سؤال هشتاد و يكم:
آيا فقهاء جامع الشرائط كه در زمان غيبت، نائب امام معصوم
مىباشند داراى ولايت هستند؟
پاسخ ما:
فقهاء جامع الشرائط در زمان غيبت، همگى نائبان عام امام زمان «ارواحنا فداه» هستند
و بر ديگران ولايت تشريعى دارند روزى خدمت يكى از مراجع عظيم الشأن تقليد
بودم و بحث من با ايشان در مورد ولايت فقهاء بود كه آيا در زمان غيبت امام
معصوم علیه السلام همه فقهاء ولايت دارند يا تنها يك فقيه ولايت دارد ايشان به روايت
الْفُقَهَاءُ أُمَنَاءُ الرُّسُل[1] استدلال كرده و فرمودند: همه فقهاء اگر جامع الشرائط باشند
صاحب ولايتند چون در روايت جمع به كار برده شده و فرمودهاند الفقهاء.
سؤال هشتاد و دوم:
آيا اعمال نيك و كارهاى خوب افرادى كه تحت تربيت و ولايت
يك ولى خدا هستند ارزشمندتر از افرادى است كه همان اعمال را انجام
مىدهند امّا تحت تربيت و ولايت نيستند؟ و آيا تحت تربيت و ولايت
فقهاء بودن ملاك ارزش براى اعمال و كارهاى افراد هست؟
پاسخ ما:
هيچ عملى از كسى كه تحت ولايت نباشد قبول نيست و كوچكترين عمل از
شخصىكه تحت ولايت است حتى اگر در نيتش خطور كند مورد قبول و مانند كسى
است كه آن كار را انجام داده باشد و ثواب زيادى برايش ثبت مىكنند لَوْ أَنَّ رَجُلًا قَامَ
لَيْلَهُ وَ صَامَ نَهَارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمِيعِ مَالِهِ وَ حَجَّ جَمِيعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ يَعْرِفْ وَلَايَةَ وَلِيِّ اللَّهِ
فَيُوَالِيَهُ وَ يَكُونَ جَمِيعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَةٍ مِنْهُ إِلَيْهِ مَا كَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ حَقٌّ فِى ثَوَابِهِ وَ لَا كَانَ
مِنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ.[2]
سؤال هشتاد و سوم:
در سوره نساء در مورد جريان اسامه با مرداس بن نهيك فدكى شما
فرموده بوديد كه اسامه بعد از اين جريان قسم ياد كرد كه من با گوينده
كلمه شهادتين مقاتله ننمايم و به خاطر همين مسأله در جنگهاى
اميرالمؤمنين علیه السلام با آن حضرت تخلف مىورزيد لطفا كمى در اين باره
مخصوصا در مورد گوينده شهادتين توضيح بفرمائيد؟
پاسخ ما:
شهادتين گفتن يعنى كسى كه جملات أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ و أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدً
رَسُولُ اللَّه را به زبان جارى كند. همان گونه كه مىدانيد دشمنان اميرالمؤمنين على بن
ابىطالب علیهم السلام خودشان را مسلمان مىدانستند و اين دو جمله هم بر زبان جارى
مىكردند.
على بن ابى طالب علیهم السلام مىفرمود: قرآن ناطق من هستم صاحب شرع و دين
مقدس من هستم به قرآن سر نيزه آنها توجه نكنيد ولى بعضى مىگفتند اينها هم
مسلمان هستند و صحيح نيست كه ما با آنها بجنگيم اسامه نيز يكى از آنها بود.
انسان هميشه بايد زيرك باشد در زمان اميرالمؤمنين همه ادعاى ديانت داشتند امّا
اكثرا يك مشت اراذل و اوباش و افراد منحرف بودند حتى بعضى ادعاى خليفه رسول
اللّه بودن داشتند امّا يك عده آن قدر نمىفهميدند و نمىتوانستند تشخيص دهند على
بن ابى طالب علیهم السلام خليفه و جانشين بلافصل پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله است.
شما فكر نكنيد فقط در روز غدير خم پيامبر جانشينى على بن ابى طالب علیهم السلام را
اعلام فرمودند. بلكه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله از همان شب اول رسالتشان وقتى كه آيه وَ أَنْذِرْ
عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِين[3] نازل شد جانشينى آن امام مظلوم را اعلام فرمود و از آن لحظه تا
آخر عمر شريفشان هميشه به هر بهانهاى وصايت و خلافت و ولايت و جانشينى
بلافصل ايشان و فرزندان معصومش علیهم السلام را اعلام مىفرمودند امّا يك عده نخواستند
قبول كنند و قبول هم نكردند و با عوام فريبى ديگران را نيز فريفتند و عدهاى هم
ترساندند و خلاصه در حق آن امام مظلوم اجحاف كردند.
سؤال هشتاد و چهارم:
اگر خانمى با يك ولى خدا ازدواج كند آيا اين ازدواج باعث مىشود
كه سريعتر موفق به پاكى روح و تزكيه نفس شود با توجه به اين كه
خانمها بعد از ازدواج تحت ولايت همسر خويش هستند؟
پاسخ ما:
يك خانم معلوم نيست كه تحت ولايت همسرش كه ولى خدا هست باشد
بسيارى از همسران اولياء و انبياء الهى بودهاند كه نه تنها ولايت همسر خويش نپذيرفته
اند بلكه با همسر خويش مخالفت و معاندت داشتهاند همسر حضرت لوط، همسر
حضرت نوح، همسر امام مجتبى علیه السلام، همسر امام جواد علیه السلام و… . جزء خانمهائى
هستند كه نه تنها ولايت همسر خويش را نپذيرفتند بلكه با همسران خويش دشمن
بودند.
اگر كسى قبول ولايت كند اهل پيشرفت در معنويات، و در دنيا و آخرت به فلاح و
رستگارى خواهد رسيد و ربطى به اين كه همسر امام و يا پيامبر باشد و يا همسر آنها
نباشد ندارد.
سؤال هشتاد و پنجم:
چه تفاوتى ميان ولايت كسى كه ولايت خاص دارد با ولايت كسى
كه ولايت خاص الخاص دارد هست؟
پاسخ ما:
استاد عزيم (جانم به فدايش) اين گونه به ما ياد دادهاند ولايت خاص الخاص
مخصوص ائمه اطهار علیهم السلام است ولايت خاص مخصوص فقهاء جامع الشرايط است
براى من و شما شايد فرقى نداشته باشد چون فقهاء جامع الشرايط در چهار چوب
سخنان اهلبيت عصمت و طهارت علیهم السلام حركت مىكنند و خداى تعالى فرموده يا أَيُّهَا
الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ مِنْكُمْ.[4]
و يا فرموده إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا.[5]
و أُولِى الْأَمْرِ ما كه همان اهلبيت عصمت و طهارت علیهم السلام باشند در غياب و نبود
خويش ما را به اطاعت از فقهاء جامع الشرايط امر فرمودهاند، امام عصر «ارواحنا فداه»
فرمودهاند وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِى عَلَيْكُمْ وَ
أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ.[6]
در كل فرقش در اين است كه صاحبان ولايت خاص الخاص عصمت مطلقه يعنى
همان عصمت از جهل دارند و مستقيم و با نام و مشخصات از طرف خداى تعالى
انتخاب شدهاند و تعدادشان محدود به چهارده نفر است امّا صاحبان ولايت خاص
مستقيم از طرف خدا انتخاب نشدهاند يك سرى مشخصاتى فرمودهاند هر كسى
متصف به آن صفات شود صاحب ولايت مىشود، تعدادشان نيز محدود نيست و
همچنين عصمت مطلقه ندارند يعنى ممكن است از گناه و خطا و اشتباه معصوم بشوند
امّا در همين اندازه ممكن است معصوم بشوند امّا ائمه اطهار علیهم السلام از همان لحظه اول
ورودشان به دنيا عصمت دارند آن هم عصمت مطلقه.
سؤال هشتاد و ششم:
در كتاب در محضر قرآن جلد اول صفحه 144 آوردهايد ائمه
اطهار علیهم السلامبراى شفاعت كردنشان شرط و شروطى دارند، ائمه
اطهار علیهم السلام در چه صورتى انسان را شفاعت مىفرمايند؟
پاسخ ما:
در صورتى كه اهل گناه نباشيم چون بعضى بر انجام گناه اصرار دارند و فكر
مىكنند مشمول شفاعت قرار خواهند گرفت و در مرحله بعد ولايت هم پذيرفته باشيم
اين دو از ابتدائىترين شرايط شفاعت است.
يعنى كسى كه خود را از گناه حفظ مىكند و ولايت اولياء الهى نيز پذيرفته و
مشغول خودسازى است در اين بين ممكن است كم و كاستىهائى داشته باشد ائمه
اطهار علیهم السلام وارد عمل مىشوند و كم و كاستىهاى چنين شخصى را از بين مىبرند به
اين كار شفاعت مىگويند امّا اين كه كسى انجام گناه برايش عادت شده باشد و دائماً
گناهان مختلفى انجام دهد غيبت كند، تهمت بزند و ديگر گناهان انجام دهد و يا اين كه
كسى تمام واجبات را صحيح و اول وقت انجام دهد و حتى مقيد به انجام مستحبات
باشد امّا ولايت ائمه اطهار علیهم السلام را نپذيرفته باشد و هر دو طيف فوق الذكر فكر كنند با
شفاعت وارد بهشت مىشوند كاملا در اشتباه هستند.
سؤال هشتاد و هفتم:
در فرازى از زيارت جامعه كبيره در رابطه با ولايت ائمه
اطهار علیهم السلاممىفرمايد: بمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِينِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ
فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا وَ بِمُوَالاتِكُمْ تَمَّتِ الْكَلِمَةُ وَ عَظُمَتِ النِّعْمَةُ، تمت الكلمه
كه زير سايه ولايت تحقق مىيابد به چه منظور است؟
پاسخ ما:
از استاد عزيزم (جانم به فدايش) پرسيدم ايشان در جواب فرمودند: منظور از
الكلمه در اين جا نعمتهاى خداى تعالى است.
[1] – الكافى جلد: 1 صفحه: 46.
[2] – الكافى جلد: 2 صفحه: 19.
[3] – سوره: شعراء آيه: 214.
[4] – سوره نساء: آيه: 59.
[5] – سوره: مائده آيه: 55.
[6] – وسائلالشيعة جلد: 27 صفحه: 140.