سؤال صد و پنجاه و پنجم:
اين كه در تاريخ آمده بعضى از اصحاب ائمه اطهار علیهم السلام خدمت
ايشان مىرسيدهاند و ايمان و اعتقادات خود را ارائه مىدادهاند به چه
صورت بوده است؟
پاسخ ما:
به اين صورت بوده كه شيعيان مىرفتند حضورى خدمت امام زمانشان و آن چه
كه معتقد بودهاند را به آن حضرت مىگفتند و ارائه مىدادند و امام علیه السلام هر كدام از
عقايدشان كه صحيح بود را تأييد مىفرمودند و هر كجا عيب و ايرادى داشت تصحيح
مىفرمودند و از هر اعتقادى هم كه بد و فاسد بود منعشان مىفرمودند.
سؤال صد و پنجاه ششم:
با توجه به اين كه بزرگان فرمودهاند اعتقادات زير بناى كمالات است
آيا ممكن است كه شخصى با اعتقادات ناصحيح در اخلاق و تزكيه نفس
به جائى برسد؟
پاسخ ما:
تا آن جا كه من از استاد عزيزم (جانم به فدايش)، ياد گرفتهام تا كسى اعتقاداتى
صحيح و مطابق با صراط مستقيم اهلبيت عصمت و طهارت علیهم السلام كسب نكند امكان
پيشرفت در زمينه معنوى برايش وجود ندارد و همچنين هر كسى نيز به همان اندازه كه
اعتقاداتش صحيح مىباشد امكان پيشرفت در معنويات و روحيات برايش ميسّر است
البته بعضى مانند متصوّفه ممكن است فكر كنند با اعتقادات غلط پيشرفت معنوى دارند
امّا در اصل آنها هيچ پيشرفتى نكرده و نمىكنند و لحظه به لحظه به جاى اين كه از
شيطان دور و به خداى تعالى نزديك شوند از خداى تعالى دور و به شيطان نزديكتر
مىشوند.
سؤال صد و پنجاه و هفتم:
با توجه به اين كه در نزد خداى تعالى داشتن اعتقادات صحيح از هر
چيزى مهمتر است منظور از اين كه خدا در آيه 69 سوره مائده فرموده
هر كس ايمان به خدا و روز قيامت بياورد و عمل صالح كند خواه يهودى
باشد يا مسيحى يا ستاره پرست، همچون اولياء خدا نه خوفى و نه ترسى
دارد چيست؟ آيا اين افراد با همين اعتقاد غلط به صرف عمل صالح
كردن ولى خدا مىگردند؟
پاسخ ما:
در آيه شريفه آمده مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ به نظر شما مفهوم ايمان آوردن
چيست؟
مثلاً وقتى مىگويند به اولياء خدا ايمان بياوريد يعنى شخص از اعتقادات غلط و
نادرست قبلى و گذشته خود دست بردارد و اعتقادات صحيح و پاك را بپذيرد اين كار
يعنى ايمان آوردن بعد مىفرمايد: وَ عَمِلَ صالِحاً يعنى به اعتقادات صحيحى كه به كمك
اولياء خدا كسب مىكنيد بايد عمل هم بكنيد نه اين كه فقط صرف گفتن با زبان و يا
نوشتن با قلم باشد.