معلوم شد كه شيعيان تنها نذر را براى خداى تعالى و تقرّب جستن به او
انجام مىدهند و منظورشان از بردن نام اموات در نذر، فرستادن ثواب آن
نذر براى وى است، بزرگان اهل سنّت نيز چنين عملى را نه تنها نهى
نكرده، بلكه ستوده و علّت نذر و صدقاتى كه مردم مسلمان براى اموات
خويش مىدهند را بيان كرده اند؛ به عنوان مثال:
شيخ سلامه عزامى شافعى مىگويد:
“من استخبر حال من يفعل ذلك من المسلمين وجدهم لا يقصدون
بذبائحهم و نذورهم للأموات إلاّ الصدقة عنهم و جعل ثوابها لهم.
و قد علموا ان اجماع أهل السنّة منعقد على أن صدقة الأحياء نافعة
للأموات واصلة إليهم، و الأحاديث فى ذلك صحيحة مشهورة:
منها ما صحَّ عن سعد، انه سأل النبى صلی الله علیه و آله قال: يا نبى اللّه ان اُمّى افتلتت
(أى ماتت) و أعَلْمُ أنها لو عاشت لتصدقت أفإن تصدَّقتُ عنها أينفعها
ذلك؟ قال: نعم . فسأل النبيِّ: أيُّ الصدقة أنفع يا رسول اللّه صلی الله علیه و آله؟ قال:
الماء، فحفر بئراً و قال: هذه لاُمّ سعد“؛[1]
يعنى: هر كس كه در احوال مسلمانانى كه اين كار را انجام مىدهند،
مطالعه كند متوجّه خواهد شد كه ايشان از نذر و قربانىخويش براى
اموات، غير از صدقه دادن براى ايشان و فرستادن ثوابش براى آنها قصد
ديگرى ندارند.
و قطعاً بدان كه اجماع اهل سنّت بر اين مطلب است كه صدقه افراد زنده
براى اموات و گذشتگان سود داشته و به ايشان خواهد رسيد؛ و روايات
در اين زمينه بسيار مشهور هستند؛ روايتى از سعد رسيده كه از رسول
خدا صلی الله علیه و آله سؤل كرد و عرضه داشت: مادر من از دنيا رفته و مىدانم اگر
زنده مىماند صدقه مىداد؛ آيا اگر از جانب او صدقه بدهم به او سودى
مىرسد؟ آن حضرت پاسخ دادند: آرى.
پس سؤل كرد: اى رسول خدا! كدام صدقه فايده اش بيشتر است؟
حضرت فرمودند: آب، پس چاهى حفر كرده و گفت: ثواب استفاده از
آب اين چاه براى مادر سعد است.
وى در ادامه مىگويد:
“اللام فى هذه لاُم سعد هى اللام الداخلة على الجهة التى وجّهتْ إليه
الصدقة لا على المعبود، المتقرّب إليه، و هى كذلك فىكلام المسلمين،
فهم سعديون لا وثنيون، و هى كاللام فى قوله تعالى: انّما الصدقات
للفقراء“؛[2]
يعنى: حرف “لام” در عبارت “لِاُمِ سعد” (يعنى براى مادر سعد) لامى
است كه جهت و علّت را معيّن مىكند؛ يعنى در واقع همان جهتى كه
صدقه را براى آن قرار داده است؛ نه اين كه براى تعيين معبودى كه به
سوى او تقرّب جسته مىشود. در كلام مردم مسلمان نيز همين طور
است؛ ايشان خدا را مىپرستند و بت پرست نيستند و اين “لام” مانند
“لام” در كلام خداوند است كه فرموده است: بدرستى كه صدقات براى
فقراء است.
روايات اهل سنّت از رسول خدا صلی الله علیه و آله نيز دلالت بر صحّت نذر دارد:
ثابت بن ضحاك از رسول خدا صلی الله علیه و آله روايت كرده:
“أنّ رجلا سأله أنّه نذر أن يذبح ببوانه، فأتى رسول اللّه، فأخبره فقال صلی الله علیه و آله
هل كان فيها وثنٌ من أوثان الجاهلية يُعبد؟
قالوا: لا.
قال: هل كان فيها عيد من أعيادهم؟
قالوا: لا، قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله أَوفِ بنذرك، فانه لا وفاء لنذر فى معصية
اللّه، و لا فيما لا يملك ابن آدم“؛[3]
يعنى: شخصى نزد پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله آمده و سؤل كرد: نذر كرده كه در
بوانه،[4] قربانى دهد.
حضرت سؤل فرمودند: آيا در آنجا بتى از بتهاى جاهليّت پرستيده
مىشده؟
عرض كرد: خير.
حضرت فرمودند: آيا آنجا محلّ مراسمى خاص از رسوم جاهليّت بوده
است؟
عرض كرد: خير.
حضرت فرمودند: به نذرت وفا كن، به درستى كه در راه معصيت خدا و
همچنين در مسائلى كه انسان قادر به انجام آن نمىباشد وفا به نذر لازم
نيست.
اين روايت از نظر بزرگان اهل سنّت روايت صحيحى است و يحيى بن
شرف النووى در ذيل اين روايت مىگويد: “رواه أبو داوود بإسناد صحيح
على شرط البخارى و مسلم”؛[5]
يعنى: ابو داوود اين روايت را با سند صحيح طبق شروط بخارى و مسلم
آورده است.
ميمونه از رسول خدا صلی الله علیه و آله روايت كرده:
“حدثنا على بن عبدالعزيز ثنا أبونعيم ثنا عبد اللّه بن عبدالرحمن يعنى بن
كعب الطائفى عن يزيد بن مقسم عن ميمونة بنت الحارث أنها كانت
رديف أبيها فسمعت أباها يسأل النبى صلی الله علیه و آله قال إنى نذرت لأنحرن ببوانة
فقال هل بها وثن أو طاغية تعبد قال لا قال أوف بنذرك“؛[6]
يعنى: از ميمونه روايت شده كه در پشت سر پدر خويش نشسته بود؛
پس از پدرش شنيد كه از رسول خدا صلی الله علیه و آله سؤل كرد: من نذر كردهام در
بوانه قربانى كنم؛ پس حضرت فرمودند: آيا در آنجا بت يا شيطانى
پرستش مىشده؟
عرض كرد: خير؛ پس حضرت فرمودند: به نذرت وفا كن.
همچنين
“أن أباها قال للنبى صلی الله علیه و آله انى نذرتُ أن أذبح خمسين شاة على بوانه، فقال:
هناك شىء من هذه النُصُب؟
فقال: لا.
قال صلی الله علیه و آله فأوفِ بنذرك، فذبح تسعاً و أربعين و بقيت واحدة، فجعل يعد و
خلفها و يقول: اللهمّ أوفِ بنذرى حتى أمسكها فذبحها“؛[7]
يعنى: پدر او به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت: من نذر كردهام پنجاه گوسفند در
بوانه قربانى كنم؛ حضرت فرمودند: آيا در آنجا چيزى از بتها نصب
شده؟
عرض كرد: خير.
حضرت فرمودند: پس به نذرت وفا نما؛ پس 49 گوسفند را قربانى
نموده و يكى باقى ماند؛ پس به دنبال آن گوسفند به راه افتاده و مىگفت:
خدايا به نذر خود وفا مىنمايم تا اين كه گوسفند را گرفته و قربانى نمود.
ممكن است اين روايت با روايت ثابت بن ضحاك يكى باشد، البتّه در
بعضى روايات با آن اختلاف دارد.
بنابراين ثابت كرديم كه ادعاى ابن تيميه در مورد نذر كردن شيعيان
بىپايه و اساس است؛ چرا كه اگر منظور ايشان از حرمت نذر براى قبر
اين باشد كه شيعه براى خدا نذر نمى كند و براى صاحب قبر نذر مىكند؛
كه ثابت نموديم از نظر شيعه يك چنين نذرى باطل است، و اگر احياناً
منظورش اين باشد كه نذر كردن در مكان قبر ايراد دارد و براى قبر
موضوعيت قائل باشد؛ كه اين هم ادّعاى بىدليلى است؛ چرا كه ادلّه
حجيت و صحت نذر تمام مذاهب اسلامى آن را مقيد به مكان
خاصّىننموده و لسان ادلّه چه در منابع شيعى و چه در منابع سنّى داراى
اطلاق است، ضمن اين كه رواياتى كه آورديم به صراحت بيان مىكند كه
رسول خدا نذر كردن در اماكن خاص را، به شرط نبودن بتها يا اعياد و
سنن جاهلى، كاملاً مجاز مىداند، مطلب بعد: بوانه كه در روايات آمده
نام مكان خوش آب و هوايى است كه حتّى به يكى از بهشتهاى
چهارگانه دنيا لقب گرفته كه يا در سرزمينهاى فارس بوده،[8] و يا
روستايى بعد از ينبع بعد از ساحل دريا بوده است.[9]
[1] – فرقان القرآن: صفحه: 133.
[2] – سوره: توبه، آيه: 60.
[3] – سنن أبى داود جلد: 3 صفحه: 238 حديث: 3313 باب ما يؤر به من الوفاء بالنذر.
[4] – روستايى بعد از ينبع نزديك ساحل دريا معجم البلدان جلد: 1 صفحه: 505.
[5] – المجموع شرح المهذب جلد: 8 صفحه: 358.
[6] – المعجم الكبير جلد: 19 صفحه: 189.
[7] – معجم البلدان جلد: 1 صفحه: 505 ذيل كلمه بوانة.
[8] – تاج العروس جلد: 18صفحه: 73.
[9] – معجم البلدان جلد: 1 صفحه: 505.