سؤال صد و هفتم:
اگر بخواهيم در زيارت امامان معصوم و امام زادگان بهترين زيارت
را كنيم، حالات روحى و جسمىمان در هنگام زيارت بايد چگونه
باشد؟ لطفاً اگر ممكن است در اين رابطه قدرى توضيح بفرماييد.
پاسخ ما:
در زيارت اهلبيت عصمت و طهارت علیهم السلام حالت روحى بايد اين گونه باشد:
آنها را امام از طرف خدا و كسانى كه مفترض الطاعه هستند بدانيم وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ
إِمَامٌ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ عَلَى الْعِبَادِ[1] همچنين آنها را نبايد مرده
بدانيم بلكه بايد بدانيم آنها زندهاند و بر ما احاطه كاملى دارند ما را مىبينند و صدايمان
را مىشنوند و جواب به ما مىفرمايند: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فى سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ
أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ [2] و از آن بالاتر از خطورات قلبىمان نيز آگاهى دارند وَ قُلِ
اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُون.[3]
حالات جسمى بايد مطابق با ادب باشد يعنى زيارت حضرت على بن
موسىالرضا علیه السلام كه مىرويد اگر شرايط روحى كه در بالا عرض شد رعايت كرده
باشيد هيچ گاه با بىادبى به خاطر اين كه به ضريح برسيد مردم را فشار نمىدهيد.
بوسيدن ضريح كار خيلى خوبى است امّا نه به قيمت حق الناس كردن و اصلا اگر
كسى معتقد باشد حضرت رضا علیه السلام در آنجا حضور دارند و آنها را مىبيند اگر كوچك
ترين ادب و معرفتى داشته باشد به هيچ وجه نمىتواند بعضى از اين كارهاى سبكى كه
بعضى در كنار قبر ائمه اطهار علیهم السلام انجام مىدهند مرتكب شود.
بزرگان و اولياء خدا هيچ گاه آن كارهائى كه مردم عوام مىكنند انجام نمىدهند
بلكه با ادب وارد حرم مىشوند و خيلى مؤب يك گوشه مىايستند زيارتشان كنند و
اگر ضريح خلوت بود تبركا ضريح امام را مىبوسند و اگر مانند حرم على بن
موسىالرضا علیه السلام شلوغ بود بعد از زيارت و توسل نمودن از همان جا برمىگردند و به
طرف ضريح نمىروند.
سؤال صد و هشتم:
آيا هزينهاى كه در سفرهاى زيارتى ائمه اطهار علیهم السلام يا امام زادگان
بزرگوار خرج مىشود جزء انفاق حساب مىشود و براى پاكى روح موثر
است؟
و آيا عوام مردم كه براى زيارت ائمه اطهار علیهم السلام هزينه مىكنند، در
پاكى روحشان مؤثر است يا فقط براى مؤنين اثر دارد؟
پاسخ ما:
هزينههائى كه در اين راه خرج مىشود ممكن است جزء انفاق محسوب نشود امّا
اثرات بسيار زيادى در پاكى و پيشرفت روح دارد و در واقع اصل و حقيقت پيشرفت
روح در همين مسأله خلاصه مىشود.
انسان تا مىتواند چه از جهت روحى و چه از جهت جسمى بايد خود را مقرب به
اولياء الهى كه در رأس همه آنها ائمه اطهار علیهم السلام هستند نمايد.
هر كدام از شيعيان با هر روحيه و اعتقاد به سفر زيارتى ائمه اطهار علیهم السلامبروند اگر
گناه كار باشند باعث بخشش گناهان و پاكى روحشان و اگر گناه كار نباشند باعث تقرب
و پيشرفت بيشتر براى روحشان به خداى تعالى مىشود مَنْ زَارَنِى حَيّاً أَوْ مَيِّتاً أَوْ زَارَ
أَبَاكَ أَوْ زَارَ أَخَاكَ أَوْ زَارَكَ كَانَ حَقّاً عَلَيَّ أَنْ أَزُورَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ أُخَلِّصَهُ مِنْ ذُنُوبِهِ.[4]
ما شيعيان، ائمه اطهار علیهم السلام همچنين انبياء الهى و اولياء خدا را به تائيد قرآن زنده
مىدانيم وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فى سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ [5] و
آنها را واسطه و وسيله تقرب خويش به خداى تعالى قرار مىدهيم أَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ
بَيْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاء[6] قرآن مجيد نيز واسطه گرفتن و توسل كردن به اولياء و انبياء
الهى را عمل بدى ندانسته و براى تائيد و تشويق ما مردم مسلمان به اين كار جرياناتى از
توسل كردن ديگران به انبياء الهى ذكر فرموده مثلاً قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا
خاطِئينَ * قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّى إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ.[7]
در اين دو آيه وقتى فرزندان حضرت يعقوب به او كه پيامبر خداست توسل
مىكنند و از ايشان مىخواهند كه براى بخشش گناهانشان نزد خداى تعالى واسطه
شود حضرت يعقوب با اين كه پيامبر خداست به آنها نمىفرمايد: چرا به من رجوع
مىكنيد مستقيم به در خانه خدا برويد بلكه از آنها قبول مىكند و مىفرمايد: به زودى
براى شما طلب بخشش مىكنم.
سؤال صد و نهم:
آيا روايتى مبنى بر اين كه وقتى براى زيارت اولياء خدا مىرويم
غسل بكنيم وجود دارد؟
پاسخ ما:
روايت كلى وجود ندارد فقط براى اهلبيت عصمت و طهارت و همچنين
انبياء علیهم السلام روايت داريم در مورد مابقى اولياء اللّه بايد ببينيم هر كدامشان كه از ناحيه
امام معصوم علیه السلام روايتى مبنى بر غسل زيارت برايشان صادر شده باشد مىشود به قصد
ورود غسل كرد وگرنه يا نبايد غسل كرد و يا به نيت رجاء بايد غسل نمود.
سؤال صد و دهم:
فردى كه به زيارت خانه خدا مىرود يكى از علائم و نشانههاى اين
كه زيارتش مورد قبول واقع شده اين است كه امام زمانش را ملاقات
كند.
اول:
آيا اگر فردى به محضر امام زمانش برسد ولى ايشان را نشناسد و يا
ملاقاتى صورت گرفت و همان موقع ايشان را نشناسد امّا بعد از جدا
شدن از امام زمانش متوجه حقيقت گردد آيا اين فرد زيارتش مورد قبول
واقع شده است؟
دوم:
آيا اين مسأله نسبت به زيارت اهلبيت عصمت و طهارت علیهم السلام هم
صدق مىكند؟
سوم:
اين مسأله نسبت به اولياء خدا غير از معصومين چگونه است؟
پاسخ ما:
اول:
اصل روايت اين است تَمَامُ الْحَجِّ لِقَاءُ الْإِمَامِ[8] بله چنين شخصى امام زمانش را
ملاقات نموده است.
دوم:
بله اين روايت شامل امام هر زمانى مىشود.
سوم:
اين روايت مربوط به غير از اهلبيت عصمت و طهارت علیهم السلام نمىشود.
[1] – تهذيبالأحكام جلد: 6 صفحه: 108.
[2] – سوره: آل عمران آيه 169.
[3] – سوره: توبه آيه: 105.
[4] – منلايحضرهالفقيه جلد: 2 صفحه: 577.
[5] – سوره: آل عمران آيه: 169.
[6] – فرازى از دعاى ندبه.
[7] – سوره: يوسف آيه: 97 و 98.
[8] – الكافى جلد: 4 صفحه: 549.