سؤال صد و بيست و ششم:
در روايتى كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله مىفرمايند: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ أَنْ يُؤخَذَ
بِرُخَصِهِ كَمَا يُحِبُّ أَنْ يُؤخَذَ بِعَزَائِمِهِ اگر ممكن است در رابطه با اين آزاد
بودن قدرى توضيح بفرماييد؟ همچنين چگونه مىتوانيم در عين اين
آزاد بودن خواست و نظر خداى تعالى و اوليائش عملى كنيم؟
پاسخ ما:
آزاد بودن مطلق اصلا معنا ندارد در دنيا هر شخصى كه تصور كنيد در اين رابطه از
سه حالت خارج نيست، يا بنده خداى تعالى است، يا بنده شيطان و يا بنده هواى نفس
است و چهارمى ندارد لذا همه بندهاند.
و اين كه در روايت مىفرمايد: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ أَنْ يُؤخَذَ بِرُخَصِهِ همين هم در اثر
عبوديت است يعنى چون خداى تعالى اجازه فرموده كه در اين جا من خودم تصميم
بگيرم و آزاد باشم من الآن خودم تصميم مىگيرم امّا اگر خداى تعالى اين اجازه را نداده
بود من نيز تصميمى نمىگرفتم.
مثلاً خداى تعالى اجازه نداده كه شما اگر دوست داشتيد نماز صبح را بخوانيد اگر
دوست نداشتيد نخوانيد و يا به شما اجازه نداده كه اگر دوست داشتيد شراب بخوريد
بلكه نماز را حتما بايد بخوانيد و شراب را هم حتما نبايد بخوريد امّا مثلاً سيب را به
شما اجازه داده كه خودتان تصميم بگيريد كه آيا بخوريد و يا نخوريد و يا اگر خواستيد
بخوريد چه وقت و چه اندازه بخوريد حالا اگر خداى تعالى براى خوردن سيب حكم
خاصّى صادر كرده بود تمام مسلمانان طبق همان حكم سيب مىخوردند پس همين
آزادى هم منظور در چهار چوب احكام و قوانين شرع است نه اين كه ديگر ما آزاديم و
خودسر مىتوانيم جلو برويم.
مثلاً در خوردن همان سيب با اين كه آزاد هستيم امّا اگر براىمان ضرر جدى
داشت خوردن سيب نيز براى ما حرام مىشود پس مىبينيم اين آزادى بىحساب و
كتاب هم نيست و براى خود اصولى دارد.
سؤال صد و بيست و هفتم:
چه چيزى باعث مىشود كه تمامى اعمال و عبادات انسان مورد
قبول خداى تعالى و اوليائش واقع شود؟ مانند حضرت ابراهيم علیه السلام كه
پس از ساخت خانه كعبه بيان كردند ربنا تقبل منا و خداوند هم از ايشان
قبول كرد؟
پاسخ ما:
در مقابل خداى تعالى و اوليائش تسليم محض باشيد مسلمان يعنى شخصى كه
تسليم اوامر خداى تعالى و اوليائش مىباشد خداى تعالى مىفرمايد: وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ
الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ.[1] و يا در جاى ديگرفرمايد:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِى السِّلْمِ كَافَّه.[2]
سؤال صد و بيست و هشتم:
چگونه يك فرد مىتواند به هر نحوهاى كه شده و از دستش بر مىآيد
تابع اولياء خدا باشد؟ و اين تابع بودن چگونه حاصل مىگردد؟
پاسخ ما:
اين گونه حاصل مىشود:
اولياء خدا كه در اين سؤال منظور اهلبيت عصمت و طهارت علیهم السلام هستند الگوى
مادى و معنوى براى بشريت هستند لَقَدْ كانَ لَكُمْ فى رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ [3] بنابراين
بايد هر گونه كه آن بزرگواران زندگى كردهاند ما هم همان گونه زندگى كنيم به هر چه ما
را امر كردهاند انجام دهيم و از هر چه نهىمان كردهاند بپرهيزيم و به طور كلى براى تك
تك اعمالمان دليلى محكم داشته باشيم كه طبق دأب و رويه و سخنان اولياء الهى بوده
است.
سؤال صد و بيست و نهم:
چرا در حالات بعضى از انبياء و بزرگان همچون حضرت زكريا و…
داريم كه از خداوند تقاضاى داشتن فرزند داشتهاند آيا اين از مقام تسليم
به دور نيست؟ چون اگر خداوند صلاح مىدانست فرزندى به آنها عطا
مىكرد؟
پاسخ ما:
استاد عزيزم كه (جانم به فدايش)، روزى فرمودند: يك جملهاى است كه در
روايات نيست امّا از ناحيه بزرگان است و بسيار جمله خوب و حكيمانهاى است و آن
اين كه فرمودهاند: الدعا من التسليم يعنى دعا كردن خودش نشانه تسليم بودن است دعا
كردن مستحب است و خود خداى تعالى فرموده دعا كنيد تا من شما را اجابت كنم
ادْعُونى أَسْتَجِبْ لَكُمْ [4] بزرگان نيز به محضر پروردگار دعا مىكنند امّا بعد از دعا ديگر
تسليم هستند يعنى مانند ما نيستند كه اگر دعا كرديم توقع اجابت نيز داريم بزرگان دعا
مىكنند و اجابتش را به مصلحت پروردگار مىدانند يعنى اگر حوائجشان به آنها داده
شد فبها و اگر هم داده نشد باز معتقدند دعايشان مستجاب شده و اجابتش به همين
ندادن است چون به هر جهت صلاحشان نبوده پس خدا هم اجابتشان نموده و چيزى
كه به صلاحشان نبوده به آنها نداده است.
[1] – سوره: آل عمران آيه:85.
[2] – سوره: بقره آيه: 208.
[3] – سوره: احزاب آيه: 21.
[4] – سوره: غافر آيه: 60.