پايه و اساس قانون جذب همان فيلتر ذهنى است، اين صافى يا فيلتر
اجازه نمىدهد كه اطلاعات بيهوده و مضر وارد ذهن شما شود. مثلا اگر
پس از يك پياده روى طولانى در خيابان از شما بپرسند “شما كه در
خيابان بوديد، آيا اتومبيل سانتافا هم ديديد؟” شما گيج شده و
نمىتوانيد جواب درستى بدهيد، اما اگر شما قصد خريد اتومبيل داشته
باشيد، و اتفاقا سانتافا نيز يكى از انتخابهاى مهم شما باشد، آن وقت
ديگر وضعيت فرق مىكند. يعنى اگر اتومبيل مورد نظر از كنارتان عبور
كند ديگر نسبت به آن بىتفاوت نخواهيد بود. در اين جا فيلتر ذهنى
اجازه ورود اطلاعات را مىدهد.
به عبارت ديگر وقتى برنامهاى در ذهنمان داشته باشيم و يا هدفى
تعيين كرده باشيم كه برايمان مهم باشد، ذهن ما هر چيزى را كه با آن در
ارتباط باشد جذب مىكند. يك مسير، يك حركت، يك سخن، يك
شخص، يك مغازه و… .
نكته مهمى كه بايد بر آن دقت كنيد اين است كه تمام اين عوامل
براى شما به وجود نمىآيند، بلكه آن مسير و يا آن مغازه و يا ديگر موارد
مذكور آنجا هستند، تمام عوامل در جريان خواهد بود چه شما هدف و
برنامهاى داشته باشيد و چه نداشته باشيد، اما حال كه هدف داريد به
خاطر آن هدف و تمركزى كه روى آن هدف داريد متوجه آنها
مىشويد، گويى كه ناگهان مىبينيد راههاى مهمى كه شما را به هدفتان
مىرساند در جلوى پايتان قرار گرفته است.