در اكثر كتب فقهى شيعيان، فصلى به نام “باب نذر” وجود دارد و تمام
رسالههاى مراجع عظيم الشأن تقليد و فتاواى آنها بر اين اصل استوار
است كه نذر، نوعى عبادت است و مانند بقيه عبادات بايد براى خداى
تعالى و با قصد قربت باشد، و دو شرط “نيّت قربه الى اللّه” و “صيغه
نذر “را لازمه آن دانسته اند. و اگر يكى از اين دو شرط نباشد، نذر باطل
بوده و محقّق نمىشود و اين دو شرط مكمّل يكديگرند. نيّت نذر مانند
بقيه عبادات بايد براى خدا و رضايت و تقرّب به او باشد.
به طور كلّى نذر داراى سه ركن اساسى است.
اوّل: نيت نذر.
دوّم: صيغه نذر.
سوّم: متعلّق نذر.
به اعتقاد شيعه براى اداى نذر، اگر نيّت براى غير خدا باشد، حتّى به نيّت
پيامبران الهى و ائمّه اطهار علیهم السلام باطل كننده نذر خواهد بود.
شرط بعدى صيغه نذر مىباشد؛ بدين معنا كه نذر كننده بايد در موقع نذر
صيغه بخواند و چنانچه نام خدا در آن صيغه نباشد صيغه نذر جارى
نمىشود. مثلاً كسى كه روزه نذر مى كند بايد بگويد: “براى خدا روزه
مىگيرم[1]” يا مثلاً كسى كه مىخواهد طعام نذرى بدهد بايد بگويد
“براى تقرّب به خدا و به محبّت امام حسين علیه السلام طعام نذرى مىدهم”.
لذا در دين مقدّس اسلام حقيقى يعنى مذهب تشيع، هم نيّت نذر و هم
صيغه نذر، هر دو تأكيد بر انجام نذر براى خداىتعالى دارند و بايد براى
رضايت و تقرّب به خدا باشد.
و اما مُتَعَلَّق نذر يعنى عملى كه ناذر (شخص نذر كننده) مىخواهد آن را
براى خدا در صورت برآورده شدن حاجتش انجام دهد، بايد داراى
شرايطى باشد.
اوّل: متعلّق نذر بايد فعل واجب يا مستحب و يا لااقل مباحى باشد كه
رجحان داشته باشد و در صورتى كه متعلّق نذر معصيت يا فعل مكروه و
يا مباحى باشد كه متساوى الطرفين باشد نذر باطل است.
دوّم: متعلّق نذر بايد فعلى باشد كه در توان ناذر باشد؛ يعنى اگر ناذر
كارى كه عاجز از انجام آن است را نذر كند هيچ گونه تكليف شرعى بر
ذمّه او بار نمىشود.
سوّم: متعلّق نذر بايد چيزى باشد كه در تملّك ناذر باشد؛ يعنى ناذر
اجازه ندارد مثلاً نذر كند: اگر پدرم شفا يافت براى خدا نيمى از اموالش
را صدقه مىدهم.
تمام اين مسائل مورد اتّفاق علماء و دانشمندان شيعه و سنّى مىباشد و
مرحوم شهيد ثانى در الروضه البهيه فى شرح اللمعة الدمشقيه به آن اشاره
نموده است.[2]
همچنين اهل سنّت نيز اين مطالب را قبول داشته و در كتب خود به آنها
اشاره نموده اند.
ابن تيميه در مجموعه فتاواى خود در جلد: 22 صفحه: 200 آورده:
النَّاذِرُ لَيْسَ عَلَيْهِ أَنْ يُوقِفَ إلَّا مَا كَانَ طَاعَةً لِلَّهِ كَمَا قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ
عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ }مَنْ نَذَرَ أَنْ يُطِيعَ اللَّهَ فَلْيُطِعْهُ وَ مَنْ نَذَرَ أَنْ يَعْصِيَ اللَّهَ فَلَا
يَعْصِهِ {وَ لِهَذَا لَوْ نَذَرَ حَرَاماً أَوْ مَكْرُوهاً أَوْ مُبَاحاً مُسْتَوِيَ الطَّرَفَيْنِ لَمْ يَكُنْ
عَلَيْهِ الْوَفَاءُ بِهِ.
يعنى: ناذر نمىتواند كارى را نذر كند مگر آن كه در آن كار اطاعت خدا
باشد همانطور كه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: كسى كه كارى كه اطاعت
الهى در آن است را نذر كند بايد نذرش را ادا كند و كسى كه كارى كه
معصيت الهى در آن است را نذر كند نبايد آن فعل را مرتكب شود.
به همين دليل اگر كسى فعل حرام يا مكروه يا مباحى كه متساوى الطرفين
باشد را نذر كند وفاى به آن نذر بر او واجب نمىباشد.
حال با اين توضيح وقتى كسى بخواهد نذر كند، اگر صيغه نذر نخواند،
اين نذر محقّق نخواهد شد. يعنى چنين نذرى شرعى نبوده و عمل به
آن، واجب نيست، بنابراين براى اين كه نذر، شرعى بوده و محقّق بشود
بايد بگويد: من براى رضاى خدا و تقرّب به او، فلان چيز را نذر مىكنم.
تمام فقهاى شيعه شرط تحقّق نذر را استعمال كلمه “اللّه” در صيغه نذر
مىدانند، مرحوم محمد حسن نجفى صاحب جواهر درباره نذر
مىفرمايند:
“يجب فى صيغته التى هى سبب الالتزام أن يقول: للّه علىَّ بمعنى عدم
انعقاد النذر لو جعل الالتزام لغير اللّه من نبي مرسل أو ملك مقرب“؛[3]
يعنى: واجب است در صيغه نذر كه سبب ملتزم شدن به انجام آن
مىشود گفته شود: “براى خدا بر گردن من است” به اين معنى كه اگر براى
غير خدا، مانند پيامبرى يا ملك مقربى نذر كند، صحيح نمىباشد.
امّا نذر كننده در مصرف نذر خود مختار است، مثلاً مىتواند نذر كند:
گوسفندى را براى خدا در حرم فلان امام يا امامزاده قربانى كند، يا حتّى
مىتواند پول يا گوسفند يا هر چيز ديگرى را براى خدا نذر كرده و آن را
به شخص خاصّى از علماء، بزرگان، سادات، افراد مؤن و متّقى بدهد و
يا مىتواند آن را به فقرا داده، يا جمعى را با آن اطعام كند و يا به هيئات و
عزاداران بدهد.
پس وقتى شيعيان مثلاً در ماه محرم براى حضرت سيدالشهداء علیه السلام نذر
كرده و اطعام مىدهند؛ در واقع به اين معناست كه براى خدا نذر مىكنند
و به خاطر محبّتى كه به ذريه رسول اللّه صلی الله علیه و آله دارند، در ايامى كه متعلّق به
هر كدام از آل اللّه هست به مردم مسلمان اطعام مىدهند؛ باشد كه ثواب
اين صدقه و اطعام و نذرى كه دارند، به لطف و محبّت به ائمّه
معصومين علیهم السلام مضاعف شود.
در نذر براى غير از ائمّه اطهار علیهم السلام (مثلاً براى اموات) هدف شان در
واقع نذر براى خداى تعالى است كه ثواب آن نذر را به صاحب قبر اهداء
مىكنند، مثلاً: معمولاً شيعيان براى اموات شان در شبهاى جمعه
طعامى درست كرده و به ديگران مىدهند كه اين كار را لِلّه (براى خدا)
انجام داده و ثوابش را به روح اموات خود هديه مىكنند، بلكه باقيات
الصّالحاتى باشد و باعث نجات آن عزيز از دست رفته شان گردد، و يا
اگر آن ميت فرد پاكى بوده، سبب ارتقاء و علوّ درجه ايشان در عالم بعد
شود.
لذا مشخّص شد كه مقصود از طعام نذرى، تقرّب به اموات و به علّت نذر
براى آنها نيست؛ بلكه براى خدا و هدف تقرّب به سوى خداى تعالى
است.
[1] – المقنعه كتاب نذر صفحه: 561.
[2] – الروضه البهيه فى شرح اللمعة الدمشقيه صفحه: 232.
[3] – جواهر الكلام جلد: 35 صفحه: 172.