تحت تأثير آهنگش قرار گيرم و
به كيفيتى كه مسلمانان واقعى و نخستين داشتند، نزديك گردم تا آن را بفهمم.

لئوتولستوى، نويسنده معروف روسى مى‏گويد:

هر كس كه بخواهد سادگى و بى‏پيرايگى اسلام را دريابد، بايد قرآن مجيد را مورد
مطالعه قرار دهد. در قرآن قوانين و تعليمات حقيقى و احكام آسان و ساده براى عموم
بيان شده است. آيات قرآن به خوبى بر مقام عالى اسلام و پاكى روح آورنده‏اش گواهى
مى‏دهد.

دكتر هانرى كُربن مى‏گويد:

اگر قرآن خرافى بود و از جانب خداوند نبود، هرگز جرأت نمى‏كرد كه بشر را به علم و
تعقل و تفكر دعوت كند. هيچ انديشه‏اى به اندازه قرآن محمّد   صلی الله علیه و آله انسان را به دانش فرا

نخوانده است تا آن جا كه نزديك به نه صد و پنجاه بار در قرآن، از علم و عقل و فكر
سخن رفته است.

ارنست رنان، فيلسوف معروف فرانسوى مى‏گويد:

در كتابخانه من هزاران جلد كتاب سياسى، اجتماعى، ادبى و… وجود دارد كه هر كدام را
بيش از يك بار نخوانده‏ام؛ امّا يك جلد كتاب هست كه هميشه مونس من است و هر
وقت خسته مى‏شوم و مى‏خواهم درهايى از معانى و كمال به رويم باز شود، آن را
مطالعه مى‏كنم. و اين كتاب قرآن، كتاب آسمانى مسلمانان است.

ناپلئون بناپارت، امپراطور فرانسه مى‏گويد:

اميدوارم آن زمان دور نباشد كه من بتوانم همه دانشمندان جهان را با يكديگر متحد كنم
تا نظامى يكنواخت، فقط براساس اصول قرآن مجيد كه اصالت و حقيقت دارد و
مى‏تواند مردم را به سعادت برساند، ترسيم كنم قرآن به تنهايى عهده دار سعادت بشر
است.

مهاتما گاندى، رهبر فقيد هند هم اعتقاد داشت:

از راه آموختن علم قرآنى، هر كس به اسرار وحى و حكمت‏هاى دين، بدون داشتن
هيچ خصوصيت ساختگى ديگرى پى مى‏برد. در قرآن هيچ اجبارى براى تغيير دين و
مذهب انسان‏ها ديده نمى‏شود، قرآن به راحتى مى‏گويد: هيچ زور و اكراهى در دين
وجود ندارد.

ويل دورانت، دانشمند امريكايى شرق‏شناس، مى‏گويد:

در قرآن، قانون و اخلاق يكى است رفتار دينى در قرآن، شامل رفتار دنيوى هم مى‏شود
و همه امور آن از جانب خداوند و به طريق وحى آمده است قرآن در جان‏هاى ساده
عقايدى آسان و دور از ابهام پديد مى‏آورد كه از رسوم و تشريفات ناروا آزاد است.

ژان ژاك روسو، متفكر و روان شناس مشهور فرانسوى مى‏گويد:

بعضى از مردم بعد از آن كه مقدار كمى عربى ياد گرفتند، قرآن را خوانده، امّا درست
درك نمى‏كنند، اگر مى‏شنيدند كه محمّد   صلی الله علیه و آله با آن كلام فصيح و آهنگ رساى عربى آن
را مى‏خواند، هر آينه به سجده مى‏افتادند و ندا مى‏كردند: اى محمّد عظيم! دست ما را
بگير و به محل شرف و افتخار برسان، ما به خاطر يارى تو حاضريم كه جان خويش را
فدا سازيم.

لادين كوبولد انگليسى مى‏گويد:

به راستى قرآن را جمال و زيبايى، گيرائى، شيرينى و نظم مهيّج كه تأثير آن را هيچ كتابى
ندارد اين كتاب از بسيار خواندن كهنه نمى‏شود، كلمات با اين كه وزن و سجع دارد در
آن سجع و وزنى پيدا نيست، شيرين‏تر از شعر است ولى شعر نيست اين اعجاز فقط از
آن قرآن است.

فريدريش ديتريشى مى‏گويد:

همين علوم و معارف مسلمين بود كه اروپا را درقرن دهم ميلادى جلو برد، همان
علومى است كه سرچشمه آنها قرآن كريم بود و اروپا از اين حيث به اسلام مديون
است.

بلر، خاورشناس معروف آلمانى مى‏گويد:

لغت قرآن فصيح‏ترين لغات عرب و اسلوب بلاغت آن طورى است كه افكار را به

سوى خود جذب مى‏كند قرآن داراى مواضعى آشكار است و به زودى براى هميشه
بى‏معارض خواهد بود، هركس كه از اين كتاب به خوبى پيروى كند زندگى آرام
وگوارائى خواهد داشت.

ژوزف هورد ويچ دانشمند خاورشناس مى‏گويد:

قرآن، عامل بسيار شگرفى در بالا بردن مسلمانان بود، قرآن آنان را به تحقيقات علمى و
پديد آوردن انديشه‏ها سوق داد، قرآن موجب انگيزه و پيشروى مسلمانان در
سرزمين‏هاى اروپا گرديد، در آنجا هنگامى كه تاريكى‏ها همه جا را فرا گرفته بود،
مسلمانان مشعل‏هاى انسانيت را بر افروخته و به آستان علم، خدمات شايانى كردند.
علوم گذشتگان را دگرباره نيرو بخشيدند و به شرق و غرب، فلسفه، پزشكى، ستاره
شناسى و معمارى آموختند و ما را در مسير نهضت جديد علمى قرار دادند.

خانم رانى تنس، دانشمند هلندى مى‏گويد:

محتواى اين كتاب آسمانى كاملاً با خرد و فطرت بشرى مطابقت دارد و از مطالب زننده
و خلاف عقل به كلى پاك است. قرآن درباره زنان داورى عادلانه‏اى دارد و برخلاف
برخى از مرام‏ها و اديان كه جنس زن را تا به سر حد بردگى تنزّل داده و ارزشى براى او
قائل نيستند، وى را از مزايا و حقوق انسانى برخوردار ساخته و مقام شامخى براى او
منظور داشته است.

پروفسور واشنگتن ايرونيك، خاورشناس بزرگ آمريكايى مى‏گويد:

قرآن كتابى است كه از حدود اقيانوس اطلس تا نهر كاشمر مردم را در زير سايه خود
سعادتمند نگه داشته است، قرآن حاوى بالاترين مبادى با اوج و سودمندترين آنها
است.

هربرت جورج ولز، دانشمند و محقّق انگليسى:

در پاسخ سؤالى كه يكى از مجلّه‏هاى علمى اروپا نموده بود كه بزرگترين كتابى كه از
آغاز تاريخ بشر تا كنون بيشتر از ساير كتب در دنيا تأثير بخشيده و از همه مهمتر به
شمار آمده كدام است؟ چند كتاب را نام برد و در پايان نوشت: امّا كتاب چهارم كه
مهمترين كتاب دنياست قرآن است زيرا كه اين كتاب آسمانى اثرى در دنيا گذارده كه
نظير آن را هيچ كتابى به خود نديده است، قرآن كتاب علمى و دينى و اجتماعى و
تهذيبى و اخلاقى و تاريخى است.

كارايل، مورخ و انديشمند معروف انگليس مى‏گويد:

اگر يك بار به اين كتاب مقدّس نظر افكنيم حقايق برجسته و خصايص اسرار وجود،
طورى در مضامين و جوهره آن پرورش يافته كه عظمت و حقيقت قرآن به خوبى از
آنها نمايان مى‏گردد و اين خود مزيّت بزرگى است كه فقط براى قرآن اختصاص يافته و
در هيچ كتاب علمى، سياسى و اقتصادى ديگر ديده نميشود.

گلادستون، سياستمدار انگليسى مى‏گويد:

تا اين كتاب الهى باشد، سيادت و برترى انگلستان در ممالك اسلامى محال است.

راكستون، خاورشناس و محقّق اسكاتلندى مى‏گويد:

ساليان درازى در جستجوى حقيقت بودم تا اين‏كه حقيقت را در اسلام يافتم، پس قرآن
مقدّس را ديدم و شروع به خواندن آن كردم. او بود كه تمام سؤلات مرا جواب گفت،

قرآن ابهّت و ترس در انسان ايجاد مى‏كند و با اين روش ثابت مى‏كند كه هر چه
مى‏فرمايد راست است.

بانو واگليرى، خاورشناس، پرفسور و دانشمند ايتاليايى و استاد دانشگاه ناپل ايتاليا مى‏گويد:

با اين كه قرآن در سراسر جهان اسلام، بارها خوانده مى‏شود خواندن آن با اين همه
تكرار در پيروانش ايجاد خستگى نمى‏كند بلكه به عكس در ضمن خواندن مكرر هر
روز عزيزتر مى‏شود. خواندن يا شنيدن قرآن در ذهن خواننده يا شنونده حس تعظيم و
تكريم برمى‏انگيزد. متن قرآن در طول اعصار و قرون تاريخ نزول آن تا امروز به همان
صورت باقى مانده و تا وقتى كه خدا بخواهد و تا جهان ادامه داشته باشد باقى خواهد
ماند.

دكتر گوستاولوبون، دانشمند فرانسوى و استاد متتبّع علوم و آثار شرقى مى‏گويد:

قرآن كه كتاب آسمانى مسلمين است تنها منحصر به تعاليم و دستورهاى مذهبى نيست
بلكه دستورهاى سياسى و اجتماعى مسلمانان نيز در آن درج شده است، تعليمات
اخلاقى قرآن به مراتب بالاتر از تعليمات اخلاقى انجيل است.

گيبون، مى‏گويد:

از اقيانوس اطلس تا كنار رود گنگ، قرآن نه فقط قانون فقهى شناخته شده است، بلكه
قانون اساسى، شامل رويه قضايى و نظامات مدنى، جزايى و حاوى قوانينى است كه
تمام عمليات و امور مالى بشر را اداره مى‏كند و همه اين امور كه به موجب احكام ثابت
و لايتغيرى انجام مى‏شود ناشى از اراده خدا است و به عبارت ديگر، قرآن دستور

عمومى و قانون اساسى مسلمانان است. دستورى است شامل مجموعه قوانين دينى و
اجتماعى و مدنى و تجارى و نظامى و قضايى و جنايى و جزايى.

همين مجموعه قوانين از تكاليف زندگى روزانه تا تشريفات دينى از تزكيه نفس، تا
حفظ بدن و بهداشت و از حقوق عمومى تا حقوق فردى و از منافع فردى تا منافع
عمومى و از اخلاقيّات تا جنايات و از عذاب تا مكافات اين جهان و جهان آينده همه را
در بر دارد.

لذا وقتى در اين زمان كه در اثر پيشرفت و ترقّى علم و صنعت و رشد فكرى بشر،
دانشمندان و بزرگان علوم و فنون و صنايع، تعصّب را كنار گذاشته و حقيقت امر را بيان
كرده‏اند و ما به عنوان نمونه در بالا مواردى ذكر كرديم خيلى زشت و ناپسند است كه ما
مردم مسلمان كتاب آسمانى خويش را متروك و بى‏استفاده قرار دهيم و از آن كتاب
مقدّس به عنوان فقط يك برنامه عبادى آن هم گهگاهى در مراسم ختم اموات استفاده
كنيم و دانشمندان و فضلاى دنيا از اين كتاب مقدّس بهره‏ها و استفاده‏هاى علمى ببرند.

همانگونه كه در مقدّمه جلد اوّل تذكّرات لازم را در مورد اين كتاب عرض كردم اين
كتاب حاصل تدبرات حقير از آيات كلام اللّه مجيد است كه به شما خواننده و دوست
عزيز پيشنهاد مى‏كنم براى كسب توضيحات بيشتر در مورد اين كتاب به مقدّمه جلد
اوّل رجوع بفرماييد.

قاسم رجبيان

پنج شنبه ـ يكم ربيع الثانى 1433

قم المقدّسه

سوال خود را ارسال نمایید

موضوعات خود را در این قالب ها ارسال نمایید: